دکتر علیرضا عباسیان طب سنتی

بررسی مبنایی اعتبار مکتب طب اسلامی

گفتگو با دکتر علیرضا عباسیان، عضو هیأت علمی دانشکده طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و مؤسس گروه تحقیقاتی طب اسلامی جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران

.

به نقل از مستند ویژه سومین جشنواره گیاهان دارویی، فرآورده های طبیعی و طب سنتی ایران – ۱۵ تا ۱۸ شهریورماه ۱۳۹۵ (به کوشش تیم پژوهشی شبکه خبری آموزشی گیاهان دارویی)

دانلود Download(توجه: متن کامل این مصاحبه در فایل مستند موجود می باشد. با کلیک نمودن بر روی گزینه بالا می توانید آن را دانلود نمایید.)

.

بنده علیرضا عباسیان فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی تهران و متخصص طب سنتی از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی هستم. بنده و تعدادی از دوستان از سال دوم و سوم پزشکی احساس کردیم که این پزشکی نوین آن رویایی که ما فکر می کردیم و دنبالش بودیم نیست. یعنی آن حسی که یک مریض بیاید و انسان بتواند درمان کامل را در اختیارش بگذارد. البته پزشکی نوین هم چنین ادعایی ندارد و در طب سنتی نیز چنین ادعایی نمی شود. ولی بهرحال یکسری کمبودهایی در طب مدرن وجود داشت و از طرفی عرق ملی و مذهبی که ما داشتیم و می دیدیم که گنجینه ای از گفته های حکما داریم، باعث شد که به این سو برویم. البته اوایل که ما گروهی را در جهاد دانشگاهی راه اندازی کردیم، به نام گروه طب اسلامی بود و بعدا به تدریج دیدیم که این واژه بار حقیقی و حقوقی خاص خود را دارد و دعواهای بسیار زیادی بر سر آن هست. یعنی ما تعداد زیادی آیات و روایات داریم که ائمه اطهار در زمینه بیماری ها، غذاها، گیاهان و .. داشته اند، اما اگر بخواهیم اسم آنرا یک مکتب طب سنتی بگذاریم، نیازمند آن است که بقیه قسمت های آن مکتب طب را نیز داشته باشیم. یعنی به طور کامل علل بیماریها شرح داده شده باشد، به طور کامل آناتومی گفته شده باشد، فیزیولوژی همچنین و نکته مهمتر از همه اینکه مشی ائمه اطهار علیهم السلام بر این باشد که از این استفاده کنند. در صورتی که ما دیدیم که مثلا در تاریخ مواردی وجود دارد که مثلا هنگام ضربت خوردن امیرالمؤمنین(ع) یک پزشک یهودی بر بالین ایشان حاضر می شود و یا پزشک حضرت رسول(ص) که حارث بن کلده بوده، یک فرد نصرانی بوده است. با این تفاسیر به نظر نمی رسد که آنقدری که ما آن موقع تعصب داشتیم که چیزی به نام طب اسلامی هست و باید برویم دنبالش، نیست. مشی ائمه اینطوری بوده که علم را قبول داشته اند و آنرا باز می دیده اند. یعنی همان نظر علامه جوادی آملی که تمام علم را کلا دینی می دانند. چه آنکه دانشمند غربی می فهمد و چه آنکه ما می فهمیم. البته هر علمی یک ضمیمه فرهنگی دارد. مثلا ممکن است همانی را که دانشمند غربی می فهمد، ما با یک ضمیمه فرهنگی بهتری بتوانیم عرضه کنیم، اما او این کار را نکند و مثلا شراب را به عنوان دارو استفاده کند و …

بهرحال ما آن گروه را در جهاد دانشگاهی راه اندازی کردیم و با آن رویکرد مذهبی جلو آمدیم و از آیات و روایات به تدریج به حیطه طب ایرانی که همین ابن سینا و رازی و … هستند رسیدیم و با اساتیدی مثل دکتر اصفهانی، دکتر ناصری و … مرتبط شدیم و سپس رشته طب سنتی راه اندازی شد و در این رشته تحصیل کردیم و سپس فارغ التحصیل شدیم. من قبل از فارغ التحصیلی یک مدتی برای فرصت مطالعاتی در بهترین تیم تحقیقات کمردرد استرالیا حضور داشتم چون پایان نامه من در زمینه درمان کمردرد با طب سنتی ایرانی بود و با پروفسور جان فورد در استرالیا فعالیت می کردم.

با توضیحاتی که فرمودید، من متوجه شدم که شما چیزی به نام مکتب طب اسلامی را قبول ندارید. آیا درست متوجه شده ام؟

ببینید حقیقت این است که ما در آن زمان خیلی افراد مختلف از طیف های متنوعی را دعوت کردیم مثل آقای دکتر آقارفیعی، آقای خیراندیش که بیش از ۳۰ جلسه ۴ ساعته با ایشان جلسه داشتیم، آقای دکتر روازاده، حاج آقای محمدی و … همه بودند. برای این کار، یک کارگروه به نام «کارگروه نظام سلامت در اسلام» ایجاد کردیم.  چون در اسلام بهرحال دستورات طبی و غذایی وجود دارد. اما اینکه این دستورات تا چه حد کامل است و آیا می توان آنرا به عنوان یک مکتب طبی شناخت یا نه، باید مورد بررسی قرار می گرفت. برای انجام کار هم ما در هر حیطه ای معتقد بودیم باید با برترین ها و قله های آن حیطه مذاکره کنیم. مثلا چند جلسه با آیت الله جوادی آملی، چند جلسه با آیت الله مددی که جزو بهترین اساتید علم رجال در حوزه هستند و … مذاکره شد و در نهایت حاصل این مذاکرات قرار شد به صورت یک مجموعه مقالاتی ارائه بشود. بنده با توجه به آن جلسات و تجربیات و بررسی هایی که آن زمان داشتیم، نه می توانم بگویم که چیزی به نام طب اسلامی داریم و نه می توانم بگویم که نداریم. چون این حیطه خیلی حیطه حساسی است. مثلا فردی مثل آقای رسول جعفریان که از اساتید مسلم تاریخ هستند، نه تنها علم دینی را قبول ندارد، بلکه طب سنتی را هم قبول ندارد. متأسفانه امروزه جوی در بین بچه های مذهبی به راه افتاده است که ذاتا تمایل داریم از دین دفاع کنیم و هر چیزی که یک رنگ و لعاب دینی داشته باشد را حمایت کنیم و شعار آن را بدهیم. این مورد در زمینه طب اسلامی نیز به یک معضل تبدیل شده است. یعنی افرادی این پرچم طب اسلامی را بلند کرده اند، بدون اینکه تخصصی در این زمینه داشته باشند. البته انسان های بسیار خوب و سالمی هستند، اما جهل مرکب دارند و پیروان آنها نیز همین جهل مرکب را دارند. این بهرحال برای مملکت به یک معضل تبدیل شده و ترکش های آن نیز به وزارت بهداشت و سیستم بهداشت و درمان کشور و به خصوص به متخصصین طب سنتی و خود طب سنتی می خورد.

دقیقا یکی از سوالاتی که داریم این است که در بعضی مکان ها این فضا بسیار داغ است که افراد بدون هیچگونه تخصصی، وارد مسائل پزشکی می شوند و اقدام به درمان و تجویز و … می کنند. به نظر شما راهکار این موضوع چیست که به این قشر بفهمانیم که بهرحال همین پزشکان هم خدا، اسلام، ائمه و احادیث را قبول دارند و اگر حرفی پیرامون احتیاط درباره ترویج طب سنتی یا اسلامی بدون تخصص لازم می زنند، از باب دشمنی و لجاجت با احادیث و … نیست؟

… (متن کامل این مصاحبه در مستند ویژه سومین جشنواره و نمایشگاه گیاهان دارویی، فرآورده های طبیعی و طب سنتی ایران منتشر شده است که فایل کامل آن را می توانید از اینجا دانلود نمایید).