نام علمی: Silybum Marianumنام انگلیسی: Milk thistle, Ladies’s thistle, Blessed-thistle’s (10.1) نام ایتالیایی: Cardo Mariano (10)نام آلمانی: Silberdistel, Frauendistel , Echte Mariendisted (10) نام عربی: عکوب، حرشف برنی، شوک النصاری (۱۰.۱) نام فارسی: ماریتیغال خار علیص، خار هریم، خارسه، خرشجف، تیغ پنبه، شیشه مور، غاغاسره. (۱) شمال شرقی اهواز (انگز) (۱) جنوب استان فارس (کلرگو) از خانواده: کاسنی (Asteraceae) (2) از راسته: Asterals

گیاهشناسی:

ماریتیغال، گیاهی است یکساله، که در آب و هوای گرم با خاک سبک شنی می روید. ریشه این گیاه مستقیم، به رنگ روشن و دارای انشعابهای زیادی می باشد. ساقه آن نیز مستقیم است و انشعابهای زیادی دارد. ارتفاع ساقه متفاوت بوده و بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ سانتی متر است. برگها پهن و شکننده اند و اوایل رویش به شکل روزت روی زمین قرار می گیرند. دمبرگها بلند، بیضی شکل و خاردار می باشند. وجود لکه های سبزرنگ کلروفیل دار و سفید رنگ که بر اثر ایجاد فاصله بین غشاء و سلولهای کلروفیل دارمزوفیل ایجاد شده به ظاهر برگ حالتی شبیه به سنگ مرمر می دهد. حاشیه برگها خاردار بوده و کاپیتولها به شکل بیضی و تا حدودی تخم مرغی شکل هستند. قطر آنها بین ۵ تا ۸ سانتی متر است. گلهای لوله ای به رنگ بنفش تیره بوده و به ندرت سفیدرنگ می باشند. قسمت خارجی کاپیتولها برجسته و پولک مانند است و از تعداد زیادی زواید خار مانند تشکیل شده اند. میوه (دانه) به شکل تخم مرغ، به طول ۸ میلی متر و ضخامت ۴ میلی متر است. رنگ آن عموماً قهوه ای تیره است، اما قسمت تحتانی آن به رنگ قهوه ای روشن مشاهده می شود. وزن هزاردانه آن ۲۳ تا ۳۱ گرم است (۳۰). وزن مزبور حدود ۲۲ میلی گرم است. (۱) (۲۱) این گیاه به حالت خودرو در کنار جاده های متروک، اراضی بایر و حدود خارجی زمینهای زراعی می روید. برگهای این گیاه بزرگ با کناره های منقسم، دندانه دار، خاردار و به رنگ سبز شفاف است. خارهای نازک و ظریف راس دندانه های برگ این گیاه، رنگ زرد و ظاهر مشخص در مقابل رنگ سبز پهنک نشان می دهد ضمناً چون کناره رگبرگهای آن لکه های سفید وجود دارد، مجموعاً باعث می شود که توجه به مشخصات برگ، باعث سهولت تشخیص آن از گیاهان دیگر این تیره گردد. (۱۰)هر کاپیتول حدود ۱۰۰ دانه دارد و هر گیاه بین ۱۰ تا ۵۰ کاپیتول ایجاد می نماید. زنگ پوشش غشایی بذر بستگی به وضعیت آب و هوایی در مرحله گلدهی دارد. وقتی هوا سرد و بارانی باشد ممکن است دانه ها بدون رنگ شوند. برگهای تازه روییده از بذر (لپه) از یک دوم تا سه چهارم اینچ پهنا و سه چهارم تا یک اینچ درازا دارند. (۱) علی رغم اینکه دانه این گیاه حاوی روغن زیادی است و معمولاً قوه نامیه دانه های روغنی کم است ولی برجستن بعضی از گزارشها بذر ماریتیغال می تواند تا ۹ سال در خاک باقی بماند هرچند درصد جوانه زنی از هر سال تا سال دیگر حدود ۵۰% کاهش می یابد.

پراکندگی جغرافیایی و منشأ:

این گیاه در بعضی از مناطق ایران بصورت خودرو می روید. اطراف مزارع و جاده ها و کنار زمینهای بایر در جنوب کشور بیشتر وجود دارد.منشأ این گیاه نواحی شرقی مدیترانه گزارش شده است و امروزه نیز در جلگه های هموار این نواحی (صفحات دارای اقلیم معتدل شبه مدیترانه ای در فلات ایران) کشت می شود.ماریتیغال در مناطق مختلف کشور ایران مانند چالوس، رودبار، گنبد کاووس و نوده (ارتفاعات ۱۵۰ تا ۲۰۰ متری) و در مازندران در مناطق کلاردشت و بابل (ارتفاعات ۴۵ متری) امارت در دره هراز (ارتفاعات ۵۰۰ متری)، مغرب ایران، آذربایجان در منطقه دشت مرغان. کرمانشان در منطقه کوه نوه و لرستان در باغ سهراب در ارتفاعات ۸۵ متری و خوزستان در مناطق حمیدیه، شوس و رامهرمز و در استان فارس در مناطق فارس در مناطق کازرون، بوشهر و برازجان، ممنی، جهرم و زرین دشت، بصورت خودرو می رویند (۹.۱۰).این گیاه در سطوح وسیعی همه ساله در کشورهای آلمان، اطریش، رمانی و غرب آفریقا کشت می شود. آلمان یکی از تولیدکنندگان عمده دارو از این گیاه است. (۲.۳۰)

توانمندی منطقه کاشان در زراعت گیاه دارویی خارمریم:

در این تحقیق به منظور مطالعه زراعت این گیاه در منطقه کاشان، به دو روش کرتی و نواری، بذرهای گیاه به صورت مستقیم کشت شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که مناسب ترین زمان کشت مستقیم بذر در مزرعه، اوائل فصل پاییز می باشد. کشت نواری (ردیفی) که فواصل بوته ها ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر و فواصل ردیفها ۲ تا ۵/۲ متر از یکدیگر، بهترین بازده تولید محصول را نشان داد. چرخه رویشی گیاه، هفت ماه و دوره زایشی سه ماه می باشد. میانگین عملکرد بازده تولید بذر در هکتار، بین ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ کیلوگرم برآورد شد. همچنین متوسط تولید سالیانه علوفه خشک گیاه، ۴ تا ۵ تن در هکتار می باشد. تنها آفت مشاهده شده در روی گیاه، کرم برگ خوار می باشد که در صورت مبارزه شیمیایی، قابل کنترل می باشد. (۵)

ترکیبات شیمیایی:

اعضای مختلف این گیاه دارای تانن، نوعی ماده تلخ، یک نوع زرین و دانه آن نیز دارای یک ماده روغنی، آمیدن و مواد آلبومینوئیدی می باشد. مواد مذکور در آلبومن دانه، واقع در زیر پوسته خارجی آن وجود دارد. از این نظر برای درمان بیماریها مصرف دانه آن توصیه گردیده است.طبق بررسیهای انجام شده برگ های این گیاه دارای ماده ای به نام کنی سین cnicine است و دانه های آن دارای ماده ای به نام تیرامین (tyramine) است.تیرامین (تیروزامین Tyrosamine، اوته رامین Uteramine ، توکوزین Tocosine، سیستوژن Systogene) به فرمول C18H11NO و به وزن مولکولی ۱۸/۱۳۷ است. تیرامین از تیروزین، بر اثر جدا کردن کربوکسیل (Carboxyl) از آن بدست می آید. علاوه بر Silybum marianum در اعضای گیاه دیگری به نام Viscum albun و در بافتهای حیوانی که پوسیدگی و عفونت حاصل کرده باشند، همچنین در پنیر کهنه وارگو (ergot) یافت می شود.تیرامین به حالت متبلور در بنزن یا الکل بدست می آید. در گرمای ۱۴۵ درجه ذوب می شود. هر گرم آن در ۹۵ میلی لیتر آب ۱۵ درجه و ۱۰ میلی لیتر آب جوش محلول است. در بنزن و گزیلن نیز به مقدار کم حل می شود. کلریدرات آن به فرمول C18H11No.Hcl در مخلوط الکل و اتر به حالت متبلور بدست می آید. نقطه ذوب آن گرمای ۲۶۹ درجه است در آب حل می شود و محلول حاصل، واکنش خنثی دارد.از میوه Silybum marianum ماده ای به نام سیلی مارین (Silymarin) به فرمول C25H22O10 و به وزن مولکولی ۴۳/۴۸۲ (شامل سه ایزومر اصلی به نام های سیلی بین (Silibin) سیلی دیانین (Silydianin) و سیلی کریستین (Silychristin) استخراج گردیده است. (۱۰) سیلی مارین نیز ممکن است در تمام اعضای گیاه یافت شود اما غلظت آن در میوه بذور بیتر است. سلی مارین غیرقابل حل در آب می باشد بنابراین نمی توان آنرا به عنوان یک داروی خوردنی تجویز کرد به همین خاطر آنرا به فرمهای مختلف از کپسول درآورده اند. در صورتی که از راه زبانی خورده شود جذب فعال آن کم بوده و حدود ۲۳ تا ۴۷% است. در انسانها و حیوانات بیشترین سطوح بلاسمایی از یک دوز خوردنی بین ۴ تا ۶ ساعت انجام می گیرد. سیلی مارین بیشتر از راه صفرا جذب و میزان کمتری از راه ادراری جذب می شود. میانگین دوام و پایداری آن ۶ تا ۸ ساعت است. (۳۲) سیلی بین، سیلی کریستین، سیلی دیانیت دارای فرمول و ترکیب شیمیایی، شکل زیر هستند. (۳۱)

ترکیب شیمیایی:

دانه این گیاه معمولاً دارای ۲۵-۲۰ درصد چربی می باشد که شامل ۶۰-۵۰ درصد اسیداولئیک است که هر دو مصرف خوراکی دارند و لذا از فرآورده های جانبی کارخانه های داروسازی که اقدام به تولید دارو از سیلیمارین می نمایند تهیه مقدار زیادی از روغن خوراکی می باشد که می تواند مستقیماً برای تغذیه مصرف شود. در برخی از کشورها از روغن آن در صنایع آرایشی و بهداشتی استفاده می کنند. (۱) برای تعیین میزان فلاوونئیدها و استخراج روغنها، از یک دستگاه سوکسله به همراه ۱۰۰ میلی گرم اتر به مدت چهار ساعت استخراج شدند.در یک آزمایش طی سالهای ۱۹۹۹.۱۹۹۸ جهت اندازه گیری میزان سیلیمارین از گیاه ماریتیغال از چهار نوع کاپیتول در این گیاه استفاه کردند. زودرسها، متوسط رسها، دیررسها گلهای زودرس دارای ۵۰ میلی گرم بذر، متوسط رس دارای ۱۳ میلی گرم و دیررس ها دارای ۲۱ میلی گرم بذر بودند. در این بررسی نشان داده شد که در سال ۱۹۹۹ که دمای هوای کانادا از سال ۱۹۹۸ گرمتر بوده است (کاشت تحت شرایط دیم) میزان بذر و همچنین میزان سیلی مارلن در کاپیتولها بیشتر بوده است که در گلهایی که دیرتر می رسند و گرمای بیشتری دریافت کرده اند دارای عملکرد بیشتری هستند. (۲۲)

خواص درمانی:

استفاده از این گیاه، مدتها به علت عدم تشخیص آن از گونه های مشابه، بین مردم معلوم نبوده است. از قرن ۱۶ میلادی به بعد، مصرف آن در تغذیه و درمان بیماریها بین مردم رایج گردید بطوریکه از برگهای سبز آن بصورت خام در تهیه سالاد استفاده بعمل آمد و ریشه آن نیز در تهیه اغذیه (راگو) و مربا بکار برده شد.ریشه و اعضای هوای این گیاه، طعم تلخ و اثر اشتهاآور، مقوی و مقوی معده و مدر دارند. از این جهت در طب عوام از آنها پیوسته در مداوای بیماریهای طهال و کبد، درمان یرقان، یبوستهای مزمن، دفع رسوبات و سنگهای صفراوی، اشکال وقوع حالت قاعدگی و غیره استفاده بعمل آمده است. در معالجه تشمع کبدی و بطور کلی نارسانی اعمال کبد مفید واقع می شود.بررسیهای W.Bohn در سال ۱۹۲۷ نشان داد که مصرف فرآورده های این گیاه در درمان بیماریهای کبدی که بصورت یرقان بروز نموده باشد و همچنین در رفع دردهای مربوط به طهال (Sptenalgie) اثر مفید ظاهر می کند.Dr. H. Leclere و همکارانش در سالهای ۱۹۳۹.۱۹۳۸ میلادی نشان دادند که فرآورده های دانه این گیاه در درمان پایین بودن دائم فشارخون، رفع سردردهای یکطرفه (Migraines) و کهیر ناشی از آنافیلاکسی، بیماریهای کبدی و عدم ترشح و دفع صفرا یا خستگی های ناشی از کار زیاد، سل ریوی مخصوصاً در مرحله پیشرفته بیماری، اختلالات هضمی، فراخ شدن مرفی سیاهرگهای یک عضوی، انبساط و کشیدگی دردناک سیاهرگهای درون جمجمه، دریا گرفتگی و بروز عوارض ناشی از مسافرت با قطار یا اتومبیل و یا نظیر آن، اثرات مفید ظاهر می نماید.از محاسن فرآورده های این گیاه آن است که هیچگونه مسمومیتی ندارد و می تواند بطور مداوم مصرف شود.بررسی های مختلف نشان داده است که جوشانده و تنطور حاصلی از دانه این گیاه اثر بندآورنده خون ظاهر می نماید. (۱۰) همان طور که گفته شد دانه های ماریتیغال حاوی فلاونوئیدهای ارزشمندی مانند سیلی بین، سیلی کریستین و سیلی دیانین است که مجموع آنها تحت عنوان سیلیمارین شناخته می شود. این مواد نقش عمده در درمان بیماریهایی چون سیروز کبدی دارند و محافظت کننده کبد در مقابل بعضی از عوامل مسموم کننده مانند الفا- آمانتین (Amantin- ) و فلوئیدین (Phelloidin) نیز می باشد. (۲) در یک پژوهش، اثر تحریک کنندگی سیلی بینین و سیلی کریستین از بذور گیاه ماریتیغال بر روی بعضی از سلولهای کبدی انجام گرفت. در این بررسی، تعداد از سلولهای کشیده و مقام کبدی در یک نوع میمون آفریقایی را انتخاب کردند که در این سلولها، بیوسنتز پروتئین، DNA و آنزیم لاکتاک دی هیدروژناز به عنوان پارامترهایی که فلاوونئیدها می توانستند بر آنها تأثیرگذار باشند انتخاب شدند.تأثیر تحریک کنندگی فوق العاده سیلی بین روی این پارامترها بیشتر در سلولهای Vore اتفاق افتاد که ایزوسیلی بین سیلی دیانین در این سلولها غیرفعال ظاهر شدند.و نیز در این آزمایش ثابت شد که اگر سلولهای کبدی بوسیله Vincristin, Cisplatin, Paracetamol صدمه ببینند، دادن سیلی بین قبل و بعد از صدمه شیمیایی بوسیله این مواد در سلولهای کلیوی می تواند از تأثیر مسموم ضدکلیوی خودداری کند پس سیلی بین برای سلولهای کلیوی نیز می تواند به عنوان یک محافظت کننده عمل کند. (۲۸)

پژوهش دیگر در مورد خواص درمانی و داروهای گیاه ماریتیغال:

در گیاه ماریتیغال ترکیبات فعال بیولوژیکی بی نظیری کشف شده است. حدود ۶۰ سال است که از این بررسیها می گذرد و در طی این مدت، بسیاری از بیماریها درمان شده اند.داروهایی که هم اکنون در بازار وجود دارد شامل Silymarin, Legalon Carsyl, Silymar, Silybor است که این داروها اکثراً برای تنظیم محافظت کننده های کبدی تجویز می شوند. فراورده های ذکر شده در بسیاری از جاهها نیز به عنوان مراقبت کننده های کبدی، سیروز کبدی، بیماریهای دیگر کبدی و سیستم هاضمه تجویز می شود. مواد موثر برای تنظیم کردن کبد (سیلی مارین) بیشتر خرج فعالیتهای سم زدایی و حالت ضداکسیدشدگی می شود که مواد اضافه را به سمت غشای تثبیت کننده کیسه صفراوی هدایت می کنند و باعث می شوند متابولیسم کبدی به حالت نرمال درآید.در این بررسی که روی موش موردآزمایش قرار گرفت، جهت آزمایش داروی جدید که از گیاه ماریتیغال بدست آمده است به نام های Extractun silybifludum (عصاره آیکی) و Silybochol را به مرحله اجرا درآورد. ccl4 در موشها باعث مسموم شدن کبد شده و باعث نقص کبدی می شود.با دادن عصاره آبکی، فعالیت سموم ضدکبدی در کبد افزایش یافت و باعث طولانی تر شدن خواب موشها گردید و تغییر محافظت کنندگی از Silbochol روی کبد موشهایی کم با ccl4 تحت تأثیر قرار گرفته شده بود بوسیله افزایش چربی Proxidation به مرحله اثبات درآمد و باعث بهبود کبد و دفع سموم کبدی گردید. در این بررسی آمده شده که اصلی ترین فلاوونئید سیلی مارین است، آشکارترین خاصیت آن اثر ضداکسیدکنندگی LDL را دارد و همچنین سیلی کریستین و سیلی دیانین بیشتر به عنوان Proxidant هستند و نمی توانند به طور قابل ملاحظه ای در کاهش ضداکسیدکنندگی LDL نقش داشته باشند. در داروهای حاضر بیشتر غلظت مواد موثره که بیشتر به نام سیلی مارین مطرح می شوند ۴۰% است که برای تهیه این داروها دوز ۲۵-۲۰ mg/kg از سیلی بین دوآن وجود دارد. (۲۵) در یک بررسی موارد استفاده از سیلی مارین بصورت زیر ذکر شده است:

۱- رفع مسمویتهای ناشی از قارچ Amanita phalloide این جنس بصورت گسترده ای در اروپا و امریکای شمالی پخش شده است. این قارچ حاوی دو نوع سم کبدی خیلی قوی هستند. Phaloidin, Amantina بلعیدن یا خوردن اتفاقی این قارچ که تقریباً سالیانه ۶۰ نفر در آمریکا و اروپا گزارش شده است نزدیک به ۳۰% تلفات دارند. در موش بعد از خوردن این سم اگر در دقایق اولیه به آنها سیلمارین بدهند ۱۰۰% موثر است. این بررسی روی گروهی سگ که این قارچ را خورده بودند نیز انجام شد و دیده شد که سگهایی که سیلیمارین دریافت نکردند با مسمومیت کبدی روبرو شدند و مردند و آنهایی که از ۵ تا ۲۴ ساعت بعد از خوردن این سم به آنها سیلیمارین داده شده با مرگ و میر ۳۰ درصدی روبرو شدند و در زمان ۳۶ ساعت بعد از خوردن سم مرگ و میر در آنها ۵۰% افزایش یافت.تأثیر حفاظت کنندگی کبدی در انسان بعد از بلعیدن Amanita با بررسیهایی نشان داده شده است. در یک مطالعه از هر ۱۸ نفر فرد مسموم همگی بعد از دریافت سیلی مارین زنده ماندند. نویسندگان این بررسی عقیده دارند که غلظتهایی از سیلیمارین در ۴۸ ساعت بعد از خوردن Amanita تأثیر زیادی روی جلوگیری از صدمه کبدی دارد.در سال ۱۹۹۵ یک جمعیت ۴۱ نفره که Amanita خورده بودند به علت دریافت نکردن سیلی مارین همگی مردند. در یک گزارش در سال ۱۹۹۶ یک خانواده چهار نفره که Amanita خورده بودند، هر چهار نفر با وجودی که در روز سوم سیلی مارین دریافت کردند زنده ماندند پس گزارش .. بیان کرده است که در مورد مسمومیت ناشی از قارچ جنس Amanita در انسان تا چهار روز بعد از مسموم شدن اگر سیلی مارین دریافت شود، مسمومیت رفع می شود.

۲- بعنوان محافظت کننده کبدی

Hepatoprotection:A . هپاتیت (التهاب کبدی) Hepatitisطبق این بررسی، سیلی مارین بعنوان درمان کننده هپاتیت های حاد و مزمن موثر اعلام شده است. در هپاتیهای حاد ویروسی، سیلی مارین زمان گسترش ویروس را کمتر کرده است و همچنین میزان بیلی روبین (رنگدانه ای است که از انحطاط هموگلوبین ایجاد می شود) و ترانس امیناسوس (آنزیمهای کالیزکننده انتقال گروه آمین از یک مونتدال دیگر) را کمتر کرده است.در بیمارانی که هپاتیت مزمن داشتند مقدار ۴۲۰ میلی گرم از سیلین مارین در روز به مدت ۶ ماه بهبود آنزیمهای هپاتیت را نشان داد.در یک بررسی در ایتالیا روی ۲۰ بیمار که هپاتیت حاد فعال داشتند میزان ۴۲۰ میلی گرم در روز از سیلی بین فسفاتیدیل کولیل به مدت ۷ روز به بیماران داده شد و طی آن آنزیمهای هپاتیت (AST, ALT, GGT) فسفاتهای آلکالین و تمام بیلی روبینها کاهش یافتند .

B . بیماریهای کبدی و سیروز الکلیک Alcoholic hepatopathy and Cirrhosisدر یک بررسی در یکی از بیمارستانهای فنلاند، یک بیمار با مقدار آنزیمهای هپاتیت بالا (به علت مصرف زیاد الکل) mg/day420 از سیلی مارین را دریافت کرد که آنزیمهای کبدی (ALT, AST, GGT) بعد از چهار هفته در او کاهش یافت.در یک بررسی در مجارستان، ۳۶ بیمار که بیماریهای کبدی الکیکی قدیمی داشتند با دادن ۴۲۰ میلی گرم در روز از سیلی مارین، آنزیمهای کبدی (ALT, AST, GGT) و تمام بیلی روبین در این بیماران کاهش یافت و در بافت برداری از بافتهای کبدی بعد از ۶ ماه از درمان، پتپیداز (دیاستازی است که به عنوان کاتالیزور در هیدرولیز کردن پروتئین ها موثر است) و پروکولاژن III (از بافتهای فیبری فعال) در آنها کاهش یافت و باعث بهبود بافتهای کبدی این بیماران شد.

C . افزایش کلسترول خون Hypercholesterolemiaدر یک بررسی روی رژیم غذایی حیوانات، سیلی مارین همراه با یک رژیم غذایی افزایش دهنده کلسترول خون، باعث افزایش سطح HDL کلسترول خون و کاهش کلسترول صفرا وافزایش کل کلسترول شد.

D . درمان سیروز Psoriasis سیلی مارین در کبد اجازه دفع اندوتوکسین را میدهد بنابراین می تواند جلوی AMP phosphodisterase و سنتز leukotriens را بگیرد پس در درمان سیروز کبدی بسیار موثر است.

E . درمان سرطان پروستات Prostate cancerبرسیها نشان داه اند که سیلی مارین قابلیت تکثیر سلولها را کاهش می دهد و سطح های (PSA) آنتی ژن پروستات و تفاوت سلولها را افزایش می دهد. از angiogenesis (ایجاد عروق در دوران رشد جنینی) و رشد تومورهای پروستات انسانی را کم می کند. (۲۳) (۳۰) (۳۲)

یک بررسی جهت تعیین ترکیب اسیدهای چرب در دانه های گیاه خار مریم (Silybum mariannm) :

گیاه خارمریم (Silybum marianum (L.) Gaertn) از گذشته های دور در درمان بیماریهای کبدی استفاده می شده و دانه های این گیاه حاوی گروهی از ترکیبات فلاونوئیدی می باشند که تحت عنوان سیلیمارین نامبرده می شوند و سیلی بین از مهمترین این ترکیبات می باشد. این دانه ها حاوی مقادیر بالایی از روغن می باشند که پیش از استخراج سیلیمارین از دانه ها جدا می گردد. روغن های گیاهی امروزه منابع مهم تأمین کننده روغن می باشند. نسبت اسیدهای چرب اشباع و غیراشباع در رژیم غذایی افراد با توجه به نقش آنها در حفظ سلامتی خانواده ها حائز اهمیت می باشد. به منظور استخراج روغن مقدار ۳ گرم از دانه های خشک شده گیاه خار مریم ساییده شدند و به مدت ۱۰ ساعت در حلال پترولئوم اتر در سوکسله قرار گرفتند. تعیین انواع اسیدهای چرب در روغن متیله شده به روش کروماتوگرافی گازی (GC، شیمادسو ۱۷A) با استفاده از ستون CP-Sil 88 با برنامه دمایی C ْ۱۷۰ در ۵ دقیقه و C ْ۱۹۰ تا ۲۲ دقیقه انجام شد. مقدار کل روغن استخراج شده ۲۵ درصد بود و ۸ نوع اسید چرب شناسایی شدند که عبارتند از پالمیتیک اسید (%۲۵/۸)، پالمئوتیک اسید (۹۸/۷)، استئاریک اسید (۶۷/۶)، اولئیک اسید (۵۸/۳۱)، لینولئیک اسید (۳۶/۴۵)، لینولنیک اسید (۹/۰)، آراشیدونیک اسید (۱۱/۴) و ایکوزانتوئیک اسید (۰۸/۰) بودند. ۷۲ درصد از اسیدهای چرب غیراشباع به عنوان یک محصول جانبی در مسیر تولید سیلیمارین می باشند. (۶)

بررسی و پژوهش دیگر از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی روغن دانه خارمریم:

با وجود سازگاری این گیاه به شرایط آب و هوایی ایران بخصوص مقاومت به خشکی، اطلاع چندانی در مورد میزان روغن بذر و کیفیت آن در دسترس نمی باشد. در این مقاله، ابتدا درصد چربی دانه گیاه به روش سوکسله تعیین گشت که این درصد، تقریباً مشابه میزان روغن دانه های سویا و تخم پنبه بوده و ۷/۲۲ درصد است. سپس شاخص های فیزیکی از جمله ضریب شکست، وزن مخصوص، رنگ و اندیس های شیمیایی عدد یدی، پراکسید، صابونی و اسیدی در روغن خارمریم بررسی شد که از لحاظ این خصوصیات این روغن بیشتر به روغن بادام زمینی شباهت دارد. نوع و میزان اسیدهای چرب موجود در روغن نیز با دستگاه GC تعیین و مشخص شد که میزان اسید لینولئیک (۲/۵۱%) و اولئیک (۸/۲۸%) بیش از اسیدهای چرب دیگر است. با توجه به درصد قابل توجه روغن در دانه این گیاه و بالا بودن ارزش تغذیه ای آن (حاوی اسید لینولئیک بالا)، کشت و توسعه این دانه روغنی جدید و ارزشمند، امری ضروری و مفید است. (۱۸) هدف از انجام تحقیق حاضر، بررسی کمی و کیفی ترکیبات سیلیمارین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال و کشت این بذور در وضعیت اقلیمی کاملاً یکسان به منظور تعیین و شناسایی تأثیر یکسانی اقلیم بر کمیت و کیفیت مواد موثره محصول است.

بررسی تولید سیلیمارین و سیلیبین در گیاه ماریتیغال باز کشت بذور وحشی و زراعی آن:

بذور اصلاح شده این گیاه (بوداکالازی) در سال ۱۳۷۲ از کشور مجارستان به ایران آورده شد. در همین سال از کشور آلمان هم بذور طبیعی این گیاه تهیه شد و از اطراف چالوس نیز بذور پایه های وحشی ماریتیغال برداشت گردید. پس از تهیه این بذور، مقدار کلی سیلیمارین آنها و مقدار سیلیبین به شرح زیر استخراج و مورد اندازه گیری قرار گرفت.

۱-استخراج سیلیمارین دانه های خشک شده هر تیمار آسیاب شدند. سپس ۲۰ گرم از هر یک توسط سوکسله (دستگاه استخراج) و با استفاده از ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلی لیتر حلال اتر نفت (پترولیوم اتر) در حمام آب گرم در دمای ۶۰ درجه سانتی گراد به مدت ۱۶ ساعت روغن گیری شدند. نمونه های روغن گیری شده کاملاً خشک گردیدند. پس از خشک شدن پودرهای فاقد روغن، با استفاده از ۳۰۰ میلی لیتر متانل در دمای ۸۰ درجه سانتی گراد به مدت ۱۶ ساعت توسط سوکسله فلاونوئیدهای کلی (سیلیمارین) هر تیمار استخراج شدند. با استفاده از دستگاه تبخیر در خلاء متانل از محلول «سیلیمارین- متانل» جدا گردید. پس از بازیافت متانل پودر سیلیمارین به صورت یک لایه نازک بر جداره بالن دستگاه باقی می ماند. پودر سیلیمارین را به مدت ۵ تا ۶ ساعت در اون خلاء با دمای ۵۰ درجه سانتی گراد قرار داده تا کاملاً خشک شود.

۲- اندازه گیری سیلیبین همانطور که گفته شد سیلیمارین ترکیبی از چندین فلاونوئید است که مهمترین آنها سیلیبین، سیلیکریستین و سیلیدیانین است. در میان این فلاونوئیدها سیلیبین از بقیه اهمیت و ارزش دارویی بیشتری دارد که با استفاده از کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا سیلیبین آ و سیلیبین ب (مجموعاً سیلیبین نامیده می شود) موجود در پودر سیلیمارین هر نمونه اندازه گیری شدند. ۲-۱ تهیه استاندارد: به منطور تهیه استاندارد محتویات یک کپسول «دوراسیلیمارین» را که حاوی ۱۶۵/۲۹ میلی گرم سیلیبین می باشد در یک لوله سانتریفوژ ریخته و ۱۰ میلی لیتر آب مقطر به آن اضافه شد. سپس آن را به مدت ۲۰ دقیقه در حمام آب گرم با دمای ۴۵ درجه سانتی گراد قرار داده شد. در این مدت چندین بار مخلوط را با همزن مخصوص لوله آزمایش بهم زده و به مدت ۲۰ دقیقه در دستگاه سانتریفوژ با دور ۱۰۰۰۰ قرار داده شد. محلول رویی را دور ریخته و باقیمانده را با لوله سانتریفوژ در اون خلاء با دمای ۵۰ درجه سانتیگراد کاملاً خشک شد. سپس ۲۰ میلی لیتر متانل را بر روی پودر خشک شده در لوله ریخته و آن را کاملاً بهم زده و مجدداً در سانتریفوژ با دور ۱۰۰۰۰ به مدت ۲۰ دقیقه قرار گرفت.محلول حاصله را در یک مزورریخته و حجم آنرا با متانل به ۳۰۰ میلی لیتر رسید. محلول بدست آمده بعنوان محلول استاندارد برای تزریق در دستگاه اچ. پ. ال.سی و تهیه طیف، مورد استفاده قرار گرفت. ۲-۲ تهیه نمونه ها: ۰۸/۰ گرم از نمونه های پودر سیلیمارین هر تیمار را با ترازوی دارای دقت گرم توزین کرده و به بالن ژوژه به گنجایش ۵۰ میلی لیتر انتقال داده شد. ۳۰ میلی لیتر متانل بر روی نمونه درون بالن ریخته و آن را با همزن کاملاً به هم زده و بعد به حجم ۵۰ میلی لیتر رسید. از این محلول ۵ میکلرولیتر جهت تزریق در دستگاه اچ.پی.ال.سی مورد استفاده قرار گرفت.

شرایط آنالیز اچ.پی.ال.سی: ستون پارتیزیت ا.دی.اس.تو (ODS2)ابعاد ستون: ۴/۶ Ï۲۵۰ میلی متر قطر ذرات داخل ستون ۱۰ میکرومتر فاز متحرک : آب + اسید استیک: (۵-۶۰) ۵۷% متانل: ۴۳%سرعت جریان: ۲ میلی لیتر در دقیقه آشکارساز: اشعه ماورای بنفش با طول موج ۲۸۰ نانومترحجم تزریق: ۵ میکرولیترنتایج بدست آمده از دستگاه را در فرمول زیر قرار داده تا درصد سیلی بین آ و ب در پودر سیلیمارین بدست آید:Í ۵/۶۲ = درصد سیلی بین آوب در پودر سیلیمارین با استفاده از درصد سیلی بین آ و ب در پودر سیلیمارین می توان درصد سیلی بین آ و ب را در بذر محاسبه نمود: = درصد سیلیبین آب و ب در بذر پس از استخراج و اندازه گیری مواد موثره بذور مورد تحقیق، بقیه بذور در سال ۱۳۷۳، در شرایط کاملاً یکسان در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در زمین سبک با بافت لوم شنی در منطقه زردبند واقع در شمال تهران در تاریخ ۲۰ اسفندماه کشت شدند. وسعت هر کرت شش متر مربع (۲Í۳ متر) و در هر کرت پنج ردیف گیاه با فاصله ۵۰ سانتی متر به صورت خشکه کاری کشت شدند. عمق بذر هنگام کاشت سه سانتی متر و بذور به صورت کپه ای (۳ تا ۵ بذر در هر گودال) به فاصله ۲۰ سانتی متر (در طول ردیف) از یکدیگر کشت و بلافاصله زمین آبیاری شد. گیاهان در مرحله سه تا چهاربرگی تنک شده به طوریکه در هر نقطه فقط یک بوته قرار گرفت. برای تمام تیمارها وجین علفهای هرز به طور منظم و با دست انجام گرفت. گیاهان، با توجه به شرایط اقلیمی محل، در زمان مناسب به طور یکسان آبیاری شدند. در این تحقیق ارتفاع گیاهان، تعداد کاپیتولها در هر بوته و قطر کاپیتولها در مرحله گلدهی اندازه گیری شدند. کاپیتولهای رسیده به تدریج طی چند مرحله برداشت و پس از تمیز کردن دانه ها، عملکرد آن محاسبه شد. مقدار سیلیمارین و سیلیبین هر یک از تیمارها نیز مورد بررسی و اندازه گیری قرار گرفتند. بذور حاصل از این تحقیق مجدداً در سال ۱۳۷۴ کشت و تحقیق قبلی مجدداً در مورد آنها تکرار شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار مینی تب و برای مقایسه میانگین های بدست آمده از روش آزمون چند دامنه ای دانکن استفاده شد. نتایج این بررسی بصورت زیر بیان شد: مقایسه میانگین های ارتفاع گیاه تعداد کاپیتول در بوته و قطر کاپیتول نشان میدهد که روند رشد ارقام و پروره های ماریتیغال، در سطح آماری ۵ درصد به شرح زیر انجام می شود: تأثیر بر ارتفاع، بلندترین گیاه مربوط به رقم وحشی جمع آوری شده از اطراف چالوس و کوتاهترین آن مربوط به پروره اصلاح شده مجاری (بوداکالازی) است. ارتفاع بوته ها، در رقم چالوس ۷/۱۷ درصد بیش از ارتفاع پروره اصلاح شده مجاری است، ولی نسبت به رقم آورده شده از آلمان اختلاف معنی داری را نشان نمی دهد. تأثیر بر تعداد کاپیتول در بوته: براساس نتایج حاصل بیشترین تعداد کاپیتول در بوته عبارت است از: ۵/۱۲ کاپیتول در بوته در پروره مجاری، که ۹۲ درصد از رقم آلمان بیشتر است، ولی رقم اخیر نسبت به رقم چالوس تفاوت معنی داری را نشان نمی دهد.تأثیر بر قطر کاپیتول: مقایسه میانگین تیمارها (جدول زیر) نشان می دهد. جدول – مقایسه میانگین های ارتفاع، تعداد کاپیتول در بوته و قطر کاپیتول در سطح ۵ درصد

که پروره مجاری بزرگترین قطر کاپیتول را دارد (۸۰ میلی متر). قطر کاپیتول در رقم آلمانی ۵۵ میلی متر، و در رقم چالوس ۶۵ میلی متر است. قطر کاپیتول پروره مجاری نسبت به رقم چالوس دارای اختلاف معنی داری نیست، ولی نسبت به رقم آلمانی در سطح ۵ درصد معنی دار می باشد. به طوریکه قطر کاپیتول پروره مجاری ۴۵ درصد بیش از آن در رقم آلمان است. تغییرات مذکور (به ویژه در رابطه با پروره اصلاح شده)، با اظهارات محققین درباره تأثیر اوضاع اقلیمی بر روند رشدی و مقدار مواد موثره گیاه مطابقت دارد. تأثیر بر وضعیت میوه: طبق مشاهدات، میوه های ماریتیغال اصلاح شده (بوداکالازی) به صورتی هماهنگ تر و یکسان تر می رسند و ریزش دانه های رسیده آن در مقایسه با دو رقم دیگر همواره با تأخیر ۱۰ تا ۱۵ روزه صورت می گیرد. تأثیر (جدول زیر) بر عملکرد دانه: نتایج نشان می دهد که عملکرد محصول در کشت بذور مختلف الهویه مربوط به این تحقیق متفاوت است. به طوریکه عملکرد محصول پروره مجاری دوبرابر عملکرد دو رقم دیگر است.

جدول- مقدار عملکرد محصول در کشت بذور مختلف الهویه ماریتیغال

منشأ بذر عملکرد دانه (تن در هکتار)
مجارستان (اصلاح شده)
۱/۸
آلمان
۰/۸
چالوس
۰/۹

تأثیر بر مواد موثره قبل از کاشت:تأثیر بر سیلیمارین: مقایسه میانگین ها نشان می دهد که مقادیر سیلیمارین رقم آلمانی و پروره مجاری در سطح ۵ درصد اختلاف معنی داری را نشان نمی دهد. ولی مقدار سیلیمارین این دو با رقم جمع آوری شده از چالوس در سطح ۵ درصد به طور معنی داری اختلاف دارند. مقدار سیلیمارین رقم آلمانی و پروره مجاری به ترتیب ۳ و ۵/۲ برابر مقدار آن در رقم چالوس است.- تأثیر بر سیلیبین: مقایسه میانیگن ها نشان می دهد که مقدار سیلیبین موجود در ماریتیغال های مورد تحقیق، در سطح ۵ درصد به طور معنی داری اختلاف دارند. مقدار سیلیبین رقم آلمانی و پروره مجاری به ترتیب ۸/۳ و ۲/۲ برابر مقدار آن در رقم چالوس است.

مقایسه میانگین مقدار سیلیمارین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل از کشت

مقایسه میانگین مقدار سیلیبین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل از کشت

تأثیر بر موارد موثره پس از کاشت:

تاثیر بر سیلیمارین: نتایج تجزیه واریانس نشان می دهد که مقدار سیلیمارین در بین بذور مورد مطالعه در سطح ۱/۰ درصد تفاوت بسیار معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین ها نشان می دهد که سیلیمارین در پروره مجاری و رقم چالوس در سطح ۵ درصد اختلاف معنی داری نشان نمی دهد. ولی مقادیر سیلیمارین این دو با مقدار آن در رقم آلمانی تفاوت معنی داری را دارد. مقدار سیلیمارین پروره مجاری و رقم چالوس به ترتیب ۸/۵ و ۵/۴ برابر مقدار آن در رقم آلمانی است.

جدول- مقایسه میانگین های سیلیبین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال پس از کاشت در سطح ۵ درصد

منشأ بذر سیلیمارین گروه بندی
مجارستان (اصلاح شده) ۱۴/۰ ۰۸/۳ a
آلمان ۱۰/۰ ۵۳/۰ b
چالوس ۲۳/۰ ۴۱/۲ a

جدول- مقایسه میانگین های سیلیبین موجود در سیلیمارین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال

منشأ بذر سیلیمارین گروه بندی
مجارستان (اصلاح شده) ۱۳/۱ ۸۴/۳۱ a
آلمان ۳۱/۰ ۵۳/۹ b
چالوس ۳۴/۰ ۴۹/۴ a

– تأثیر بر سیلیبین: نتایج تجزیه واریانس نشان می دهد که مقدار سیلیبین موجود در سیلیمارین در بین بذور موردمطالعه در سطح ۱/۰ درصد تفاوت بسیار معنی داری وجود دارد. مقایسه میانگین ها نشان می دهد مقدار سیلیبین بذور مورد مطالعه در سطح ۵ درصد اختلاف معنی داری دارند. به طوریکه مقدار سیلیبین پروره مجاری ۰۹/۷ برابر مقدار آن در رقم چالوس است.

مقایسه مواد موثره قبل و پس از کاشت:

– مقدار سیلیمارین: مقایسه میانگین ها نشان می دهد مقدار سیلیمارین پس از کاشت در پروره مجاری و رقم آلمانی در سطح ۵ درصد کاهش معنی داری نسبت به مقدار آنها قبل از کاشت داشته است. مقدار سیلیمارین رقم آلمانی در مقایسه با قبل از کاشت ۸۹ درصد کاهش نشان می دهد. عکس این مطلب برای رقم چالوس صادق است. یعنی مقدار سیلیمارین این رقم افزایش معنی داری (۵/۱ برابر) نسبت به قبل از کاشت نشان می دهد.

– مقدار سیلیبین: مقایسه میانگین ها نشان می دهد که مقدار سیلیبین موجود در سیلیمارین رقم چالوس قبل و بعد از کاشت هیچگونه تغییری نداشته است.ولی مقدار آن ماده در پروره مجاری پس از کاشت به بیش از سه برابر مقدار آن قبل از کاشت افزایش یافته است. برخلاف این دو، مقدار سیلیبین رقم آورده شده از آلمان در مقایسه با مقدار آن قبل از کاشت ۴۶ درصد کاهش نشان می دهد. نتایج حاصل از این تحقیق با نظرات محققین مختلف مبنی بر اینکه «کیفیت مواد موثره گیاهان اصلاح شده و وحشی متفاوت است» کاملاً منطبق می باشد.

مقایسه میانگین مقدار سیلیمارین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل و پس از کاشت

مقایسه میانگین مقدار سیلیبین در بذور مختلف الهویه ماریتیغال قبل و پس از کاشت

از آنجائیکه برداشت ماریتیغال در سطوح وسیع کشت تنها توسط ماشین برداشت امکان پذیر است، لذا کاهش ارتفاع پایه های گیاه اصلاح شده مجاری سبب تسریع و سهولت در برداشت مکانیزه محصول می شود. تأخیر در ریزش دانه های رسیده پروره اصلاح شده مجاری نه تنها فرصت کافی برای برداشت محصول را می دهد بلکه سبب کاهش ضایعات محصول هنگام برداشت نیز می شود. به منظور تولید انبوه این گیاه و استحصال مواد موثره آن جهت تولید دارو نباید از بذور نامناسب (و همچنین ناشناخته) استفاده نمود. زیرا کمیت و کیفیت مواد موثره محصول، در کشتهای بعدی، به شدت کاهش می یابد که در این صورت از نظر اقتصادی یعنی در روند عرضه به صنایع دارویی و پذیرش لازم توسط این صنایع، به هیچ عنوان مقرون به صرفه نخواهد بود. تحقیقات انجام شده بر روی عملکرد سه دسته بذور مذکور اهمیت پروره اصلاح شده را در مقایسه با ارقام اصلاح نشده از نظر عرضه به صنایع داروسازی نشان می دهد. به طوریکه ملاحظه می شود، برای تهیه یک کپسول استاندارد (حاوی ۱۶۵/۲۹ میلی گرم سیلیبین) باید از مقادیر بعید الفاصله پودر سیلیمارین (مربوط به سه دسته مذکور) استفاده نمود. نتایج حاصل در جدول زیر آمده است. (۲)

جدول – تفوق پروره های اصلاح شده ماریتیغال در روند تهیه داروی استاندارد
منشأ بذر قبل از کاشت پس از کاشت
میلی گرمسیلیمارین برای تهیه یک کپسول تندانه موردنیاز برای تهیه یک میلیون کپسول میلی گرمسیلیمارین برای تهیه یک کپسول تندانه موردنیاز برای تهیه یک میلیون کپسول
مجارستان (اصلاح شده) ۵۶/۱۶۹ ۶۲/۳ ۶/۹۱ ۴۷/۲
آلمان ۶۲/۲۸۹ ۸۴/۴ ۸/۳۱۱ ۶/۴۸
چالوس ۲۸/۵۱۵ ۷۶/۲۵ ۵/۶۴۹ ۴۳/۲۲

تولید سیلیمارین با استفاده از سیستم ریشه های مویین در گیاه خار مریم (Silybium marianum) نیز بررسی شده است که به شرح زیر است:

ریشه های مویینه حاصل از تراریختی ژنتیکی گیاهان با استفاده از Agrobacterium rhizogenes به عنوان یک روش جایگزین مهم برای گیاهان و همچنین کشتهای سلولی در تولید متابولیتهای ثانوی، امروزه توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. گزارش شده است که ریشه های مویین نسبت به کشتهای سلولی و حتی در برخی موارد نسبت به گیاهان کامل تولید متابولیتهای ثانوی بیشتری می نمایند. در تحقیق حاضر تولید ریشه های مویین در گیاه خارمریم با استفاده از اگروباکتریوم رایزوژنز (سویه AR15834) و همچنین تولید ترکیبات فلاونوئیدی در آنها مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور ابتدا برگ های لپه ای و معمولی و ساقه گیاهچه های استریل به قطعات کوچکی برش داده شده و سپس با سوسپانسیون باکتریایی آلوده شدند. پس از سه روز هم کشتی در محیط MS بدون هورمون، جهت حذف آلودگی نمونه ها به محیط حاوی آنتی بیوتیک سفوتاکسیم (۲۵۰ میلی گرم در لیتر) منتقل گردیدند. ریشه های مویین پس از یک هفته ظاهر شدند. پس از یک ماه ریشه های مویین از نمونه های جدا کشت قطع و در ظروف ارلن حاوی محیط مایع منتقل گردیده و بر روی شیکر انکوباتور با ۱۵۰ دور در دقیقه و در تاریکی قرار داده شدند. ریشه های مویین با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ژن rolB با PCR شناسایی و تأیید شدند. مقدار فلاولیگنانهای ریشه ها با استفاده از HPLC مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصل بیانگر وجود پنج ترکیب: تاکیس فولین، سیلی کریستین، سیلی دیانین، ایزوسیلی بین و سیلی بینین به ترتیب ۰۰۴/۰، ۰۶۴/۰، ۱۰۳/۰، ۰۴۴/۰ و ۱۴/۰ میلی گرم در گرم ماده تر بود. عمده ترین فلاولیگنان موجود در این ریشه ها سیلیبین بود که تاکنون گزارشی در این مورد منتشر نشده است. تولید موفق این فلاولیگنان می تواند سیستم مفیدی برای تولید یا مطالعه بیوسنتز سیلیمارین باشد. (۸)

نیازهای اکولوژیکی و تاریخ کاشت و برداشت:

ماریتیغال گیاهی است مدیترانه ای که در طول رویش به هوای گرم و آفتاب فراوان نیاز دارد. بذرها در دمای ۸ تا ۱۰ درجه سانتی گراد جوانه می زنند، ولی درجه حرارت مطلوب برای جوانه زنی بذر، بین ۱۸ تا ۲۰ درجه سانتی گراد است. ماریتیغال را در هر نوع خاک می توان کشت کرد. خاکهای کاملاً شنی و عمقی از مواد و عناصر غذایی، برای کشت این گیاه مناسب نیستند و باعث کاهش عملکرد می شوند. (۳) بذور ماریتیغال تا ۹ سال می تواند در زیر خاک زنده بماند. اپتیمم جوانه زنی زمانی اتفاق می افتد که بصورت متناوب دانه یک دوره ۱۶ ساعته را در دمای ۱۵-۲ درجه سانتی گراد و سپس یک دوره ۸ ساعته را تحت دمای ۳۰-۱۰ درجه سانتی گراد بگذراند. پراکنده شدن بذر بیشتر به واسطه وجود زائده کرک مانند بر روی بذر توسط باد صورت می یگرد. بذر این گیاه از طریق مخلوط شدن با بذرهای دیگر گیاهان و به کمک آب و گل فراورده های کشاورزی، وسایل نقلیه و نیز حیوانات پراکنده می شوند. شروع جوانه زنی این گیاه همزمان با شروع بارندگی در آبان و آذر می باشد. و در اواخر اردیبهشت تقریباً تمام بوته ها دانه ها را تولید نموده و خشک می شوند. (۱) در جنوب استان فارس نیز این گیاه بصورت خودرو بوده و تا اواخر بهار یا اوایل تابستان دانه ها رسیده و خشک می شوند. نیاز غذایی این گیاه نسبت به دیگر گیاهان زراعی که بوده و با بارندگی اندک (حدود ۲۴۰ میلی متر) چرخه زندگی خود را به پایان می رسانند بنابراین می توان این گیاه را به صورت دیم در مناطقی مثل خوزستان، فارس، اهواز مناطقی که شرایط آب هوایی مانند مناطق یاد شده دارند امکان پذیر است.این گیاه یکی از گیاهان مهم تأمین کننده دانه گرده برای زنبورعسل است. در مناطق سردسیر بهترین تاریخ کاشت اوایل بهار می باشد و تیرماه امکان برداشت دانه وجود دارد.یکی از نکات مهم در ارتباط با این گیاه زمان برداشت است زیر اگر برداشت به موقع صورت نگیرد دانه ها به علت داشتن پاپوس توسط باد پراکنده می شوند. (۱) دوره رویش ماریتیغال، بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ روز ا ست، چنانچه بذرها اوایل بهار کاشته شوند پس از ۸ تا ۱۰ روز جوانه می زنند. در ایران، اولین گلها ۷۵ تا ۸۰ روز پس از سبز شدن دانه یعنی اواخر بهار ظاهر می شود.۷۰ تا ۸۰% کاپیتولها روی شاخه های فرعی این گیاه بوجود می آیند. (۳)

فاصله کاشت و عملکرد:

Flodesi و همکاران، طی یک آزمایش نشان دادند که اگر تاریخ کاشت ماریتیغال اواسط فروردین باشد، فاصله کاشت ۴۰Í۷۰ سانتی متر بهترین نتیجه را می دهد. همچنین پی بردند که تعداد ۶ بوته در مترمربع (کشت در فاصله ۳۰Í۵۰ سانتی متر) بهترین عملکرد را دارا است. (۱) Omer و همکاران بر روی ردیفهای کاشت با فاصله یکسان کشت در فاصله همان ۵۰ و ۲۵ سانتی متر را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفتند که فاصله کاشت ۵۰ سانتیمتر هرچند عملکرد دانه به خاطر کاهش تراکم بوته در واحد سطح به میزان ۴/۷ تا ۸/۷ درصد کاهش می یابد ولی به علت دریافت نور بیشتر توسط گیاه در این فاصله کاشت، میزان مواد موثره دارویی در دانه افزایش می یابد. (۳.۲۹)با افزایش تراکم عملکرد بتدریج افزایش و پس از عبور از تراکم مناسب کاهش می یابد. نوبخت طی یک آزمایش در ایران اثر سطوح مختلف کود نیتروژن بر عملکرد کمی و کیفی ماریتیغال را مورد بررسی قرار داد و مشاهده نمود که با افزایش مقدار کودنیتروژن مقدار سیلی مارین دانه اندکی کاهش پیدا می کند، ولی افزایش عملکرد دانه ناشی از کاربرد کود نیتروژن بقدری بود که براحتی کاهش سیلیمارین دانه جبران گردید و عملکرد سیلی مارین در واحد سطح نیز افزایش یافت. در این آزمایش حداکثر مقدار سیلی مارین در واحد سطح از بکار بردن ۲۰۰kg نیتروژن در هکتار بدست آمده بود. (۱)

بررسی مراحل فنولوژیکی گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum L.) و اثر تراکم بر عملکرد و اجزاء آن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه:

آزمایشی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی بر روی سه تیمار فاصله بین بوته ۲۵.۲۰.۱۵ سانتیمتر در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه رازی در سال ۱۳۸۱ به اجرا درآمد. در این آزمایش مراحل مختلف فنولوژیکی گیاه مشخص وعملکرد محصول، اجزاء عملکرد، شاخص برداشت، درصد روغن و ماده موثر سیلی مارین (Silymarin) اندازه گیری و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج نشان داد که عملکرد دانه در تیمار ۱۵ سانتیمتر نسبت به تیمار ۲۵ سانتیمتر در سطح ۱% دارای تفاوت معنی دار می باشد. متوسط عملکرد ۸۶۵ کیلوگرم و طول دوره رشد گیاه در شرایط آب و هوایی کرمانشاه از کاشت تا برداشت ۱۳۰ روز برآورد گردید. (۱۹)

اثر تراکم بر عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه دارویی خار مریم (Silybum marianum L.)

به منظور بررسی اثر تراکم (تراکم های زیاد (۱۵Í۵۰) متوسط (۲۰Í۱۵) و کم (۲۵Í۵۰) سانتی متر) بر عملکرد و اجزاء عملکرد گیاه دارویی خار مریم Silybum marianum ، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشگاه رازی در سال ۸۲-۱۳۸۱ در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با ۴ تکرار انجام گرفت. تجزیه واریانس اختلاف معنی داری را بین تیمارها برای صفات عملکرد بذر و تعداد کاپیتول در گیاه نشان داد. بالاترین و پایین ترین عملکرد بذر به ترتیب ۶/۹۹۸ و ۲/۶۷۱ کیلوگرم در هکتار در تراکم های زیاد و کم حاصل شد. روند مشابهی برای صفت تعداد کاپیتول در گیاه مشاهده شد. نتایج مضافاً حاکی از عدم اختلاف معنی بین تراکم های مختلف برای صفات وزن هزار دانه، تعداد بذر در کاپیتول، شاخص برداشت و ارتفاع گیاه بود.

بررسی تأثیر سطوح مختلف تراکم و کود ازته بر ضریب استهلاک و کارایی مصرف نور در گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum)

به منظور مطالعه تأثیر تراکم و کود ازته برروی ضریب استهلاک و کارآیی مصرف نور در گیاه مذکور، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار در بهار سال ۱۳۸۴ در مرکز تحقیقات منابع طبیعی همند آبسرد دماوند به اجراء درآمد. تیمارهای مورداستفاده شامل تراکم در سه سطح (۵۰Í۴۰-۵۰Í۳۰-۵۰Í۲۰ سانتمتر به ترتیب معادل ۵۰۰۰۰؛ ۶۶۶۶۶ و ۱۰۰۰۰۰ بوته در هکتار) و کود ازته در چهار سطح (صفر- ۵۰-۱۰۰ و ۱۵۰ کیلوگرم در هکتار) در نظر گرفته شد. صفات موردبررسی شامل شاخص سطح برگ، ماده خشک اندام هوایی گیاه و نور نفوذیافته به درون کانوپی به منظور محاسبه ضریب استهلاک و کارایی مصرف نور بود. نتایج با کمک نرم افزار SAS تجزیه واریانس گردید و مقایسه میانگین ها با کمک آزمون دانکن صورت گرفت. همچنین به منظور رسم نمودارها از نرم افزار Excel استفاده شد. انجام عملیات نورسنجی در مزرعه در ۵ نوبت صورت گرفت و نتایج نشان داد که با افزایش تراکم میزان ضریب استهلاک نور کاهش یافته و کارایی مصرف نور افزایش می یابد ولی سطوح مختلف کود ازته هیچ تأثیر معنی داری بر روی ضریب استهلاک و کارایی مصرف نور ایجاد ننمود. (۱۶)

بررسی اثر سطوح مختلف تراکم بر عملکرد و میزان روغن دانه گیاه دارویی ماریتیغال در شرایط آب و هوایی اهواز:

این آزمایش در سال زراعی ۱۳۷۵ در مزرعه پژوهشی دانشکده کشاورزی رامین واقع در ۳۰ کیلومتری شمال شرقی اهواز در عرض جغرافیایی ۳۱ درجه و ۳۶ دقیقه و طول جغرافیایی ۴۸ درجه و ۵۳ دقیقه و ارتافع ۵۰ متری از سطح دریا صورت پذیرفت. خاک مزرعه از لحاظ کلاس بافتی سیلتی- رسی از نظر شوری شیرین و دارای ۸۹/۰ درصد مواد آلی و ۷/۴=PH بود. میزان نیترات، فسفر و پتاسیم قابل جذب خاک به ترتیب برابر ۱۲/۲۳، ۲/۸ و ۱۳۴ میلی گرم در کیلوگرم کشت سال قبل از آزمایش ذرت بود. عملیات تهیه زمین شامل شخم با گاوآهن برگردان دار تا عمق ۲۵ سانتمتری، دوبار دیسک و ایجاد جوی و پشته بوسیله فارور بود. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در چهار تکرار انجام پذیرفت. تیمارهای مورد آزمایش شامل تراکم های ۴۰۰۰۰ ، ۶۰۰۰۰ و ۸۰۰۰۰ بوته در هکتار بود. فاصله ردیف های کاشت ۷۵ سانتیمتر و فاصله بوته ها بر روی ردیف با توجه به تراکم های ۴۰۰۰۰، ۶۰۰۰۰ و ۸۰۰۰۰ به ترتیب برابر ۳۳/۳۳، ۲۲/۲۲ و ۶۶/۱۶ درنظر گرفته شد. بذر مورد استفاده از نوع اصلاح شده و ارسالی از کشور مجارستان بود. هر واحد آزمایشی مرکب از ۶ ردیف کاشت بطول ۵ متر بود. دو ردیف کاشت ۶.۱ برای حاشیه در نظر گرفته شد. فاصله واحدهای آزمایشی از یکدیگر ۷۵ سانتیمتر و فاصله بلوکها از هم ۵/۲ متر بود. برای محاسبه عملکرد از چهار ردیف میانی استفاده شد و از وسط هر ردیف کاشت به طور ۱۳۰ سانتیمتر برداشت شد. چون در ابتدای رشد این گیاه برگها به حالت رزت و پهن می باشند و بعلت سرعت رشد سریع برگها در اندک مدتی سطح زمین بوسیله برگها پوشیده شد و مجالی برای رشد علفهای هرز پیدا نگردید و بخاطر رقابت خوب ماریتیغال تعداد کمی از علفهای هرز فرصت رشد و نمو یافتند که آنها نز با وجین دستی حذف شدند و عملاً از هیچگونه علف کشی استفاده نشد. همچنین چون تاکنون در سطح استان خوزستان هیچگونه ازمایش کودی بر روی این گیاه انجام نشده بود در این آزمایش از دادن کود به مزرعه خودداری گردید و با توجه به اینکه ماریتیغال گیاه کم نیازی می باشد هیچگونه علائم کمبود عناصر غذایی و یا بیماری گیاهی مشاهده نگردید. از سوی دیگر چون آفتی که بتواند خسارت قابل ملاحظه ای بزند مشاهده نگردید از هیچ حشره کشی استفاه نشد. عمق کاشت ۳ سانتیمتر در نظر گرفته شد در هر حفره کاشت برای اطمینان جهت سبز یکنواخت دو بذر در هر حفره کاشت قرار داده شد که بعد از مدت یک هفته پس از سبز شدن بوته اضافی حذف گردیده. بنیه و قدرت جوانه زنی بسیار خوب بود و در عمل تعداد محدودی واکاری انجام پذیرفت. اولین آبیاری در تاریخ ۱۷ آذر صورت پذیرفت که با توجه به پراکنش مناسب بارندگی در سال ۷۵ فقط یک آبیاری دیگر در نیمه فروردین انجام گرفت. عملیات برداشت در اواخر اردیبهشت صورت پذیرفت. میزان روغن دانه با استفاده از روش سوکسله انداره گیری شد. برای مقایسه بین میزان روغن دانه در بوته های اصلاح شده و بوته های وحشی ماریتیغال، همزمان چهار نمونه بذر از بوته های وحشی موجود در منطقه تهیه و میزان روغن دانه آنها نیز اندازه گیری شد. البته به خاطر اینکه تراکم بوته های وحشی در نقاط مختلف متفاوت بود و تراکم یکسانی نداشتند از وارد کردن داده های مربوط به آنها در عملیات تجزیه واریانس خودداری گردید و از نتایج آنها صرفاً بعنوان یک شاخص استفاده شد. برای اندازه گیری وزن هزاردانه، از دانه های برداشت شده از هر واحد آزمایشی، بصورت تصادفی دو نمونه با مقدار کافی بذر برداشت گردید و سپس با استفاده از دستگاه بذر شمار، تعداد ۵۰۰ دانه از هر نمونه شمارش شد، در صورتیکه اختلاف وزن دو نمونه پانصدتایی مربوط به هر واحد آزمایشی کمتر از ۶% بود وزن دو نمونه پانصدتایی را با هم جمع کره و به عنوان وزن هزاردانه واحد آزمایشی درنظر گرفته شد. عملیات تجزیه واریانس با کمک نرم افزار آماری MSTAT و مقایسه میانگین ها از طریق آزمون چند دامنه ای دانکن صورت گرفت.

نتایج و بحث:

از نتایج تجزیه واریانس در جدول ۱ چنین برمی آید که عامل تراکم اثر معنی داری بر روی عملکرد دانه ماریتیغال دارد. بطور کلی اجزاء عملکرد ماریتیغال از چهاربخش شامل تعداد بوته در هکتار، تعداد کاپیتول در هر بوته، تعداد دانه در هر کاپیتول و متوسط وزن دانه تشکیل شده است. بجز تعداد بوته در هکتار سایر اجزاء عملکرد تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، آب و هوایی، عوامل وابسته و مستقل از تراکم بوته در واحد سطح قرار می گیرند. ماریتیغال در تراکم های کم ممکن است تا حدودی از طریق افزایش تعداد کاپیتول و یاافزایش وزن دانه و نیز تعداد دانه در کاپیتول خود را با شرایط جمعیتی هماهنگ و منطبق ساخته باشد. البته با توجه به جداول ۲.۱ مشخص می شود که حداقل در سال اجرای آزمایش تفاوت معنی داری بین وزن هزاردانه ماریتیغال در تراکم های مختلف وجود ندارد، بنابراین گیاه احتمالاً از طریق تغییر در تعداد دانه در کاپیتول و یا تعداد کاپیتول در هر بوته خود را با شرایط جمعیتی سازگار نموده است. در هر حال تراکم ۸۰۰۰۰ با تولید ۱۸۷۶ کیلوگرم دانه در هکتار بیشترین عملکرد را دارا بود و سپس تراکم های ۶۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ بوته در هکتار به ترتیب با تولید ۱۶۲۸ و ۱۵۷۵ کیلوگرم در هکتار تفاوت معنی داری را نشان داد ولی بین تراکم های شصت و چهل هزاربوته در هکتار تفاوت معنی داری مشاهده نشد که این امر می توان نشان دهنده آن باشد که تفاوت تراکم بوته بین تیمار ۸۰۰۰۰ با دو تیمار ۶۰۰۰۰ و ۴۰۰۰۰ بوته در هکتار بقدری زیاد است که بوته ها در تراکم های پایین تر نتوانستند از طریق افزایش دانه در کاپیتول و یا تعداد کاپیتول در بوته عملکردی در حد تراکم ۸۰۰۰۰ بوته در هکتار داشته باشند به عبارت دیگر این افزایش شدید بوته در واحد سطح بوده که عملکرد را افزایش داده است. البته آزمایشهای مجدد بهتر می تواند این موضوع را مشخص سازد. چنین حالتهایی در سایر گیاهان روغنی خانواده کمپوزیته مانند گلرنگ و آفتابگردان می شود. در بسیاری از آزمایشها که تفاوت تراکم تأثیر زیادی ندارد، عملکردهای پایین نشان دهنده این است که عواملی غیر از تراکم، عملکرد را محدود ساخته است، از اینرو حتی کمترین تراکم ها توانسته اند محصول بالایی را تولید کنند (۸). هرچند در بعضی از آزمایشها در مورد گیاهان خانواده کمپوزیته دیده شده است که در تراکم های متوسط و بالا دانه هایی با درصد روغن بیشتری از آنچه در تراکم های پایین حاصل می شود. بدست می آید (۲۱.۷.۲). ولی در این آزمایش تراکم های مختلف اثر معنی داری بروی درصد روغن دانه نداشتند. درصد روغن از تراکم های کم به زیاد بهترتیب برابر ۴۵/۳۰، ۰۴/۲۸ و ۶۶/۳۱ بود. همچنین میانگین درصد روغن موجود در چهارنمونه از دانه های ارقام وحشی منطقه نیز ۳۰% تعیین گردید ولی در کل تولید دانه در تراکم های مختلف با میانگین محتوای ۰۵/۳۰ درصد روغن نتیجه امیدبخشی می باشد زیرا با توجه به اینکه در این آزمایش از بکاربردن کود خودداری گردید، به احتمال زیاد با اعمال تیمارهای کودی در آزمایشهای بعدی عملکرد هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی افزایش خواهد یافت. گزارش هایی نیز در تأیید این مطلب ارائه شده است (۲۱). در حالیکه در نقاطی مانند تهران ارتفاع این گیاه تحت تأثیر تیمار کود نیتروژن حداکثر به ۵۹/۸۳ سانتیمتر می رسد (۹). در این بررسی ارتفاع این گیاه بدون استفاده از کود در آزمایش بطور متوسط به حدود ۲۵۰ سانتیمتر رسید که این خود نشانه پتانسیل خوب این گیاه برای رشد و نمو در خوزستان می باشد هرچند ارتفاع زیاد می تواند در برداشت مکانیزه تولید اشکال نماید.در ارتباط با آب مود رنیاز گیاه همانطور که در بخش مواد و روشها ذکر گردید. در این ازمایش که در منطقه ای گرمسیر اجرا گردید بنا به نیاز فقط دوبار عمل آبیاری صورت پذیرفت در حالیکه بنا به گزارشات در نقاطی سردسیر مانند تهران و کرج تا حدود ۸ بار نیاز به آبیاری می باشد (۹). علت این امر آن است که این گیاه در خوزستان در پاییز کشت شده و در بهار برداشت می شود و عملاً دوره رشد و نمو اصلی آن در دمای پایین پاییز و زمستان طی می شود ولی برعکس در نقاطی مانند تهران این گیاه در بهار کشت شده و در نیمه تابستان برداشت می گردد لذا چون دوره رشد و نمو آن با گرما و تبخیر بیشتری روبروست به تعداد آبیاری بیشتری نسبت به خوزستان نیاز دارد (۱).

پیشنهادات:

۱-ترویج و توسعه کشت آبی این گیاه به عنوان یک گیاه دارویی و روغنی کم نیاز در اراضی کم بازده خوستان

۲- بررسی امکان کشت دیم این گیاه با توجه به سازگاری بسیار خوبی که با اقلیم خوزستان دارد

۳- انجام فعالیتهای اصلاحی بر روی ارقام وحشی خوزستان.

تناوب کاشت:

اگرچه ماریتیغال را می توان با بیشتر گیاهان به تناوب کاشت ولی گیاهان وجینی برای این کار مناسبترند این گیاهان نه تنها خاک را فقیر نمی سازند بلکه چنانچه بقایای گیاهی آنها به خاک برگردانده شود مقدار زیادی مواد آلی به خاک افزوده می شود. مزرعه پس از برداشت گیاهان وجینی معمولاً عاری از علفهای هرز می شود و چون ماریتیغال به اکثر علفکشها حساس است نیازی به مبارزه شیمیایی با علف هرز نخواهد بود.همچنین بعد از برداشت گیاهان وجینی، برای آماده ساختن زمین فرصت کافی خواهد بود. باقی ماندن ماریتیغال برای مدت نسبتاً طولانی در زمینهایی که در آنها کشت می گردد، آنها را به علف هرز منطقه مبدل می کند. این گیاه را می توان حداقل ۲تا ۳ سال در یک زمین کاشت (۳).

روش کاشت:

کاشت ماریتیغال از طریق بذر و به صورت ردیفی (به وسیله ردیف کار غلات) در زمین اصلی انجام می گیرد. برای هر هکتار زمین، ۱۰ تا ۱۲ کیلوگرم بذر نیاز است. تعداد ۱۰ تا ۱۲ بذر در هر متر طولی مناسب است.برای سهولت در برداشت مکانیکی، بهتر است گیاهان به صورت نواری کشت شوند؛ یعنی پس از هر ۴ تا ۵ ردیف در فاصله ای به اندازه ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی متر خالی بماند و در تمام زمین به همین شکل عمل شود.پس از کشت، انجام غلتک مناسب و آبیاری کافی، باعث تسریع و هماهنگی در رویش بذر می شود. (۳)

مراقبت و نگهداری :

بذرها پس از ۸ تا ۱۰ روز سبز می شوند. وقتی گیاهان ۴ تا ۵ برگی شدند، علفهای هرز بین ردیفها و گیاهان را باید با دست (در سطوح کوچک) یا به وسیله ماشین (کولتیواتور) وجین کرد. وقتی ارتفاع گیاهان به ۳۰ تا ۴۰ سانتی متر رسید، باید وجین علفهای هرز را تکرار کرد و پس از ۳ تا ۴ هفته سومین و آخرین برداشت علفهای هرز را انجام داد. پس از آن نیازی به وجین علفهای هرز نیست، زیرا گیاهان به سرعت رشد می کنند و مانع گسترش علفهای هرز می شوند.چنانکه گفته شد، ماریتیغال به بسیاری از علف کشها حساس است، از این رو مبارزه شیمیایی با علفهای هرز این گیاه باید با دقت کامل انجام گیرد و در انتخاب نوع علف کش، غلظت و زمان کاربرد آن باید دقت نمود.تحقیقات اخیر نشان می دهد که استفاده از علف کش اولیترف به مقدار ۵/۲ تا ۴ لیتر در هکتار و فلوبالکس به مقدار ۵/۲ تا ۳ کیلوگرم در هکتار قبل از کاشت بذر، نتایج مطلوبی در از بین بردن علفهای هرز دارد. پس از کاشت و قبل از رویش آنها نیز می توان از علف کش بوویلان به مقدار ۳ تا ۴ لیتر در هکتار استفاده کرد. این علف کشها را به هیچ عنوان نباید پس از رویش گیاه به کار برد.آفات در طول رویش گیاهان ممکن است صدمات زیادی به محصول وارد کنند. از این آفات می تواند از نوعی سرخرطومی گرده خوار نام برد. برای از بین بردن این آفات، می توان از آفت کش وفاتوکس به مقدار ۳ تا ۵/۳ کیلوگرم در هکتار استفاده نمود (۹).سفیدک سطحی یا پودری، از بیماریهایی است که در آن قارچ عامل سفیدک به صورت لکه های سفیدرنگی در سطح ساقه و برگ ظاهر می شود و اواخر فصل به صورت لکه های قهوه ای دیده می شود. میوه گیاهان مبتلا به این قارچ، پوک می شوند. می توان از قارچ کش سولفوره یا قارچ کشهای مناسب مانند آفاگون یا تریفمین در زمان مناسب، برضد این بیماری استفاده نمود (۳).

برداشت محصول :

تحقیقات انجام شده در ایران، نشان می دهد در کشت بهاره میوه ها از اوایل تابستان بتدریج می رسند. هنگام رسیدن میوه ها، گلچه ها خشک می شوند و تارهای بلند و سفید رنگ (پاپوسها) ظاهر می گردند. رنگ میوه های رسیده، قهوه ای و براق است. میوه های رسیده به سهولت از گیاه جدا و به اطراف پراکنده می شوند. کاپیتولها معمولاً در یک مرحله برداشت می شوند. اواخر تیر- اوایل مرداد، زمان مناسبی برای برداشت محصول است. چون ماریتیغال برگهای بزرگ و انبوهی دارد و اطراف برگها را تیغهای فراوانی پوشانده است، کار برداشت کاپیتولها با دست، بسیار مشکل ساز است. در سطوح کوچک، کاپیتولها را می توان با داس برداشت کرد، اما در سطوح وسیع کشت، برداشت محصول فقط با ماشینهای مخصوص امکان پذیر می باشد. پس از جمع آوری میوه، آنها را خشک و تمیز و در مکان مناسب نگهداری می کنند. (۳) عملکرد ممکن است بین ۲/۱ تا ۲ تن در هکتار باشد.

تأثیر شوری بر میزان سیلیبین بذر ماریتیغال

تحقیقات نشان داده اند که تنش های محیطی مانند شوری بر تولید مواد موثره گیاهان دارویی موثر است. برای روشن شدن موضوع، آزمایشی در گروه باغبانی دانشکده شهید چمران اهواز انجام شد. این آزمایش بصورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با ۶ سطح شوری (۰۹/۱، ۳، ۶، ۹، ۱۲ و ۱۵ دسی زیمنس بر متر) و دو رقم ماریتیغال (آلمانی و رقم بومی اهواز) انجام شده است. نتایج نشان داد که با افزایش شوری میزان مواد موثره در هر دو رقم نسبت به تیمارهای شاهد افزایش داشته است. عملکرد سیلیبین در شوریهای بالاتر از ۳.۹ دسی زیمنس بر متر، به ترتیب در رقم بومی اهواز و آلمانی کاهش یافته است. بطور کلی میزان سیلیبین در رقم بومی اهواز نسبت به رقم آلمانی (وارداتی) در همه تیمارهای شوری بالاتر بوده است.دو رقم خودروی اهواز (گل بنفش) و رقم آلمانی در گلدانهای بزرگ کاشته شده و با تیمارهای شوری شامل تیمار شاهد (آب رودخانه کارون با ds/m 09/1=EC) و شوریهای ۱۲.۹.۶.۳ و ۱۵ دسی زیمنس بر متر آبیاری شدند. بذور هر تیمار بطور جداگانه جمع آوری شده و عملکرد کاپیتولهای رسیده اندازه گیری شد. برای استخراج و اندازه گیری مقدار کلی سیلیمارین و سیلیبین، ابتدا دانه های خشک شده هر تیمار آسیاب شده و توسط دستگاه سوکسله (دستگاه استخراج) و با استفاده از حلال اتر نفت روغنگیری شدند. نمونه های روغن گیری شده کاملاً خشک شدند. فلاونوئیدهای کلی (سیلیمارین) نمونه های روغنگیری شده، با استفاده متانول استخراج گردید. برای اندازه گیری سیلیبین، از محلول بدست آمده در مرحله قبل مقدار مشخصی جهت تزریق به دستگاه اچ پی ال سی برداشته شد. نتایج جدول تجزیه واریانس در این تحقیق نشان داد که اثر شوری، رقم و اثر متقابل شوری و رقم بر مواد موثره بذر گیاه ماریتیغال بسیار معنی داری (P

بررسی اثرات شوری بر شاخص های جوانه زنی ارقام ماریتیغال (Silybum marianum)

شوری یکی از مهمترین فاکتورهایی است که رشد و نمو وعملکرد گیاهان را تحت تأثیر قرار می دهد. استرس شوری و مبارزه با آن از جمله عواملی است که بشر از هزاران سال پیش با آن دست به گریبان بوده است. در کشور ما بیش از ۱۵ میلیون هکتار از اراضی مشکل شوری دارند. در این راستا به منظور بررسی تأثیر این تنش بر شاخص های جوانه زنی ارقام ماریتیغال آزمایشی با استفاده از سه ژنوتیپ ماریتیغال (CN-seed, Babak, Majar) و چهار سطح شوری (۵۰.۲۵۰.۰ و ۱۰۰ میلی مولارNacl ) به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی اجرا گردید. نتایج نشان داد که شوری اثر معنی داری روی درصد جوانه زنی و یکنواختی جوانه زنی داشت. میانگین درصد جوانه زنی در تنش های مختلف شوری یعنی صفر و ۵۰.۲۵ میلی مولار نسبت به شاهد (آب معمولی) به ترتیب ۲/۱۷ و ۴۳ درصد کاهش یافت. با افزایش شوری در تمامی ارقام یکنواختی جوانه زنی کاهش یافت. در میان ارقام مورد بررسی، تحت شرایط شوری رقم CN-ssed طول ریشه چه و ساقه چه و از نسبت بالای ریشه چه به ساقه چه برخوردار بود. به نظر می رسد این رقم مقاوم به شوری باشد. (۷.۱۱)

ارزیابی تأثیر سطوح شوری و خشکی بر برخی صفات گیاهچه ماریتیغال

ماریتیغال (Silybum marianum L.) یکی از گیاهان دارویی مهم در صنایع داروسازی کشور می باشد، که بیشتر در شرایط نامساعد محیطی به خصوص از نظر شوری و خشکی بصورت خودرو رشد می کند. به همین منظور دو آزمایش بصورت جداگانه برای ارزیابی تأثیر سطوح مختلف شوری (۰ ، ۳/۰- ، ۶/۰- ، ۹/۰- و ۲/۱- مگا پاسکال) و خشکی (۰ ، ۳/۰- ، ۶/۰- ، ۹/۰- و ۲/۱- مگا پاسکال) بر روی جوانه زنی این گیاه و برخی صفات گیاهچه آن، در قالب طرح کاملاً تصادفی در ۴ تکرار و در آزمایشگاه تکنولوژی بذر دانشکده کشاورزی دانشگاه اراک اجرا گردید. نتایج بدست آمده از این آزمایش نشان داد که کلیه صفات مورد بررسی از جمله رشد گیاهچه، وزن ذخایر پویا شده، درصد تخلیه ذخایر بذر، راندمان پویایی ذخایر بذر، یکنواختی جوانه زنی هر دو آزمایش تحت تأثیر تنش های شوری و خشکی قرار گرفتند که رابطه ی آن بصورت معکوس و منفی بود، ولیکن حداکثر جوانه زنی در هر دو آزمایش تحت تأثیر سطوح مختلف شوری و خشکی قرار نگرفت که دلیل آن را می توان به سختی پوسته بذر در مرحله جذب آب نسبت داد. از طرف دیگر زمان رسیدن تا مرحله ۱۰% جوانه زنی و سرعت جوانه زنی از شوری تأثیر پذیرفتند، اما تنش خشکی از نظر آماری تأثیر معنی داری بر این دو صفت نداشت. افزایش پتانسیل اسمزی، موجب کاهش تدریجی کلیه صفات فوق شد و نسبت به شاهد اختلاف معنی داری (در سطح ۰۱/۰ و ۰۰۱/۰ درصد) ایجاد کرده بود. (۱۲)

اثر تنش شوری بر جوانه زنی گیاهان دارویی

شوری آب و خاک از مشکلات در حال افزایش جهان است. مطالعه تحمل به شوری در گیاهان دارویی برای کشت در زمینهای شور اهمیت زیادی دارد. به منظور بررسی اثر سطوح مختلف شوری بر روی مریم گلی (Salvia officinalis) سنای هندی (Cassia aculata)، ماریتیغال (Silybum marianum) ، خاکشیر (Sisymbrium Sophia) شاهدانه (Cannabis sativa) بابونه آلمانی (Matricaria chmaomilla) و بابونه رومی (Anthemis nobills) آزمایشی در مرحله جوانه زنی در قالب طرح فاکتوریل بر پایه طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. سطوح شوری شامل سطوح صفر (شاهد)، ۱۵۰.۱۰۰.۵۰ و ۲۰۰ میلی مولار کلرید سدیم بود. نتایج نشان داد که با افزایش غلظت شوری درصد جوانه زنی، سرعت جوانه زنی، طول ریشه چه، طول ساقه چه، وزن خشک، شاخص ویگور و نسبت طول ساقه چه به ریشه چه کاهش یافت. تجزیه واریانس نشان داد که اختلاف معنی داری بین گیاهان دارویی برای تمامی صفات مورد بررسی وجود دارد. وزن خشک و شاخص ویگور بیشترین ضریب تغییرات، نسبت طول ساقه چه به ریشه چه و درصد جوانه زنی کمترین ضریب تغییرات را دارا بودند. شاهدانه بیشترین مقدار را برای درصد جوانه زنی، طول ساقه چه، شاخص ویگور و نسبت طول ساقه چه به ریشه چه داشت در حالیکه خاکشیر بالاترین سرعت جوانه زنی، مریم گلی بیشترین طول ریشه چه و ماریتیغال بیشترین وزن خشک را دارا بودند. (۲۰)

اثرات شوری بر مولفه های رشد گیاهچه ۱۰ گیاه دارویی

کشور ایران دارای شرایط متنوع آب و هوایی می باشد که این امر خود موجب تنوع رشد گیاهان گوناگون از جمله گیاهان دارویی شده است. در بسیاری از نقاط دنیا به ویژه مناطق خشک ونیمه خشک، شوری یکی از موانع اصلی در تولید محصولات زراعی و باغی است. بیش از ۱۳ درصد از زمین های زیرکشت جهان و حدود ۳۰ تا ۵۰ درصد از اراضی فاریاب دنیا تحت شوری قرار دارد. این مطالعه به منظور بررسی اثر تنش شوری (۰، ۲- ، ۴- ، ۶- ئو ۸- بار) بر مولفه های رشد گیاهچه ۱۰ گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum) اسفرزه (Plantago psylium) هندوانه ابوجهل (Citrullis colocynthis) سیاهدانه (Nigella sativa) کتان (Linum usitatissinum) رازیانه (Foeniculum vulgare) گلرنگ (Carthamsus tinctorius) ریحان (Ocimum basilicum) آرتیشو (Cynarpa scolymus) و زوفا (Hyssopus officinalis) به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در ۳ تکرار انجام شد. با افزایش شوری در گلیه گیاهان درصد گیاهچه نرمال، طول گیاهچه و وزن خشک گیاهچه کاهش یافت؛ اما شیب کاهش این صفات در بین گیاهان متفاوت بود. طول گیاهچه در گیاهان هندوانه ابوجهل، رازیانه، زوفا و کتان از شوری شاهد به صورت خطی کاهش یافت؛ در صورتی که در گیاهان ماریتیغال، آرتیشو، کتان، سیاه دانه و ریحان از شوری ۲- بار به آهستگی شروع به کاهش کرد و در گیاه گلرنگ از شوری ۴- بار طول گیاهچه کاهش یافت. وزن خشک گیاهچه نیز در گیاه هندوانه ابوجهل از شوری شاهد شروع به کاهش کرد و در ۶- بار به صفر رسید. وزن خشک گیاهچه سیاه دانه و کتاب به ترتیب از شوری ۲- و ۴- بار شروع به کاهش کرد و در ماریتیغال و آرتیشو از شوری ۶- بار شروع به کاهش کرد. وزن خشک گیاه گلرنگ تحت تأثیر شوری قرار نگرفت. از نتایج این تحقیق می توان نتیجه گرفت که در بین این گیاهان دارویی، گلرنگ، ماریتیغال و آرتیشو دارای مقاومت بالایی به شوری در مولفه های رشد گیاهچه می باشد و گیاهان هندوانه بوجهل و سیاه دانه جزء گیاهان حساس به شوری در این مرحله می باشند. (۴)

بررسی تنوع ژنتیکی گیاه دارویی ماریتیغال (Silybum marianum L.) با استفاده از نشانگرهای AFLP

در این مطالعه تنوع ژنتیکی درون و بین ۳۲ اکوتیپ ماریتیغال جمع آوری شده از نواحی مختلف کشور به همراه دو رقم خارجی بوداکالازی و Cnseeds با استفاده از نشانگرهای AFLP موردمطالعه قرار گرفتند. ۲۷ ترکیب آغازگر مورد استفاده، ۴۱۵ نشانگر چند شکل در اکوتیپ های موردمطالعه تولید کردند. تعداد کل نوارهای چندشکل در درون اکوتیپ ها از ۹۶ تا ۳۳۹ نوار به ترتیب در اکوتیپ های گنبد و قره قیه متغیر ود. میانگین PIC (میزان اطلاعات چندشکلی) و MI (شاخص نشانگر) به عنوان شاخص های تنوع نشانگر برای کلیه ترکیب های آغازگر به ترتیب ۳۵/۰ و ۳۷/۵ بدست آمد که حاکی از کارایی نشانگرهای AFLP در مطالعات ژنتیکی بویژه تنوع ژنتیکی می باشد. میانگین درجه تمایز ژنی (۴۴/۰) نشان داد که درصد بالایی از تنوع کل مربوط به تنوع درون اکوتیپ های موردمطالعه بود. براساس تنوع ژنی و شاخص شانون بیشترین و کمترین تنوع ژنتیکی درون اکوتیپ ها به ترتیب مربوط به اکوتیپ های ساری و گنبد بود. براساس تجزیه واریانس مولکولی تنوع ژنتیکی درون و بین اکوتیپ ها معنی دار بدست آمد و تنوع درون (۳۱/۷۲ درصد) حدود سه برابر تنوع بین اکوتیپ ها (۹۶/۲۷ درصد) بود. تجزیه خوشه ای داده های AFLP با استفاده از فاصله ژنتیکی، اکوتیپ ها را به سه گروه منتسب کرد. این گروهبندی تا حدی با الگوی جغرافیایی محل رویش اکوتیپ ها مطابقت داشت. در تجزیه به مولفه های هماهنگ اصلی، سه مولفه اول ۷/۷۶ درصد تغییرات کل را توجیه کردند. گروهبندی اکوتبپ ها براساس این مولفه ها، گروه بندی حاصل از تجزیه خوشه ای را تأیید کرد. در مجموع، نتایج این مطالعه نشان داد که AFLP یک تکنیک مولکولی توانمند برای مطالعه ساختار ژنتیکی جمعیت های ماریتیغال است و قابلیت کاربرد برای اهداف مختلف از جمله گزینش ژنوتیپ های والدی دور به منظور ایجاد جوامع در حال تفرق با تنوع ژنتیکی زیاد یا گزینش به کمک نشانگر را دارد. (۱۳)

بررسی رابطه بین نشانگرهای مورفولوژیک، فیتوشیمیایی با نشانگرهای AFLP در تعدادی از اکوتیپ های ماریتیغال (Silybum marianum L.)

به منظور بررسی رابطه بین نشانگرهای مورفولوژیک، فیتوشیمیایی و مولکولی در ماریتیغال، ۳۲ اکوتیپ جمع آوری شده از نواحی مختلف کشور به همراه دو رقم خارجی بوداکالازی و CNseeds ارزیابی شدند. تجزیه همبستگی کانونیک بین ۸ صفت مورفولوژیک و ۷ ترکیب فلاونولیگنانی تشکیل دهنده سیلیمارین نشان داد که دو متغیر اول کانونیک دارای همبستگی کانونیک قابل توجه و معنی دار بودند. ضرایب همبستگی های کانونیک نشان داد که اکوتیپ های دارای وزن هزار دانه بیشتر و تاریخ گلدهی، ارتفاع بوته، قطر کاپیتول و عملکرد دانه کمتر دارای سیلیکریستین و سیلیبین بیشتر و سیلیدیانین کمتری بودند. به عبارت دیگر، دانه های درشتر سیلیبین بیشتر و سیلیدیانین کمتری داشتند. برای تجزیه ارتباط بین نشانگرهای AFLP و فلاونولیگنان ها و نیز بین نشانگرهای AFLPو صفات مورفولوژیک از تجزیه رگرسیون چندگانه گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد که ۴۱۵ نشانگر AFLP 37 نشانگر مثبت با فلاونولیگنان ها و ۲۹ نشانگر مثبت با صفات مورفولوژیک دارای باطه معنی دار بودند. بیشترین تغییرات تبیین شده توسط نشانگرهای مثبت مربوط به تاکسیفولین (۵۴/%) و سیلیدیانین (۴۵%) بود. بیش از ۴۰ درصد تغییرات مربوط به وزن هزاردانه، ارتفاع بوته و تاریخ گلدهی توسط نشانگرهای مثبت شناسایی شده توجیه گردید. نتایج این مطالعه حاکی از آنست که می توان براساس خصوصیات مورفولوژیک و نیز داده های مولکولی به خوبی برخی از خصوصیات کیفی و کمی مواد موثره را در ماریتیغال مورد پیش بینی قرار داد (۱۳).

آت اکولوژی گونه Silymum marianum در منطقه بهدشت نور.

هدف اصلی مطالعه پی بردن به خصوصیات رویشگاهی و بررسی چگونگی عمل و رفتار این گونه در اکوسیستم منطقه بهداشت نور می باشد. برای تعیین پوشش تاجی، تراکم و فراوانی از روش سیستماتیک- تصادفی استفاده شد. فنولوژی، وضعیت ریشه دوانی در خاک، وزن هزاردانه، میزان موادموثر از جمله مواردی بودند که بررسی شدند. نتایج نشان داد که این گونه در منطقه موردمطالعه بارندگی متوسط سالانه ۸۸۰ میلیمتر، دمای متوسط سالانه ۱۶ درجه سانتیگراد رویش مناسبی دارد. آزمایشهای خاکشناسی نشان داد که ماریتیغال خاک با بافت لومی رسی را ترجیح می دهد و میانگین اسیدیته و هدایت الکتریکی خاک هایی که در آن رویش دارد به ترتیب ۳/۸ و ۱۶/۰ میلی موس بر سانتیمتر می باشد. میانگین پوشش تاجی و تراکم گونه در منطقه به ترتیب ۲/۳۳ درصد و ۳۱۵۰۰ بوته در هکتار بود. مطالعات فنولوژیک نیز نشان داد که شروع رشد از اوایل مهرماه بوده و مرحله رویشی تا اواخر اسفندماه ادامه دارد. زمان بذردهی در اوایل خرداد می باشد. مقدار سیلی مارین و سیلی بین موجود در دانه های این گیاه به ترتیب ۶۳/۱ و ۱۷/۶ درصد بود. (۹)

منابع:

۱- ابدالی مشهدی، علیرضا، ۱۳۸۱، بررسی اثر سطوح مختلف تراکم بر عملکرد و میزان روغن دانه گیاه دارویی ماریتیغال در شرایط آب و هوایی اهواز، مجله پژوهش و سازندگی، شماره ۵۴.

– امیدبیگی، رضا، ۱۳۷۷، بررسی تولید سیلیمارین و سیلیبین در گیاه ماریتیغال با کشت بذور وحشی و زراعی آن، مجله علوم کشاورزی ایران، جلد ۲۹، شماره ۲.

– امیدبیگی، رضا، ۱۳۸۴، تولید و فرآوری گیاهان دارویی، جلد دوم، انتشارات آستان قدس رضوی.

– احتشام نیا، عبدالله، اثرات شوی بر مولفه های رشد گیاهچه ۱۰ گیاه دارویی، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– بتولی، حسن، توانمندی منطقه کاشان در زراعت گیاه دارویی خار مریم، همایش ملی توسعه پایدار گیاهان دارویی، مشهد، مرداد ۱۳۸۴.

– حسن لو، طاهره، تعیین ترکیب اسیدهای چرب در دانه های گیاه خارمریم، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– دوازده امامی، سعید، مقایسه گیاهان دارویی با دیگر محصولات کشاورزی در شرایط تنش شوری، همایش ملی توسعه پایدار گیاهان دارویی، مشهد، مرداد ۱۳۸۴.

– رهنما، حسن وهمکاران، تولید سیلیمارین با استفاده از سیستم ریشه های مویین در گیاه خارمریم، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد ۱۳۸۶.

– زارع گیاه و همکاران، آت اکولوژی گونه Silybum marianum در منطقه بهدشت نور، فصلنامه علمی- پژوهشیی تحقیقاتی گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد ۱۲، شماره ۲، سال ۱۳۸۵.

– زرگری، علی، گیاهان دارویی، جلد سوم، چاپ ششم، انتشارات تهران، ۱۳۷۵.

– سید شریفی، رئوف و همکاران، بررسی اثر شوری بر شاخصهای جوانه زنی ارقام ماریتیغال، سومین هایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– شریفی، سعید و همکاران، ارزیابی تأثیر سطوح شوری و خشکی بر برخی صفات گیاهچه ماریتیغال، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶

– شکرپور، مجید و همکاران، بررسی تنوع ژنتیکی گیاه دارویی ماریتیغال با استفاده از نشانگرهای AFLP ، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– شکرپور، مجید و همکاران، بررسی رابطه بین نشانگرهای مورفولوژیکی فتوشیمیایی با نشانگر AFLP در تعدادی از اکویتپهای ماریتیغال، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– فاتحی، فواد و همکاران، اثر تراکم بر عملکرد اجزاء عملکرد گیاه دارویی خارمریم، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– قلی بیگیان، مجید وهمکاران، بررسی تأثیر سطوح مختلف تراکم و کود ازته بر ضریب استهلاک و کارآیی معرف کود در گیاه دارویی ماریتیغال، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– قوامی، نسرین، تاثیر شوری بر میزان سیلیبین بذر ماریتیغال، همایش ملی توسعه پایدار گیاهان دارویی، مشهد، مرداد ۱۳۸۴.

– گلی، سیدامیرحسین، خصوصیات فیزیکی و شیمیایی روغن دانه گیاه دارویی ماریتیغال، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– منیعی، مهدی و همکاران، بررسی مراحل فنولوژیکی گیاه دارویی ماریتیغال و اثر تراکم بر عملکرد و اجزاء آن در شرایط آب و هوایی کرمانشاه، همایش ملی توسعه پایدار گیاهان دارویی، مشهدف مرداد ۱۳۸۴.

– مهدیخانی، هادی و همکاران، اثر تنش شوری بر جوانه زنی گیاهان دارویی، سومین همایش گیاهان دارویی، دانشگاه شاهد، ۱۳۸۶.

– ولاگ، ژان، گیاهان دارویی و روشهای کاشت برداشت، چاپ چهارم، ۱۳۷۹.

 

– Carrier. D.j, Crowe. T, Sokhansanj. S, Wahab. J,Barl. B. 1993. Milk Thistle, sylybum marianum (L). Gaertn. Flower Head Development and Associated Marker Compound Profile. Journal of herbs, spices and medical plants.

– Fvonk M. of al. 2002. A Review of Plants used in the Treatment of liver Disease.

– Johann S.atal. 1999. Stimulatory Effects of silibinin and Silicristin from the Milk Thistle Silybum maranum of kidney Cells.

– Omer. E.A, Refeat. A, Ahmed. S, kamel. A,and, Hammouda.F, 1993. Effect of spacing and fertilization on the yield and active constituents of Milk Thistle (Silybum marianum). Journal of herbs spaces and medical plants.

– Raula. D. et al. 1999. Milk Thistle and Prostate cancer Differential Effects of Pure Flavonolignans from silybum marianum on ….