امشب کتاب ترقی ژاپن، نوشته ایکوموریتا ترجمه دکتر هاشم رجب زاده را که چند روز پیش آقای دکتر فرهاد مزدیان دوست مهربانم برایم فرستاده بود، به خواندن نشستم. در مقدمه آن جمله ای خواندم بسیار جالب “موریتا واحد صنعتی بازرگانی را به خانواده مانند میکند”. یادم آمد در سالهایی که این کتاب منتشر نشده بود، این جمله را همه ساله و تا کنون در جلسات و سخنرانی هایم در داخل و خارج مجتمع تکرار کرده ام.

فکر نمیکنم این ایده به من الهام شده است. تفکر عامل اصلی و شباهت مدیریت تولید در کاشان این ایده را به من داد. مدیران صنایع کاشان تا آنجا که از جوانی یادم میآید کارکنان شان را چون افراد خانواده می دیدند و مورد عنایت قرار می دادند که معروفترین آنها آقای حسن تفضلی بنیانگذار ریسندگی و بافندگی جدید در کاشان بوده است.

تلاش کرده ام مشکلات کارکنان و اقوام آنان را مشکلات خود بدانم و در حل آنها کوشا باشم. عدم رشد صنایع در کاشان و نوآوری در صنایع، تلقینی است که انگلیسی ها و روسها پس از توفیق در جنگ با ایران و تکه تکه کردن آن به دوازده کشور در درون مردم کاشتند و خودباوری را از مردم گرفتند.

تحقیق برای حل مشکلات در ایران نهادینه نشد و این تفکر پاگرفت که از ماشین آلات و مواد اولیه کشورهای اروپایی استفاده و تولید را مکانیزه کنند. به ساخت دستگاهها با نگاه عمیق به دستگا های بافندگی و ریسندگی داخل فکر نکردند و به این روزگار تلخ دچار شدیم.

نگاه من به دانش گذشته ایران است و ایده هایم را از مطالعه متون کتابهای دانشمندان ایران کسب میکنم و با اصلاح مدیریت سنتی کاشان ۶۲۰ نفر را که مثل یک خانوار نزدیک شده اند به وجود آورده و رابطه ها را بهبود بخشیده و می بخشد.
 

منبع : مستند ویژه نخستین جشنواره و نمایشگاه ملی گیاهان دارویی ، فرآورده های طبیعی و طب سنتی ایران