گیاهان دارویی نزد همه انسانها شناخته شده می­باشد. این گیاهان از اهمیت بسیار بالایی به لحاظ کارکردهای متنوع در صنایع داروسازی، درمان،  پزشکی و صنایع غذایی برخوردار هستند.

توسعه روزافزون این صنایع نیازمند وجود منابع خام با کیفیت مناسب و استانداردهای مشخص می­باشد. اما با بررسی بازار مواد خام گیاهان دارویی نوعی بی ثباتی و کمبود استاندارد کیفی نمود پیدا می­کند.

شرکت­های داروسازی بسیار کمتر از آنکه به بررسی کیفیت محصول تولیدی توسط کشاورز توجه داشته باشند در پی آنند که با انواع سیاست­های درست و نادرست با محصول تولیدی کشاورزی مانند متاعی بی ارزش برخورد کرده و قیمت خرید آن را به حداقل برسانند. کشاورز در اکثر اوقات ناچار به فروش محصول خود می­باشد.

این در حالی است که خریدار اعم از دلال یا شرکت­های داروسازی و صنایع غذایی به این امر واقف بوده و با سوء استفاده از سادگی و نیازمند بودن کشاورز محصول آن را به کمترین قیمت خریداری می­کنند.

گذشته از همه اتفاقاتی که در بازار گیاهان دارویی می­افتد عوامل متعدد دیگری نیز دخیل در عدم گسترش کشت و کار گیاهان دارویی می­باشند. از آن جمله می­توان به نبود اطلاعات و منابع متقن و علمی تایید شده اشاره کرد.

اغلب تعداد افراد کمی در جامعه با کشت و کار درست گیاهان دارویی آشنایی داشته و فوت و فن کشت و کار آنرا می­دانند. این افراد از آموزش مبانی ابتدایی کشت و کار گیاهان دارویی به لحاظ استفاده از سوددهی این صنعت در مقطعی از زمان که خود این توانایی را بر خلاف عده کثیری از کشاورزان دارند، شانه خالی می­کنند و از ترس افزایش رقابت در تولید گیاهان دارویی اطلاعات آن را در انحصار خود نگاه می­دارند.

این مسئله اغلب در بین کارشناسان مسئول در جهاد کشاورزی بسیار رایج می­باشد.

از این رو با نگاهی جامع نگر می­توان ریشه عدم پیشرفت کشت و کار گیاهان دارویی را انحصار طلبی در استفاده از دانش فنی کشت و کار این گیاهان، نبود برنامه مشخص جهت ترویج کشت و کار گیاهان دارویی، بی ثباتی بازار خرید و فروش گیاهان دارویی و نبود امکانات پیش و پس از برداشت مانند ادوات کشاورزی و امکانات خشک کنی و انبار کردن گیاهان دارویی دانست.

البته نبود اطلاعات کافی از نحوه مدیریت مزرعه گیاهان دارویی، از دیگر مشکلات پیش روی کشاورزی متابولیت های ثانویه می­باشد.

مهدی قنبری