به گزارش شبکه خبری آموزشی گیاهان دارویی به نقل از خبر آنلاین، یکی از گنجینه های فراموش شده در زمینه سلامت و بهداشت، طب سنتی کشورمان است. اهمیت توجه به طب سنتی و لزوم استفاده از این ظرفیت موجب شد تا چند بند از سیاست های کلی سلامت که توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شد، به طب سنتی اختصاص داشته باشد و جامعه پزشکی و مردم را متوجه نقش غیرقابل انکار طب سنتی در پیشگیری، سبک زندگی و حتی درمان بسیاری از بیماری ها کند.

در همین راستا، معاونت طب سنتی در دولت جدید شکل گرفت و چارچوب پیدا کرد و برای آن اهدافی معین شد. این که در این دو سال این معاونت تا چه حد توانسته به چشم اندازهایش نزدیک شود و در عمل چه قدر توانسته به آن چه می خواسته نزدیک شود، موضوع گفتگوی خبرآنلاین با دکتر محمود خدادوست، معاون طب سنتی وزارت بهداشت است.

مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید:

حدود دو سال پیش و در آغاز ایجاد معاونت طب سنتی که با شما صحبت می کردم، توضیحاتی درمورد این که چه کار هایی در دستور کار معاونت قرار دارد، دادید، در حال حاضر بعد از گذشت دو سال چه کار های انجام شده است و در چه مرحله ای هستید؟

از ابتدای سال ۹۲ ایجاد معاونت طب سنتی را در وزارت بهداشت داشتیم، ایجاد ساختاری اجرای در ستاد وزارت بهداشت، به این معنا بود که عزم جدی دولت و وزارت بهداشت بر این است که خدمات تایید شده طب سنتی را در نظام سلامت ادغام بکند؛ استحضار دارید که از سال ۱۳۸۶ عملا رشته تخصصی طب سنتی را وارد دانشگاه ها کردیم، اما به این معنا نبود که خدمات آن هم وارد نظام سلامت شده است، این کار صرفا برای بسترسازی انجام شد، متخصص طب سنتی و داروسازی سنتی تربیت شدند و با فارغ التحصیل شدن این دو دسته از متخصصین، قاعدتا بستر ورود طب سنتی در نظام سلامت فراهم شده بود؛ برای ورود این کار در وزارت بهداشت و نظام سلامت سازوکار اجرایی متفاوتی نیاز دارد، چون در جامعه پزشکی به دلیل این که در برنامه های آموزشی آن ها طب سنتی وجود نداشت، به دلیل عدم شناخت آن ها از قابلیت ها و ظرفیت های طب سنتی، در نظام سلامت هم از این ظرفیت استفاده نمی شد. ممکن بود افرادی خارج از ساختار تشکیلاتی وزارت بهداشت یکسری کار های مربوط به طب سنتی براساس علائق و سلائق شخصی خود انجام می دادند؛ اما هم براساس بند ه ماده ۳۴ قانون برنامه پنجم توسعه و هم نقشه جامع علمی کشور وزارت بهداشت مکلف بود که بستر طب سنتی را در نظام سلامت فراهم سازد؛ بر اساس این قاعده برای این که طب سنتی را وارد سازوکار نظام سلامت بکند، معاونتی ایجاد شد، ما از همان ابتدای ایجاد این معاونت سعی کردیم ساختاری تشکیلاتی را هم برای آن ایجاد کنیم، که به تایید معاونت توسعه سرمایه انسانی ریاست جمهوری وقت رسیده بود، به تدریج سازوکار های این ادغام را طراحی کردیم، درواقع نقشه راهی برای این که چطور می توان طب سنتی را وارد نظام سلامت کرد، نوشتیم؛ اقدامی که پس از آن انجام شد این بود که یکسری ساختار و تشکیلات را در دانشگاه های علوم پزشکی کشور دایر کردیم؛

البته این کار در اواخر سال گذشته انجام، و بخشی از این ساختار تشکیلاتی تاکنون به دانشگاه ها ابلاغ شد، هنوز استقرار تشکیلاتی در همه دانشگاه ها اتفاق نیفتاده است، پنج شش دانشگاه ساختار تشکیلاتی خود را مستقر کردند، یعنی برای این که بتوانیم در دانشگاه های علوم پزشکی سیاست های طب سنتی را اجرا کنیم، مدیریت یا اداره تعالی و توسعه طب سنتی با حداقل تعداد پست های کارشناسی ایجاد کردیم؛ از همکاری و تعامل با وزارت جهاد برای کشت گیاهان دارویی موردنیاز کشور در حوزه سلامت تا بحث تعامل و تبادل منطقی استفاده از طب سنتی و طب نوین در کنار هم تا استفاده از تبادل تجربیات خارج از کشور و استانداردسازی روش های تشخیصی و درمانی طب سنتی و در نهایت تا اصلاح سبک زندگی براساس آموزه های طب سنتی.

ما برنامه ای میان مدت یعنی پنج ساله را پیش بینی کردیم که در آن مشخص شد چه کار هایی را می خواهیم در حوزه توسعه طب سنتی انجام بدهیم، هم از نظر توسعه آموزشی در بحث آکادمیک که تثبیت کردیم در ده مرکز منطقه ای یا کلان منطقه ای دانشکده طب سنتی داشته باشیم، جهت استحضار شما در حال حاضر ۱۷ رشته محل تربیت متخصص طب سنتی، و ۸ رشته محل تربیت تخصص داروسازی سنتی داریم. در حال حاضر از آن کلان منطقه ای ها دو سه دانشگاه باقی مانده است که باید برای آن ها تعیین رشته شود، از جمله همدان، اهواز و در نیرو های مسلح هم بنا شد که یک رشته محل داشته باشیم که در دانشگاه علوم پزشکی ارتش بستر های آن آماده است و امیدوار هستیم تا پایان سال ایجاد رشته بشود.

این اقدامات بیشتر زیربنایی هستند؛ آیا در زمینه درمان هم ورود داشته اید؟

در حوزه درمان باید چند کار انجام می دادیم، از جمه این که سلامتکده های طب سنتی را توسعه بدهیم، که خوشبختانه در حال حاضر حدود ۲۰ سلامتکده طب سنتی در کشور فعال است، چون معتقد هستیم نه تنها افراد بیمار بلکه افراد سالم هم باید برای اصلاح مزاج، تدابیر حفظ و ارتقاء سلامتی، مراجعه کنند بنابراین اسم کلینیک های طب سنتی را سلامتکده طب سنتی گذاشتیم، در سلامتکده های طب سنتی هم مشاوره های حفظ الصحه به مردم داده می شود، هم کلاس های آموزشی برای افراد بیمار و سالم داریم، در عین این که در آنجا فرآورده های سنتی و طبیعی دارویی و گیاهی در آنجا عرضه می شود، و هم اعمال یداوی مثل فصد، حجامت، بادکش، … یعنی اقدامات درمانی مورد نیاز در آن مجموعه ارائه می شود. یکی از کار هایی که خوشبختانه تدوین و در برنامه طرح تحول سلامت دیده شد، این بود که مصوب شد ۲۰ سلامتکده طب سنتی با نقشه و معماری سنتی ایرانی اسلامی و با حمایت وزارت بهداشت در ۲۰ دانشگاه علوم پزشکی کشور ساخته بشود، نقشه آن طراحی و به این ۲۰ دانشگاه هم ابلاغ شد، و منتظر جانمایی دانشگاه ها بر اساس پیش بینی معیار های آن نقشه هستیم تا انشاالله عملیات اجرایی آن هم طی چند ماه دیگر آغاز شود؛

از کار های دیگری که انجام شد این بود که برای این که بتوانیم از ظرفیت بخش خصوصی هم استفاده کنیم، تفاهم نامه ای بین دانشگاه و بخش خصوصی که علاقمند به سرمایه گذاری در حوزه طب سنتی است، امضاء شود که پیش نویس آن را هم از طریق دفتر حقوقی آماده کرده ایم و برای دانشگاه ها فرستادیم و چند نمونه آن هم در حال اجرا است، از جمله در تهران و مشهد؛
یعنی بخش خصوصی با معیار های وزارت بهداشت سلامتکده را احداث و راه اندازی می کند، اما از ظرفیت نیرو های دانشگاهی ما برای مسئولیت فنی و اداره امور استفاده می کند؛ چون معتقدیم باید به مردم خدمات طب سنتی ضابطه مند و منطقی به دور از افراط و تفریط داده شود، بنابراین لازم بود که بتوانیم از نیرو های تخصصی در ظرفیت بخش خصوصی استفاده کنیم.

برای ساماندهی پزشکان سنتی چه اقداماتی انجام شد؟

طبق برآورد بالغ بر ۵ هزار پزشک عمومی داریم که در مطب های خود برای مردم طب سنتی ارائه می دهند، و مردم هم استقبال می کنند، اما هیچ یک مجوز ندارند؛ برای این موارد هم تدبیری اندیشیدیم؛ آئین نامه ای را با همکاری معاونت درمان وزارت بهداشت و معاونت حقوقی وزارت بهداشت آماده کردیم که در معاونت آموزشی در حال بررسی است، و اگر نهایی شود، ابلاغ هم می شود و درواقع بناست آن دسته از پزشکانی را که خدمات طب سنتی ارائه می دهند، ساماندهی کنیم، یعنی آن ها را ملزم کنیم که کلاس هایی را که توسط انجمن علمی طب سنتی اجرا می شود، بگذرانند و گواهی آن را دریافت کنند و پس از آن آزمونی برگزار شود و این دسته از افراد اگر نمره لازم را کسب کنند، بتوانند سطحی از خدمات را در مطب های خود ارائه بدهند. نکته ای دیگری که باید اشاره کنیم این است که اقبال مردم و هم پزشکان و هم سایر رشته های علوم پزشکی به یادگیری مبانی و مفاهیم طب سنتی زیاد شده است، به همین دلیل مراکز آموزشی متعددی در حوزه طب سنتی در حال فعالیت هستند، و گواهی هم داده می شود که باز هم هیچ یک مجوز ندارند، یکی دیگر از پیش نویس هایی که آماده کردیم و به معاونت محترم آموزشی وزارتخانه فرستادیم تا ارزیابی کند، بحث ساماندهی مراکز آموزشی طب سنتی است، چون اقبال مردم به طب سنتی زیاد است عده ای تبلیغات کاذب و ادعا های واهی انجام می دهند که هم به مردم و هم به نظام سلامت و اقتصاد سلامت آسیب می رساند، بنابراین باید حتما این بخش هم ساماندهی شود.

بحث ساماندهی مراکز آموزشی و حتی درمانی طب سنتی همیشه مطرح بوده اما در این زمینه ما همیشه با مراکز کوچکی مثل مطب های نسبتا خصوصی یا عطاری ها مواجه هستیم که احتمالا بدون مجوز به ارائه خدمات طب سنتی می پردازند…

یکی از مشکلات جدی ما در حوزه ارائه دهندگان فرآورده های طبیعی و سنتی همین است، یعنی عطاری ها، ضمن احترام به عطار های با سابقه و خوشنام که اتفاقا در دوران فترت طب سنتی همین افراد بودند که پرچم نیمه برافراشته طب سنتی را نگه داشتند، به دلیل اقبال بیش از حد مردم یکسری هم رشد کرده اند که طبق اذعان صنف خود عطاری ها بخش زیادی از آن ها مجوز ندارند. واقعیت این است که عطاری ها زیر نظر صنف عطاران و سقط فروش یعنی زیرمجموعه ای از وزارت صنعت معدن تجارت هستند، و در این بخش بنا نداریم ما این عطاری ها را ساماندهی کنیم، اما در قالب تفاهم نامه ای با وزارت صنعت معدن و تجارت که پیش نویس آن را هم آماده کرده ایم، می خواهیم یکسری باید ها و نباید ها و الزاماتی در حوزه سلامت به این صنف ابلاغ شود. تا آن ها ملزم شوند یکسری دوره های آموزشی را بگذرانند، و گواهینامه هایی را داشته باشند و افرادی که مجوز ندارند مسیر اخذ مجوز را طی بکنند، و در واقع از یک سو، سیستم های نظارتی صنف بر خود عطاری ها بیشتر شود و از سوی دیگر هم خود وزارت بهداشت و سازمان غذا و دارو می تواند براساس همین قوانین فعلی اگر در عطاری بدون مجوز دارو عرضه شود، خصوصا دارو های ترکیبی بی نام و نشان، ورود و با آن ها برخورد کند؛

یا اگر محل عرضه و نگهداری گیاهان دارویی ان ها از نظر بهداشتی مشکل داشته باشد، بهداشت محیط می تواند وارد شود و مانع آن ها شود، یا احیانا عطاری به جای پزشک اقدام به تجویز بکند، معاونت درمان و سیستم های نظارت بر درمان می توانند دخالت کنند؛ یعنی ضمن این که این سه حوزه هم براساس قوانین فعلی تکالیفی دارند، و به تکالیف خود هم عمل می کنند، ما می خواهیم عطاران یکسری باید ها و نباید ها و الزاماتی را برای تحویل گیاه داروی ایمن و عاری از میکروب رعایت بکنند، و این را در آن تفاهم نامه اشاره کردیم، کتابچه ای را هم برای اطلاع عموم از باید ها و نباید های عطاری به چاپ رساندیم. در این کتاب اطلاعاتی که مردم باید داشته باشند و بدانند وجود دارد تا بی حساب و کتاب از این گیاهان دارویی و به خصوص دارو های ترکیبی به هیچ وجه استفاده نکنند، چه بسا که این دارو ها با دارو های رایج آن ها ممکن است تداخل داشته باشد و ایجاد مشکل بکند، ضمن این که اصلا نمی دانیم در آن دارو ها چه چیزی وجود دارد؛

کمااینکه در دو سال گذشته از چند عطاری تهران نمونه برداری انجام دادیم، برخی از این دارو های ترکیبی که تحت عنوان دارو های چاقی، لاغری و ترک اعتیاد بود، وقتی با GC-mass آنالیز شد، مشخص شد این دارو ها شیمیایی است و فقط رنگ و بوی گیاهی به آن داده اند، و به عنوان دارو سنتی و طبیعی به مردم عرضه می کنند؛ مردم هم فکر می کنند چون دارو گیاهی یا طبیعی یا سنتی است، پس ضرری ندارد. بنابراین بخشی را مربوط به اطلاع رسانی و آگاهی دادن به مردم داریم، پس این بخش ساماندهی عطاری ها را با این رویکرد و نه ورود به آن داریم؛ کار دیگری که در پی آن هستیم، ولی هنوز نتوانسته ایم به جمع بندی درمورد آن برسیم، این است که بایستی یکسری مراکز ارائه دهنده فرآورده های سنتی و طبیعی که استاندارد های وزارت بهداشت را داشته باشد، ایجاد کنیم؛

اگر این مراکز را با مسئولیت فنی داروساز که بهتر است داروساز سنتی باشد، ایجاد بکنیم، و از طرفی به مردم هم درمورد رعایت ضوابط این بخش اطلاع رسانی شود، طبیعی است عطاری هم مجبور می شود سطح کار خود را بالا ببرد؛ یعنی مشکلی را که امروز در عرضه داریم می توانیم با برخورد های ایجابی و ایجاد مراکز استاندارد و نمونه خوب حل کنیم و امیدوار هستیم اجرا شود، پیش نویس های آن هم نوشته شده است اما لازمه آن این است که با سازمان غذا و دارو و هم انجمن داروسازان به تفاهماتی برسیم که این اتفاق در کشور بیفتد، اگر چه در حال حاضر در هر جا که سلامتکده طب سنتی تاسیس می کنیم، خوشبختانه سازمان غذا و دارو این همکاری را با ما دارد، یعنی در هنگام تاسیس سلامتکده طب سنتی مجوزی هم برای تاسیس مرکز ارائه فرآورده های سنتی داده می شود؛

در این دو سال رصد مطب های فعلی طب سنتی وجود داشته است و دارد؟ یا گزارشی از کلاهبرداری و کار اشتباه آن ها به دست شما رسیده است؟

واقعیت این است که وقتی واحدی به نام نظارت بر درمان داریم، که زیرمجموعه معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی کشور است، مکلف هستند بر هر کسی که در حوزه پزشکی وارد می شود نظارت داشته باشند، چه در طب سنتی و چه در طب رایج، قاعدتا این کار باید انجام بشود اما یکی از نکاتی که دانشگاه ها به ما بیان می کنند این است که آئین نامه و ضوابط فعالیت طب سنتی را در مطب ها ندارند و چون ضوابطی وجود ندارد در این مورد کمی سلیقه ای عمل می شود، که با تدوین آن آئین نامه تقریبا از حالت سلیقه ای خارج می شود، اما این که آیا گزارشی به ما رسیده است یا نه؟ بله رسیده است، و اتفاقا اطبائی را داریم که ادعاهای واهی و کاذب برای درمان بسیاری از بیماری های پیچیده مثل ام اس و سرطان، کرده اند که منجر به شکایت، و وارد کمیسیون های پزشکی قانونی شد و بسیاری از آن ها محکوم شدند و حتی منتهی به زندانی شدن برخی از این پزشکان هم شد. غیر پزشک که جای خود را دارد و اگر وارد حوزه درمان چه با روش طب سنتی و چه با روش غیر طب سنتی، شود صرفنظر از این که شرعا و اخلاقا محل اشکال است، خلاف قوانین جاری مملکتی است و جزء مداخله افراد غیرمجاز در حوزه پزشکی تلقی می شود، بنابراین جرم است و قطعا اگر واحد های نظارت بردرمان ما با این موارد مواجه بشوند، آن ها را به دادگاه معرفی خواهند کرد.

بنابراین هم به مردم اطلاع می دهیم که تحت تاثیر ادعا ها و تبلیغات خلاف قانون افراد غیر پزشک قرار نگیرند، هم به خود افراد غیرپزشک که تحت عنوان طب اسلامی اینکار را انجام می دهند، بیان می کنیم که این کار وقتی خلاف قانون است خلاف شرع هم تلقی می شود؛ و به اسم اسلام از باور و اعتقاد مردم سوء استفاده نکنند. از یک سو معاونت درمان و نظارت بر درمان دانشگاه های ما قاعدتا باید نظارت بکنند و این کار را هم انجام می دهند از سوی دیگر‌‌ رسانه ها هم باید به مردم اطلاع رسانی بکنند، نکته ای جالب را از نگاه سازمان بهداشت جهانی بیان کنم. سازمان بهداشت جهانی بیان می کند که آن قدر رویکرد و استقبال مردم به استفاده از طب سنتی زیاد شده است که علیرغم این که متولیان سلامت باید قوانین سخت نظارتی را بر عرضه و ارائه خدمات سنتی و مکمل اعمال کنند، و مجازات های سنگین برای تبلیغات واهی و کاذب دربزرگنمایی موثر بودن طب سنتی و مکمل وضع بکنند، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به مردم به استفاده درست و منطقی از این ظرفیت جای خود را دارد، یعنی بیان می کند که مردم باید بدانند که به چه کسی مراجعه کنند و به چه کسی مراجعه نکنند؛ به مردم توصیه می کنم که برای استفاده از این ظرفیت مکمل حتما به پزشک مراجعه بکنند، و با راهنمایی پزشک از ظرفیت های طب سنتی و مکمل استفاده بکنند چون اگر کسی پایه پزشکی را نداشته باشد، ممکن است بسیاری از مشکلات بیمار نادیده گرفته شود.

مثلا ممکن است بیمار مبتلا به سرطان روده باشد و به خاطر آن بواسیر یا هموروئید داشته باشد، اگر به فرد غیر پزشک مراجعه کند که نمی داند یکی از دلایل بواسیر یا هموروئید می تواند تومور روده بزرگ باشد، می گوید که این مشکل سوء مزاج سودا است و فلان گیاه را تجویز می کند تا سودای بدن فرد بیمار کم شود، در حالی که بیمار بعد از مدتی از استفاده آن گیاه، مراجعه می کند و تشخیص داده می شود که تومور بزرگ تر شده یا متاستاز داده است و فرصت درمان ازدست می رود؛ به تاخیر انداختن درمان بیمار به هر دلیلی هم خلاف اخلاق پزشکی است و هم خلاف شرع و قانون؛ بنابراین این را هم مردم بدانند، افرادی هم که می خواهند به حوزه طب سنتی و مکمل وارد شوند حتما به این نکته اخلاقی، قانونی و شرعی توجه داشته باشند.

آقای دکتر خیلی از مردم هستند که به طب سنتی علاقه دارند اما وقتی وارد کار می شوند به دلیل طولانی بودن پروسه درمان و این که مواد تجویز شده یا داروها هزینه زیادی در طولانی مدت برایشان دارد، رها می کنند. برای کاهش این هزینه ها چه برنامه ای دارید؟

برای حل این مشکل باید خدمات طب سنتی را تحت پوشش بیمه ببریم، تا این که این خدمات برای مردم ارزان بشود، اگر این کار را انجام ندهیم طبیعتا ناقص می ماند، به همین دلیل پیگیری های بسیاری را هم با رئیس سازمان بیمه سلامت و هم با رئیس سازمان تامین اجتماعی انجام دادیم، معاونت درمان وزارتخانه ما هم نامه ای را به شواری عالی بیمه مکتوب کرده و در آن درخواست شده است که در اولین جلسه شورای عالی بیمه ویزیت طب سنتی، مشاوره تخصصی طب سنتی، و حداقل سه خدمت رایج بادکش، حجامت و ماساژ تحت پوشش بیمه آورده شود؛ اگر این اتفاق بیافتد خدماتی که در حوزه طب سنتی به مردم ارائه می شود، قاعدتا کم هزینه تر در اختیار مردم قرار خواهد گرفت. ضمن این که این کار به نفع سازمان های بیمه هم است، چون وقتی مردم بتوانند بخشی از مشکلات خود را با کمک طب سنتی و درمان های ساده طب سنتی رفع بکنند قاعدتا از بسیاری از اقدامات تشخیصی آزمایشگاهی و پاراکلینیکی غیر ضروری جلوگیری می شود، و این کار به نفع سازمان های بیمه گر می شود. بنابراین می توان گفت با این کار هم به مردم نفعی می رسد، هم به اقتصاد سلامت کشور اقتصاد سازمان های بیمه کمک می شود؛ بخش بیمه و تحت پوشش بیمه رفتن خدمات طب سنتی هم جزء موارد مؤکد، مهم و دراولویت ما است تا انجام بشود.

خیلی ها معتقدند در بدنه وزارت بهداشت یا دانشگاه های علوم پزشکی و حتی روسای دانشگاه ها، اعتقاد به طب سنتی وجود ندارد. نظر شما در این باره چیست؟

واقعیت این است که در جامعه پزشکی فعلی ما در کشور چه ستادی در وزارتخانه و چه در دانشگاه ها باشند، از یک طرف چون در برنامه های آموزشی رایج آن ها این ظرفیت آموزش داده نشده است، و این قابلیت ها را نمی دانند از طرف دیگر افراطی گری که در خارج این جامعه پزشکی در حوزه طب سنتی و مکمل انجام می شود، باعث شده است که چندان اعتقاد نداشته باشند. در واقع نگران سلامت مردم هستند، جامعه پزشکی بخشی از این ظرفیت را نمی دانند اما بخش دیگر این است که آن افراطی گری آسیب وارد می کند، افرادی که مدعی توسعه طب سنتی هستند نباید ادعاهای واهی و کاذب بکنند، قابلیت های طب سنتی را درمورد تمام بیماری ها صددرصد جلوه می دهند و بعد که متخصصین طب رایج می بینند نتیجه آنطور که آن ها جلوه می دادند نبوده است، همان میزان اعتقادی را هم که داشتند از دست می دهند؛ بنابراین حمایت نمی شود و دانشگاه ها با احتیاط می پذیرند که طب سنتی وارد نظام سلامت شود، حتی خود وزارت بهداشت هم این طور است، اعتقادی که وزیر بهداشت آقای دکتر هاشمی شخصا به توسعه طب سنتی دارند، در هیچ دوره ای وجود نداشت، آقای دکتر به توسعه طب سنتی بسیار معتقد است، اما چرا علیرغم این باور سرعت این توسعه کم است، به این دلیل است که افراطی گری هایی که در بیرون از فضای تولیت سلامت رخ می دهد، باور نیرو های تصمیم گیرنده را در دانشگاه ها و ستاد وزراتخانه کم می کند، و احساس خطر می کنند؛ بنابراین عملا کار به کندی پیش می رود.

اگر ما قانونمند و نظام مند وارد نظام سلامت شویم و خدمات تایید شده را ارائه دهیم قطعا موفق تر خواهیم بود؛ یکی از نکات بسیار مهم در طرح تحول سلامت که در حال انجام پیش زمینه های مربوط به آن هستیم، ورود خدمات تایید شده طب سنتی با ارجحیت ارتقاء و حفظ سلامتی مردم به خانه های بهداشت و شبکه های بهداشت و درمان کشور است؛ در حال حاضر در حال هماهنگی و تهیه بسته های آموزشی آن با همکاری مدیریت شبکه وزارت بهداشت هستیم. تا این بسته ها در ۱۰ شهرستان ۱۰ استان کشور اجرا شود، مخصوصا آموزه های اصلاح سبک زندگی با رویکرد طب سنتی، تا کارشناسان و بهورزان ما آن را آموزش ببینند و سپس در مردم پیاده سازی شود، تا بفهمیم به چه اندازه می تواند در ارتقای سلامت و کاهش میزان مراجعه آن ها به پزشک موثر باشد.

برخی از گیاهان دارویی پرمصرف و کاربرد آن ها را و دارو های گیاهی دارای مجوز پرمصرف را هم به پزشکان مراکز بهداشتی درمانی و خانواده آموزش بدهیم تا بتواند انتخابی از این ظرفیت هم استفاده بکنند، چون پزشکان ما دارو های گیاهی و گیاهان دارویی و کاربرد آن ها را نمی شناسند، اگر این مورد را در بسته های آموزشی آن ها قرار بدهیم خود به خود به ظرفیت استفاده از طب سنتی با هزینه و حداقل عوارض کمتر کمک می کنیم.

بیماری های کنونی متفاوت از بیماری های مثلا ۲۰ سال گذشته شده است؛ عوامل بیرونی زیادی مثل آلودگی هوا یا امواج رادیویی و … باعث شده تا شاهد پدیدار شدن بیماری های نوظهور که خاصیت دنیای مدرن است باشیم. با این حال، آیا باز هم  طب سنتی در این موارد جوابگو ست؟

چرا بیان می کنیم طب سنتی ایران مکتب طبی است چون اصول و مبانی تشخیصی درمانی متفاوت از طب رایج دارد، پس بنا نیست بگوئیم که آیا زمان ابن سینا ام اس، کبد چرب،… وجود داشت یا نه، که از کتاب های آن ها درمان این بیماری ها را پیدا کنیم، ما براساس مبانی مزاج شناسی که پایه طب سنتی است مزاج اعضایی را که مشکل پیدا کرده اند، و میزان خروج از اعتدال یعنی سوء مزاج را تشخیص داده و متعادل می سازیم، چون تعادل مزاج باعث سلامتی می شود، به همین دلیل بیان می کنیم که در کنار استفاده از طب رایج و تمامی ظرفیت های طب رایج و تکنولوژی روز دنیا که بایستی برای سلامتی و درمان مردم استفاده شود، اگر با زاویه و دیدی دیگر به بیمار نگاه کنیم که همان دید اصلاح مزاج و مزاج شناسی است، حتما ظرفیتی کمکی برای درمان خواهد داشت. کمااینکه در حال حاضر در بیمارستان شهدای تجریش و امام خمینی، مرکز تلفیقی (integrative) انکولوژی داریم یعنی مرکز سرطان شناسی است و از جدیدترین تکنولوژی های رایج سرطان شناسی برای بیمار استفاده می شود، و در کنار آن مرکز طب سنتی هم داریم؛ یعنی انکولوژیست بیان می کند که برای کیفیت بهتر زندگی این بیمار سرطانی چه کاری می توان انجام داد و درواقع به آن بخش کمک می کنیم. در بیمارستان امام خمینی integrative neurology داریم، بیماران ام اس مراجعه می کنند و از ما خواسته می شود که کیفیت زندگی این بیمار بهتر شود، و ما براساس تعادل و اصلاح مزاج کیفیت زندگی او را بهتر می سازیم؛ ادعا نمی کنیم این بیمار را درمان می کنیم اما ادعا می کنیم که می توانیم با اصلاح مزاج شرایط زندگی او را بهتر کنیم.

به همین دلیل به دنبال آنچه که در سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری بر آن تاکید شد، هستیم، یعنی تعامل و تبادل منطقی اطلاعات بین طب سنتی و رایج، تا از هر دو ظرفیت برای سلامتی مردم و درمورد مردم استفاده شود، بنابراین از این ظرفیت به طور مشترک و تعاملی استفاده می کنیم.


اردوهای گیاهشناسی، کلاس طب سنتی، آموزش گیاهان دارویی در: ((آموزشگاه جوانه سبز))