به نام خدا

دل نوشته ای به یاد استاد دکتر سید محمد فخر طباطبایی

 

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت               حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت.

آفتابی زد و ویرانه دل ، روشن کرد                    لیک افسوس که زود از سر دیوار گذشت.

خیره شد چشم دل از جلوه مستانه او               تا زدم چشم به هم ، مهلت دیدار گذشت.

گیرم از فخر به خورشید سرم سود چه سود        کزسرم سایه آن طره زرتار گذشت.

 
   
نمی دانم.

نمی دانم در ایامی که گویی زندگی سرعتی نا معقول گرفته و من و اطرافیانم بسرعت در حال دویدن به سمتی نا معلوم هستیم، ما سطحی نگر و کم عمق! شده ایم یا تو ژرف اندیش و عمیق بودی؟

شاید حتی نمی خواهم بدانم یا نمی توانم بدانم از این دو کدام یک عاقلانه تر است!؟

صحبت ها و نوشته هایت آن گونه بود که همواره مرا از دویدن باز می داشت و به تعقل و تعمق دعوت می کرد.

از اکولوژی می گفتی.

و می گفتی که اکولوژی ” ترمز علوم ” است، باید ایستاد، باید کمی فکر کرد، باید جهت صحیح را شناخت و سپس دوید …

اینها را از تو شنیده بودم و بعد ها در جایی به گفته ای از بزرگی برخوردم که گفته بود:  ” اگر جهت حرکتتان صحیح نباشد، مهم نیست با چه سرعتی حرکت می کنید! “

گرچه سرگرمی های روزانه و ترس از جا ماندن از دیگران! مجالم نمی داد که بایستم، که شاید بیشتر به تو گوش کنم و اندکی بیشتر بیندیشم، اما گاه سخنانت چنان سنگین و پر نفوذ می نمود که خواسته یا نا خواسته بر گوشم می نشست،  بر دوشم سنگینی می کرد و از سرعتم می کاست.

از تو آموختم و آموختیم که باید حقیقت را آن چنان که هست پذیرفت، دوست داشت و بدان عمل کرد. از تو آموختم که ” با حقیقت نمی توان و نباید بازی کرد!”. 

در زمانه ای که همه از علم و علم گرایی می گویند، شجاعت داشتی که می گفتی “ما در برخی موضوعات نیازمند علم نیستیم، شعور علمی و شناخت فلسفه علم برایمان بایسته تر است”.

اکنون می دانم که آن چنانکه در نوشته هایت آوردی “وحدت و گوناگونی” جلوه های زیبا و زیباترین جلوه های زندگی اند.

دانستم که “همه جانداران جهان به طوری شگفت آور با هم شباهتی اصولی دارند و دلیل آن اینست که گویی همه از یک جا ریشه گرفته اند”.

آموختم و آموختیم که دویدن بی فکر و بی جهت شایسته چون منی نیست. پیش رفتن بیش از حد در یک مقوله پیش از آنکه نگاهی جامع الاطراف به حواشی آن داشته باشیم، جایز نیست و فهمیدم که می توان آهسته تر اما دقیق تر گام برداشت.

رفتارت، گفتارت، محبتت، سادگی ات، صداقتت و مقاومتت در برابر زینت ها و جذابیت های سطحی روزگار از جمله درس های بر جای مانده از تو در جان و فکر ماست.

نمی دانم بعد از تو کسی خواهد بود که گاه گاهی تلنگری به ما بزند و ما را به خود آورد!؟

اکنون رفته ای.

رفتنت هم ساده و بی آلایش بود.

به همین سادگی، تو رفتی.

سید محمد فخر طباطبایی رفت.

خدایت بیامرزاد و خدایمان به راه راست هدایت کناد.

 

 

منبع: واحد خبر اداره روابط عمومی پردیس کشاورزی  ومنابع طبییع دانشگاه تهران به نقل از دکتر مجتبی دلشاد عضو هیات علمی گروه مهندسی علوم باغبانی و فضای سبز