بسمه تعالی

گامی به سوی بازشناسی ویژگی های اساسی سامانه طب اسلامی و رهنمودهای قرآنی و روائی مرتبط با آن

مرحوم دکتر محمد مهدی اصفهانی
استاد دانشکده طب سنتی و سرپرست مرکز تحقیقات علوم قرآن، حدیث و طب. دانشگاه علوم پزشکی تهران

متن کامل این مقاله در ویژه نامه اولین جشنواره و نمایشگاه ملی گیاهان دارویی، فرآورده های طبیعی و طب سنتی (۱۳۹۱) منتشر شده است.

.

مقدمه:
نیاز به خدمات پزشکی، از آغاز آفرینش انسان، انگیزه تلاش برای دستیابی به آگاهی¬های لازم برای حفظ سلامت و بازگرداندن آن در صورت از دست رفتن تندرستی با بکار گرفتن شیوه¬های درمانی قابل دسترس بوده و به اقتضای حکمت و لطف ذات باریتعالی، راه برای نیل به این مقصود هم از طریق آموزه¬های انبیاء الهی و هم به مدد عقل و اندیشه همواره گشوده بوده است، از این¬رو، دانش پزشکی که عهده¬دار پاسداری از سلامت و حیات آدمی است از ساده¬ترین شکل آن در دورانهای گذشته تا تکامل یافته¬ترین شکل آن در عصر حاضر، بدون وقفه در قالب یک نیاز اساسی موردتوجه بوده است.
درست است که رسالت انبیاء الهی، تزکیه و تعلیم آدمیان برای قرار گرفتن در مسیر اهداف آفرینش یعنی تکامل و تعالی معنوی و ارتقاء جایگاه آنها در میان همه آفریدگان حتی موجودات منزّهی همچون فرشتگان است اما به لحاظ وجود جنبه¬های جسمی و حیات نباتی و حیوانی و نیازهای مترتب بر این موضوع، از پرداختن به آنچه که بشر را برای دستیابی به آسایش جسمی، روانی و اجتماعی یاری کند دریغ نشده است لذا شواهد فراوانی وجود دارد که نشان میدهد انسانها علیرغم تمام تلاشی که برای یافتن راههای سالم زیستن و درمان بیماریها داشته¬اند به آموزه¬های پیامبران الهی در این زمینه نیز عمیقاً وامدارند (۱).
اسلام نیز به عنوان اکمل ادیان الهی هدایت انسان را به راههای دستیابی به سلامت ( به مفهوم جامع آن) در برنامه خود مطرح می¬کند(۲) و طبیعی است وقتی از مفهوم جامع سلامت سخن به میان می¬آوریم ، مقصودمان تنها معنای متعارف سلامت وانحصار آن در جنبه¬های دنیوی نیست.
از میراث عظیم اسلام یعنی قرآن کریم، روایات و سیره حضرت رسول اکرم(ص) و اهل بیت مکرمشان علیهم¬السلام، اقیانوسی از رهنمودهای مستقیم و غیرمستقیم در زمینه دانش سلامت در پیش¬روی طالبان علم است تا با توجه به توان اندیشه، تلاش و شرایط زمان و مکان، چگونه و به چه میزان از این اقیانوس و ژرفای آن بهره¬گیری کنند.

تقریباً از همان سده¬های نخستین ظهور اسلام، کارهای مستقلی ناظر بر رهنمودهای قرآنی و روایات پزشکی پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت علیهم¬السلام به تناسب توان علمی وگستره اندیشه و نیازهای ملموس زمان و مکان و دیگر شرایط صورت گرفته است که در یک نگاه کلی علیرغم برخی برجستگی¬ها یا کاستی¬های کارهای انجام شده میتوان مجموعه آنها را در قالب رهنمودهای طبی و آموزه¬های سلامت ارزیابی و طبقه¬بندی نمود، (نمونه های شاخص اینگونه آثار غالباً با عناوین طب النبی(ص)، طب النبوی(ص) مشتمل بر دهها اثر، طب الائمه (چند اثر)، طب القرآن و المعصومین افزون بر ۳۰ مجلد، طب العتره (چند اثر) هم در گذشته های دور و هم در عصر حاضر تألیف، گردآوری و منتشر شده است، اگرچه تعداد آثاری که با عناوینی غیر از اینها بخصوص در زمان ما اختصاصاً با پرداختن به رهنمود های پزشکی قرآنی و روائی تألیف، تدوین، ترجمه و انتشار یافته اند کم نیست) اما به نظر می رسد نیاز محسوس ما در این زمان با تکیه بر همان رهنمودها و گوهرهای نایافته و ناسفته فراوان دیگری که در غور و غوص در این اقیانوس وجود دارد تدوین و طراحی نظامی است که تأمین سلامت در همه ابعاد جسمی ، روانی، اجتماعی و معنوی و روحانی را برای انسانها بتوان از آن انتظار داشت و این همان چیزی است که ما در این مقاله با عنوان سامانه طب اسلامی از آن نام می¬بریم. از آنجا که کلام همه امامان بزرگوار ما علیهم¬السلام، همان سخن و یا برگرفته از رهنمودهای پیامبر¬اکرم(ص) است (۳) اگر به کلامی از امامی استناد کنیم، بازشنیدن آن کلام از امامی دیگر طبیعی است.
خوشبختانه حتی در قالب ادعیه و اذکار  به ما آموخته¬اند که نه در جلو و تقّدم و نه در تأخیر و واماندگی بلکه در ملازمت کاروان رهنمودهای معصومین علیهم¬السلام حرکت کنیم تا به افراط و تفریط و انحراف مبتلا نشویم: المتقدم لهم مارق والمتأخر عنهم زاهق واللازم لهم لاحق (۴)
همچنانکه تمسک به قرآن و عترت، ضامن عدم انحراف از مسیر هدایت اسلامی است (۵)
نکته مهمی که به دنبال آن تمسّک و ملازمت به تناسب بحث ما جای تأمل دارد این است که سامانه طب اسلامی از مجموعه یافته¬های عقل و تجربه بشری که خود از فیوضات رحمانی است با رعایت موازینی که از  آموزه¬های اسلامی استنباط می¬شود حداکثر استفاده را در جهت منافع انسانها خواهد کرد و به این ترتیب طب اسلامی، طبی است پیشرو و روبه تکامل ، همه سونگر، پاسخگوی نیاز بشر در عالیترین، منطقی¬ترین و محترمانه¬ترین شیوه به تناسب زمان و مکان، و در عین حال با پرهیز از هرگونه رفتار و عملکرد مغایر با آموزه¬های دینی.
لذا جا دارد در همین بحث مقدماتی بر این نکته تأکید کنیم که اصرار بر شیوه¬هایی که مبتنی بر جایگاهی پایین¬تر از شأن دانش پیشتاز روز و خدماتی نازل¬تر از آنچه که ممکن است در جهان بیگانه با دین، به مردم ارائه میگردد باشد نه تنها خدمتی به اسلام نیست بلکه دانسته یا ندانسته حرکتی است که ممکن است موجب این توهم شود که طب اسلامی چیزی  نیست که بتواند در این دنیا که لحظه لحظه¬ها حاکی از حرکت به پیش و دستیابی به قلّه¬های علم است قد برافرازد.
با اعتقاد کامل به اینکه عقل به عنوان حجّت درونی و وحی به عنوان حجّت بیرونی، هردو افاضه ذات ربوبی و هردو با هم دوبال پرواز به بیکرانهای تکاملند و اسلام، حداکثر بهره¬گیری شایسته از نعمات الهی را برای پیروان راه حق می¬خواهد(۶) و اهل ایمان را به امنیت (از جمله سلامت بعنوان امنیت  حیات ) سزاوارتر میداند (۷)، از سامانه¬ای سخن خواهیم گفت که کمترین کاستی نسبت به دیگر سامانه¬های ارائه خدمات پزشکی نباید داشته باشد و تردیدی هم نداریم که اسلام برای اهل خود چنین مسیری را می¬پسندد.

درباره کلمه طب اسلامی
از آنجا که ممکن است درباره کلمه طب اسلامی و مفهوم آن ابهامی باشد بی¬مناسبت نیست به نکته¬ای اشاره کنیم.
در زمان ما عناوینی همچون بانکداری اسلامی و جمهوری اسلامی تقریباً برای همه جهانیان شناخته شده است و استنباط عمومی از این کلمات نظام بانکداری یا نظام حکومتی است که اوّلاً نباید در تضاد و مغایرت با احکام دینی مرتبط با معاملات یا کشور¬داری باشد و ثانیاً با بهره¬گیری از رهنمودهای دینی در معاملات  و امور حکومتی، همسوسازی و هماهنگی تاحدّ ممکن با رهنمودهای ذکر شده در عمل صورت گیرد.
با چنین نگاره¬ای آنچه را که مورد کلمه طب اسلامی انتظار داریم نیز همین گونه است، بنابراین عدم تضاد و مخالفت با آموزه¬های دینی و احکام شرعی و بهره¬گیری از رهنمودهای عمومی و ویژه اسلامی در حد مقدور در طراحی سامانه طب اسلامی، پیشنیاز و شرط لازم است و با توضیحاتی که در مقدمه داده شد بهره¬گیری حداکثری از پیشرفته¬ترین یافته¬های علمی و نیز عدم غفلت از دستاوردها و تجارب بشر در طی قرون و اعصار در این نظام مورد تأکید است البته رهنمودهای اسلامی چگونگی بهره¬گیری مشروع و مطلوب را از همه یافته¬های مبتنی بر واقعیت و شواهد evidence based مشخص خواهد کرد(۸) .

بازشناسی هویت انسان یک نکته مهم و کلیدی
دوگانگی مسیر اندیشه¬های مبتنی بر اعتقاد خدا و آموزه¬های دینی با اندیشه¬های خارج از این مسیر یعنی اندیشه¬های لائیک از آنجا آغاز میشود که دو نگاه متفاوت به هویت آدمی و به تبع آن اهداف آفرینش انسان یا هدف از زندگی آدمی وجود دارد.
درنگاه نخست آدمی هویتی روحانی، جسمی، روانی و اجتماعی و در نگاه دوم هویتی جسمی، روانی- اجتماعی دارد و اگر در سالهای اخیر اشاره¬ای به هویت معنویspritual  میشود، معنویت را در چند کلمه همچون داشتن هدف مشخص در زندگی، میل به تعالی در همان محدوده، نمود اجتماعی و مراعات بایست¬ها(کدهای) اخلاقی تعریف شده تعریف می¬کنند. در این تعریف جایی برای خداجویی، خدامحوری، بازشناسی غایت مقصود از خلقت انسان، حیات پس ازمرگ، اتکّاء به قدرت بی¬انتهای خدا و توکل وجود ندارد حتی اگر نظریه¬پردازان و برجستگان دنیای علم لائیک مشخصاً دارای اعتقادات مذهبی باشند اما این اعتقاد درونی آنها حضور و جلوه¬ای در نظریه پردازی¬ها و یا متون تألیف شده آنان ندارد(۹).
در حالی که وقتی سخن از روح بعنوان بخش اصلی و مهم هویت انسان به میان می¬آید، روح با تعریف قرآنی آن (۱۰) و (۱۱) و بعنوان وجودی مستقل و غیر فانی اما در طول حیات دنیوی همراه بدن و در آمیختگی با آن، هم نشانگر هویت و ماهیتی دیگر برای انسان است و هم در پی این اعتقاد، نیازهای انسان را نمیتوان از جمله در مسأله سلامت و پزشکی به نیازهای دنیوی منحصر دید. در جدول و تصاویر زیر با معرفی تفاوت¬های انسان در دو نگاه مطرح شده، جایگاه انسان در مراتب سه گانه حیات و تعریفی از سلامت آدمی نشان داده میشود:

رسالت اسلام
درست است که رسالت اصلی اسلام، انسان سازی، تکامل معنوی انسان وتأمین سعادت دنیوی و اخروی اوست(۱۲) اما با توجه به ابعاد وجود مادی، روانی، اجتماعی و روحی و معنوی انسان، در این دین جامع به همه¬ی نیازهای او توجه شده است(۱۳) و البته معنای این توجه این نیست که در مورد جزئی¬ترین مسائل زندگی و انواع بیماریها و مانند اینها راهکار اجرائی داده شده است که آدمی بتواند بدون استفاده از عقل، علم و تجربه و تلاش مستمر، همه¬ی مسائل خود را به کمک آن راهکارها حل کند بلکه توجه به مسائل و نیازهای انسان به معنای ارائه اصول وکلیاتی است که به کمک آنها و مدد عقل و علم بشر می تواند راه صحیح¬تر را انتخاب کند و به مرور آن را تکامل بخشد.
در میراث اسلامی ما، آموزه¬های فراوانی در زمینه تأمین، حفظ، بازگرداندن و ارتقاء سلامت وجود دارد(۱۴) و به نظر میرسد علاوه بر دهها آیه کریمه¬ی قرآنی، حداقل حدود ۳۰۰۰ حدیث غیرتکراری از پیامبر¬اکرم(ص) و امامان معصوم بویژه حضرت امام صادق علیه¬السلام در این زمینه قابل دسترسی باشد ( اگرچه در بررسی اولیه شاید اینگونه روایات متجاوز از ۱۰۰۰۰ مورد به نظر برسد لیکن با حذف موارد تکراری عدد حدود ۳۰۰۰ حدیث به واقعیت نزدیکتر است).
گاهی در این روایات، مضمون واحدی را از یک معصوم یا چندمعصوم علیهم¬السلام می¬یابیم و صرف¬نظر از بحث¬های رجالی و سنجش اعتبارات حدیثی، در بسیاری از موارد مضامین عالی آنها آدمی را به پذیرش انتساب آنها به مقام عصمت تقریباً متقاعد می¬سازد.
متأسفانه در طول زمان بیش از یک هزار سال، علیرغم تلاشی که محققین اسلامی و بویژه فقیهان در بازشناسی و نقد احادیث فقهی مصروف داشته¬اند، تلاش مناسبی جز اندکی، در باب حدیث پزشکی صورت نگرفته است لذا در میان این گونه احادیث، امکان وجود احادیث ضعیف السند یا احیاناً مغشوش، کم و بیش وجود دارد. شاید علاوه بر بازشناسی مضامین محتوای علمی و کاربرد تجربه نیز مکمل تلاش¬های سازمان یافته¬ی دیگر باشد.

پشتوانه طراحی ساختار طب اسلامی:
برای این مقصود، که سامانه¬ای نظام¬مند برای کاربرد پزشکی، همسو با رهنمودهای اسلامی و در عین حال پاسخگوی نیاز همگان در هر زمان طراحی شود و از مجموعه¬ی دستاوردهای بشر در طی قرون و اعصار و حتی دستاوردهای آینده¬ی بشر بتوان با تأیید اندیشه اسلامی بهره گرفت، شواهد فراوانی در کلام و سیره-ی معصومین علیهم¬السلام و نیز پشتوانه¬های فقهی داریم و جای هیچ تردیدی وجود ندارد که اسلام خواهان بهره¬گیری شایسته و بهینه از حداکثر توان بالقوه دانش پزشکی برای همه و به خصوص اهل ایمان است . البته این بهره¬گیری باید در چارچوب امر و نهی الهی صورت گیرد و این همان چیزی است که از آغاز تاکنون آن را در ذیل عنوان نظام طب اسلامی ( البته نه فقط ذیل رهنمودهای طبی اسلام) تعقیب کرده¬ایم.
در سیره¬ی معصومین علیهم¬السلام از آغاز بعثت، استفاده از طبیبان زمان را برای درمان بیماری می¬بینیم، طبیبانی که نه براساس دانش مأخوذ از وحی، بلکه براساس طب رایج زمان که محصول اندیشه و تلاش حکیمان پیشین و معاصرشان بود طبابت می¬کردند (۱۵).
بعضی روایات جهت¬دهنده و حرکت¬آفرین نیز به وضوح مومنین را به فراگیری دانش دیگران و بهره¬گیری از اطلاعات و تجارب آنها تشویق و بلکه وادار می¬سازد. از آن جمله:
    اعلم الناس من جمع علم الناس الی علمه (۱۶)
کلمه¬ی الی علمه به جای علی علمه جای تأمل و توجه دارد زیرا در حقیقت بر گرفتن مجموعه علوم دیگران مقید به قیدی است که با نظام اندیشه¬ی اسلامی اگر همسو نباشد لااقل نباید در تضاد باشد.
    من تطبب فلیتق الله و لیجتهد و لینصح (۱۷)
اجتهاد در پزشکی به معنای نهایت سعی و کوشش را برای ارائه¬ی صحیح¬ترین و مناسب¬ترین و معقول¬ترین خدمت پزشکی بکار بردن است و تحقق این امر مستلزم بازآموزی، پژوهش مستمر و بهره گیری از همه¬ی نوآوریها است.
    الحکمه ضاله المومن، فخذ الحکمه و لو من اهل النفاق (۱۸) .
    اطلبو العلم و لو بالصین (۱۹) .
و طبیعی است علمی که ممکن بود مثلاً از کفار چین گرفته شود علم خداشناسی و احکام نیست بلگه علوم مورد حاجت دیگر از جمله علم طب می¬تواند باشد.
    روایات متعدد دیگر که نیازی به ذکر آنها نمی¬بینیم،
آنچه که از مجموعه اینها استنباط می¬شود اهمیتی است که اسلام برای استفاده اهل ایمان از علوم دیگران قائل است( البته با همان قید عدم تضاد با آموزه¬های دینی و ترجیحاً همسو بودن با آنها) و در فقه اسلامی و بویژه فقه پویا و مترقی شیعه قواعد متعددی است که همه مومنین و جامعه و نظام حکومت اسلامی را مکلف به بهره¬گیری از پیشرفته¬ترین دستاوردهای علمی از جمله در زمینه پزشکی می¬کند . از جمله¬ی این قواعد ، قاعده¬ی ضمان طبیب، قاعده¬ی نفی سبیل کفار، نفی عسر و حرج، و وجوب مقدمه واجب وحرمت مقدمه حرام و … است (۲۰) .
    این سخن را با بیان رسا و اطمینان¬خاطر اعلام می¬کنیم که با چنین پشتوانه-هایی، جامعه اسلامی حق ندارد در علوم و از جمله در مسائل پزشکی از کفار عقب¬تر باشد و اگر هر جا به کفار وابسته¬ایم و نسبت به آنها احساس نیاز( البته نه تعامل منطقی) می¬کنیم نتیجه¬ی زیر پا گذاشتن احکامی است که ما را به شدت برای پیشرفت علمی تشویق می¬کند.
تکرار این تأکیدات برای این است که بیش از این شاهد طرح برخی دیدگاههای محدود و عوامزدگی در مسأله¬ای به این درجه اهمیت در دنیایی اینگونه در حال پیشرفت و با سرمایه¬ی عظیمی که از اندیشه¬های اسلامی متأسفانه غافلانه بایگانی کرده¬ایم نباشیم.
نگاهی دوباره به دو کلمه¬ی طب اسلامی و طب دوران تمدن اسلامی:
آنچه غالباً در آثار منتشر شده توسط مولفین غربی و بسیاری از نویسندگان مسلمان تحت عنوان طب اسلامی دیده می¬شود در حقیقت همان طب دوران تمدن اسلامی است که آمیزه¬ای است از طب یونانی و دستاوردهای پزشکان مسلمان و حتی غیرمسلمان دوره تمدن اسلامی که ازآموزه¬های اسلامی تأثیر پذیرفته و از تجارب و یافته¬های مکاتب پزشکی ایرانی باستان، هندی، چینی و غیره نیز بهره گرفته است. طب اسلامی با این ویژگی¬ها تقریباً همان چیزی است که ما آن را تحت عنوان طب سنتی  یا طب ایرانی-¬ اسلامی می¬شناسیم. گرچه همین اصطلاح طب سنتی نیز برای توصیف این گنجینه عظیم میراث پزشکی بدلایل بسیار نارسا است.
اما آنچه مورد نظر ما است سامانه جامع طب اسلامی به مفهوم خاص آن است که بطور مستقیم یا غیرمستقیم از آموزه¬ای اسلامی نشأت گرفته و اگر از مسیر تلاش اندیشه و تجربه بشری نیز بدست آمده باشد با عبور از چارچوب ساختاری اصول و مبانی وبایدها و نبایدهای طب خالص اسلامی با محتوا و ویژگی¬های طب اسلامی همگون و سازگار شده است.

منشأ دانش پزشکی:
خداوند آفریننده¬ی جهان هستی( کتاب تکوین) و قانونگذار و خالق نظام تشریع (کتاب تشریع) است از مطالعه در کتاب نوین می توان به دانش پزشکی راه یافت اگرچه شواهد و قراین و روایات قابل استناد معتنابهی وجود دارد که از نقش انبیاء¬الهی ( از حضرت آدم علیه¬السلام تا حضرت خاتم الانبیاء صلی¬الله علیه¬و¬آله) در پیدایش، تدوین و تکامل دانش پزشکی سخن می¬گوید. همچنانکه به وحی و عقل به عنوان دو حجت خدا ( یکی حجت بیرونی و دیگری حجت درونی) اشاره شده و به هر صورت پزشکی محصول تلاش و دریافت از این دو حجت است.
به هر حال ساختار فلسفی و چارچوب رفتار پزشکی را می¬توان از آموزه¬های دینی(کتاب تشریع) استنباط و تدوین نمود. حال اگر همزمان و هماهنگ با تحقیق در نظام آفرینش و دستیابی به نظامات و یافته¬های قابل استفاده در پزشکی، از آموزه¬های دینی ناظر بر رفتار پزشکی غفلت نشود. در حقیقت طب الهی یا در بحث ما طب اسلامی شکل می¬گیرد.

نگاهی دوباره به منشأ طب اسلامی و طب دوران تمدن اسلامی:
با توضیحات ارائه شده در مقدمه، در حقیقت طب اسلامی ساختار و چارچوب اندیشه¬ای اثربخش و پویا در پزشکی و دانش¬های وابسته به آن است که سرچشمه اصلی آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم قرآن کریم، سنت پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم¬السلام و استنباطات فقهی مبتنی بر مدارک چهارگانه( قرآن، سنت، اجماع و عقل) است.
در چنین ساختاری دانش پزشکی محصول افاضات و رهنمودهای اسلامی( قرآن کریم و روایات پیامبر و معصومین علیهم¬السلام)  و تلاش عقل و تجربه آدمیان در شناسایی روابط قوانین حکمت آمیز کتاب تکوین است.

بنابراین عجیب و دور از انتظار نیست که درطب اسلامی با الهام از اصول کلی و بنیادی اندیشه اسلامی، ضمن بهره¬گیری از دستاوردهای گذشته و حال و آینده تمام جهان، در چارچوب یک تفکر و جهان بینی همه سونگر و ملحوظ داشتن حیات دنیوی و اخروی آدمی، همواره اجزاء و ارتباطات سیستم پزشکی با معیارهای مشخص اسلامی بازنگری و در جهت اهداف والا و کمال جویانه بهگزینی و سامان بخشی گردد و بعنوان یک واقعیت انکارناپذیر در همین حال از نظر دور نخواهیم داشت که در این سامانه رهنمودهای مشخصی در زمینه تأمین و ارتقاء سلامت، ویژگی¬های پزشکان و صاحبان مشاغل بهداشتی- درمان و آموزشی و پژوهشی مداوم و مسئولانه و صدها عنوان دیگر ارائه می گردد .
اما طب سنتی ما و ملل اسلامی در حقیقت برگرفته از طب یونانی( طب مکاتب پزشکی کنید، کوس و اسکندریه)، طب مکتب پزشکی سریانی ( طب حران، اورفا، ادسا، رها و…) و طب ایرانی ( طب آریایی، طب اقوام ایرانی، مکتب پزشکی جندی شاپور)، طب هندی، طب عربی ، طب ملل مختلف دور و نزدیک و تجارب، نوآوریها و کشفیات دانشمندان سرزمین¬های اسلامی و بویژه سرزمین ایرانی بزرگ است که در سایه قوانین، احکام و رهنمودهای پزشکی اسلام تغییر و تکامل یافته است.

لذا علیرغم تأثیرپذیری این دانش پزشکی از آموزش¬های اسلامی، اطلاق عنوان طب اسلامی بر آن ناصواب و غیرقابل دفاع است و نویسندگان کتب اصلی این دوران نظیر محمدبن زکریای رازی، علی بن عباس مجوسی اهوازی، ابن سینا، جرجانی، ابن مندویه، ابن بیطار و صدها شخصیت برجسته دیگر نیز هرگز چنین ادعایی نکرده¬اند و غالباً صادقانه به مأخذ آثار خود در متن تألیفاتشان به کرات اشاره نموده¬اند.
در کنار طب سنتی، سخنی از طب عامیانه یا طب مردم یا folk medicine  نیز مطرح می¬شود، طب عامیانه صرف نظر از آمیختگی آن با حقایق و اوهام، لااقل در سرزمین فرهنگی ایران بزرگ، از آموزه¬های اسلامی نیز همانند دیگر آموزه¬ها تأثیر پذیرفته است و متقابلاً با تعریفی که از طب اسلامی به معنای خاص کلمه ارائه داده ایم ، بخش¬هایی از آن می¬تواند در شرایط اتقان و سودمندی وارد طب اسلامی شود.

نقش اسلام در رشد و شکوفایی دانش پزشکی:
به هر حال بازشناسی طب اسلامی مستلزم نگاهی دوباره به نقش آئین مقدس اسلام در رشد و تکامل و شکوفایی دانش پزشکی است که فقط فهرست¬وار به ذکر عناوین بسنده می¬¬کنیم و در ذیل دو عنوان نقش غیرمستقیم و مستقیم، نمونه¬ای از نکته¬های موردتوجه آموزه¬های اسلامی را بازگو می¬کنیم.
الف- نقش غیرمستقیم
درهم شکستن نظام طبقاتی و عمومی شدن آموزش
• تأکید بر علم آموزی
• تأکید بر اینکه دانش گمشده مومن است.
• شفابخشی کاری خدایی است و دانش پزشکی تهیه مقدمه و اسباب برای تحقق این کار خدایی است.
• طبابت ریشه در آموزش¬های وحی دارد(هم معجزه انبیاء و هم در آموزه¬های دینی و کتب آسمانی این مهم قابل ردیابی است)
• تأمین سلامت یک ارزش دینی و یک خواسته اساسی در ادعیه است.
• پزشکی و بهداشت مقدمه لازم برای تحقق یک واجب الهی است.
ب- نقش مستقیم:
• اعلام تسخیر قوای زمین و آسمانها برای انسان و آفرینش آنچه در زمین است برای او.
• ارزش وجودی انسان و ضرورت حفظ حیات، سلامت و کرامت او
• وجوب کفائی پزشکی(وجوب مقدمه واجب)
• ضمانت در خدمات پزشکی که مستلزم تلاش در دستیابی به دانش پیشرو همراه با دقت، مهارت، رفتار مسئولانه و پیش بینی¬های لازم است .
• تمام بیماریها قابل درمان هستند که پیامد این باور تشویق به پژوهش و امید جدی به موفقیت است.
• ارتباطات متقابل میکروکاسموس و ماکروکاسموس( انسان و کائنات)
• ارتباطات روح و جسم
• ویژگی¬های لازم وپسندیده برای ارائه¬کنندگان خدمات پزشکی(۲۱):

  ویژگی¬های خلقی و رفتاری فردی و حرفه¬ای
*تقوا و بازآموزی * تلاش * نوآموزی * نظم * پژوهش * مهارت و حذاقت * خیرخواهی * ادای امانت * تعمیم آموزش¬های کاربردی * جلب اعتماد گیرنده خدمات پزشکی * بصیرت * رازداری * مورد وثوق بودن * توکل * رفق * تعبد و پای¬بندی به مکارم و محاسن اخلاق و احکام شرعی * رسیدگی شایسته به بیماران و نکته¬های مهم دیگری که نتیجه این تأکیدات ارائه خدمات پزشکی جامع، دقیق و منطقی در فضائی آکنده از احساس مسئولیت، همدلی و روابط سالم و اخلاقی است(۲۲).
نگاهی به برخی از رهنمودهای ویژه و نوآور:
در تصویری که از سامانه طب اسلامی ارائه کرده¬ایم نقش مهم و سازنده¬ای را به رهنمودهای طبی مأخوذ از قرآن کریم و روایات پیامبر¬اکرم(ص) و معصومین علیهم¬السلام تحت عنوان رهنمودهای پزشکی اسلام اختصاص دادیم.
اینک جا دارد به نمونه¬هایی از اینگونه رهنمودها اشاره کنیم، اگرچه دانش روز پس از گذشت قرنها به برخی از آنها دست یافته است اما هنوز موضوعات بکر و ناشناخته بسیاری در این رهنمودها وجود داردکه در آینده دور یا نزدیک شاید درک و دست¬یابی به آنها نیز کم و بیش به وقوع بپیوندد.
اما پیش از آنکه به بیان این نمونه ها بپردازیم به یک سوال و ابهام و ارائه پاسخ کلی به آن خواهیم پرداخت، سوالی که بهنگام بررسی تعداد زیادی از روایات و حتی برخی از نظریات حکما و گذشته به آنها فراوان برمیخوریم. مثلاً اینکه چه ارتباطی میان نهی از آشامیدن آب سرد در حمام به منظور پیشگیری از ایجاد سُدّه در کلیه وجود دارد در حالی که به لحاظ بررسی¬های آناتومیک ارتباط مستقیمی میان معده و کلیه مثلاً از طریق یک رگ یا مجرا نمی¬بینیم و به فرض هم که چنین مجرائی وجود می¬داشت آب سرد آشامیده شده در معده، سرمای خود را از دست می¬داد و به عبارت دیگر اگر قرار بود چیزی از آن به کلیه بطور مستقیم برسد دیگر آن آب سرد آشامیده شده نبود.
البته برخی کارهای علمی انجام شده و تجاربی که برحسب مورد انجام شده است(نظیر درک ارتباط میان قدرت شنوایی باقدرت و صحت کار دستگاه گوارش براساس روایتی که از وجود مقدس حضرت امام صادق علیه¬السلام در منابع روایی از جمله در تحف العقول(۲۳) آورده شده است) اطمینان ما را به پاسخی که بطور کلی خواهیم داد بیشتر می¬نماید.
توضیح ما در این مقوله هم ارتباط مستقیم از طریق بافت همبند شکل گرفته از مزودرم هفته سوم جنینی از شیار اولیه primitive streak  و توسعه و گسترش آن( بافت مزانشیم) و هم ترجیحاً ارتباط غیرمستقیم از تأثیر و تأثر در گذرگاه متابولیک است(۲۴).
در تصویر زیر این توضیح بصورت نمادین نشان داده میشود:

اینک به ذکر چند نوآوری و رهنمود می¬پردازیم با این توضیح که اینها قطره¬ای از اقیانوس ژرف و بیکرانی است که امکان دسترسی به آن را داریم اما به هر دلیل نه کار شایسته و قابل ذکری تاکنون کرده¬ایم و نه حرکت جدّی  و جدیدی را در اندیشه داریم:
• مفهوم بیماری و سلامت( که به اقتضای آن بازنگری در تعاریف ارائه شده از جمله تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامت ضروری است)
• همه داروها عوارض جانبی دارند(۲۵) و جز به ضرورت نباید مصرف شوند(۲۶) و (۲۷)
• پیشگیری همواره نسبت به خدمات درمانی باید مقدم باشد (۲۸) همچنانکه این تأکید بر تقدم درمان طبیعی بر درمان داروئی(۲۹) و درمان داروئی بر درمان¬های تهاجمی مثل جراحی، moxibion (الکی) و مانند اینها مطرح است.
• برخی بیماریهای سبک مثل زکام میتوانند بعنوان یک نعمت باشند(۳۰) چرا که سیستم ایمنی بدن را بیدار و هشیار نگه میدارند و موجب مقابله موفق و به موقع با بیماریهای بزرگتر میشوند(۳۱).
• پاسخ دادن به نیازهای طبیعی بدن مثل خواب و خوراک و استراحت  و مانند اینها در حدّ متعارف ضروری یک تکلیف شرعی است(۳۲) حتی بیدارماندن و پرداختن به کار  و عدم پاسخ به نیاز بدن به خواب می تواند حرمت کسب مربوطه را موجب گردد(۳۳).
• آنچه که به هر میزان برای برای تأمین سلامت هزینه میشود مصداق اسراف نیست اسراف آن است که مال تلف شود و به بدن زیان برسد(۳۴).
• عوامل بیماری¬زا از دیدگاه حضرت¬امام¬¬صادق¬علیه¬السلام انواع مختلفی دارند که در عناوین موجودات زنده، اشعه و امواج، مواد شیمیایی، عوامل فیزیکی، ژنتیک و… ممکن است طبقه¬بندی شوند اما وجود عامل بیماری¬زا به تنهایی برای بیمارشدن کافی نیست بلکه چگونگی همراهی آن با عوامل دیگر درونی یا حتی برونی باید موردتوجه قرار گیرد(۳۵) و این مطلبی است که دانش روز ما هنوز در ابتدای راه شناخت آن است.
• کرونوبیولوژی گاه¬شناسی زیستی در دهها دستور¬اسلامی و احکام شرعی و سفارش¬های خاص مطرح است.( موضوعی که دانش روز هنوز در گام¬های نخستین از این علم است) بعنوان مثال به ساعات و ایام آمیزش جنسی(۳۶)، نهی از خواب بین¬الطلوعین و نزدیک غروب آفتاب، تشویق به خواب اول شب، تشویق به شیردادن شیرخوار در نیمه شب توسط مادر شیرده، دستورات ویژه اول ماه قمری و دهها نمونه دیگر اشاره میشوند.
• نقش بوی خوش در تقویت سیستم ایمنی و شادابی (نشره) .
• تأثیر زیادتر مصرف چربی اشباع شده در غذای شب براختلالات چربی خون نسبت به مصرف همان میزان چربی در وعده¬های غذائی روزانه(۳۷) .
• بازشناسی نقش قوه مدبره در تنظیم اعمال حیاتی بدن و تأثیرپذیری آن از قوای مفکّره،روحانی و اعتقادات دینی(۳۸) .
• مطرح ساختن وراثت غیرکروزومی در کنار توجه به وراثت کروموزومی(۳۹) .
•ارتباط قوای مختلف در حیات بیولوژیک انسان(۴۰) که نمونه¬ای از آن را در مثال مربوط به قدرت شنوائی و رابطه آن با کیفیت هضم غذا پیش از این اشاره کردیم.
• صدها نمونه مثل نقش رنگها(۴۱)، جنس لباس، خواص خوردنیها، آشامیدنیها، مفردات و مرکبات داروئی، فواید و مضار آنها که ذکر عناوین آنها بصورت حتی فهرست¬وار نیاز به تحقیق چند ساله و تدوین رساله¬های متعدد و دانشنامه¬های مفصل دارد(۴۲).
• تشویق اسلام به بهره گیری از اطلاعات و تجارب پزشکی دیگران (البته با رعایت ساختار اندیشه دینی و آموزه های اسلامی) و اینکه پزشکی عرصه تجربه و تحقیق است و تجربه و آزمایش در طول زمان صورت می گیرد نه با اکتفا کردن به یک بار و یک زمان و نیز دانستن اینکه همه نیازمند برخورداری ازآگاهی های اساسی بهداشتی هستند و برای هیچ کس در این سطح عذری برای ندانستن پذیرفته نیست(۴۳).

سخن پایانی
پیش از هر چیز سخن پایانی ما عذر تقصیری است به پیشگاه پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام که کار ما در برابر حجم عظیمی که از معارف آن بزرگواران را در اختیار داریم همچون کار کسی است که به کنار اقیانوسی رفته و با بدست گرفتن چند دانه گوش ماهی افتاده در ساحل گمان می¬کند بهره شایسته¬ای از این سفر به همراه آورده است.
اما به هر حال، حتی اگر در همان حدّی که چهره شفاف¬تری از تعریف طب اسلامی صرفنظر از بیان اصول و مبانی و محتوای آن در پرتو هدایت معارف اسلامی ارائه داده باشیم به گمان ما به عنوان همان گوش ماهی کنار ساحل اقیانوس رهاورد داشته¬ایم.
ربنا لاتؤاخذنا ان نسینا او اخطأنا(۴۳)

.
منابع و پی¬نوشت¬ها:
۱) اشاره به باب ۴۴ کتاب اعتقادات صدوق(ره) و توضیحات شیخ مفید(ره) بر آن.
۲) اشاره به این بخش از آیات ۱۵و۱۶ سوره مائده: قدجائکم من الله نورٌ و کتابٌ مبین- یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام .
۳) اشاره به روایاتی که در جلد۱ اصول کافی، جلد ۱۸ وسائل الشیعه باب ۸، بحارالانوار جلد ۱، بصائر الدرجات، اعلام الوری و… حاکی از اینکه کلام امامان برگرفته از کلام رسول خدا(ص) و آن هم برگرفته از مجرای وحی است .
۴) فرازی از صلوات شعبانیه- مفاتیح الجنان .
۵) اشاره به حدیث ثقلین- در منابع شیعه و اهل سنت ( از جمله مسند احمد حنبل ج ۴ ، ص ۳۶۶ و سنن بیهقی ج ۲ ،ص ۱۴۸).
۶) اشاره به آیه ۳۲ سوره اعراف: قل من حرّم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق .
۷) اشاره به آیه ۸۱ سوره انعام: فای الفریقین احق بالامن.
۸) بازنگری در تعریف، مفهوم، محتوا و ویژگی¬های طب اسلامی- محمد مهدی اصفهانی، مجموعه مقالات طب الرضا، مشهد،۱۳۸۹.
۹) آئین تندرستی،چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹ .
۱۰) اشاره به آیه ۸۵ سوره اسراء .
۱۱) اشاره به آیات ۲۹ سوره حجر و ۷۲ سوره ص .
۱۲) آئین تندرستی، چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹.
۱۳) آئین تندرستی، چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹.
۱۴) آئین تندرستی، چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹.
۱۵) تاریخ پزشکی ایران، جلد ۲، محمود نجم آبادی ، ۱۳۵۲ .
۱۶) الحیات، جلد ۱ .
۱۷) بحارالانوار، ج ۶۲ ،ص ۷۴ .
۱۸) نهج البلاغه، کلمات قصار .
۱۹) نهج الفصاحه .
۲۰) آئین تندرستی، چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹.
۲۱) محتوا و ویژگی¬های طب اسلامی، مجموعه مقالات اولین همایش ملی فرهنگ و میراث پزشکی اسلام و ایران، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۷.
۲۲) اخلاق حرفه¬ای در خدمات بهداشتی و درمانی، محمد مهدی اصفهانی،۱۳۷۱ .
۲۳) کلامه علیه السلام فی خلق الانسان و ترکیبه، تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص ۳۶۹ و ۳۷۰ .
۲۴) مفهوم و محتوای طب روحانی و معنوی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹ .
۲۵) لیس من دواءٍ الّا ویهیجّ داءً ، حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام، کافی ج ۵ ص ۲۷۳.
۲۶) اشاره به حدیث منقول از حضرت امام صادق (ع) در بحارالانوار ج ۶۲ ، ص ۶۴ : من ظهرت صحته علی سقمه فیعالج ] نفسه[ بشییءٍ فمات فانا الی الله منه بریء..
۲۷) اشاره به حدیث : من ظهرت صحته علی سقمه فشرب الدواء فقد اعان علی نغسه، بحارالانوار ج ۶۲ ، ص ۶۵ .
۲۸) آئین تندرستی، چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹.
۲۹) محتوا و ویژگی¬های طب اسلامی، مجموعه مقالات اولین همایش ملی فرهنگ و میراث پزشکی اسلام و ایران، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۷.
۳۰) اشاره به احادیث متعددی در این زمینه از جمله در بحارالانوار، ج ۸۶ ، ص ۵۰۵ در مورد زکام و نیز حدیث ذکر شده در همان کتاب ج ۷۶ ، ص ۵۲ در باب اثر عطسه و زکام در پیشگیری از چند بیماری .
۳۱) همان .
۳۲) آئین تندرستی، چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹.
۳۳) اشاره به حدیث : من بات ساحراً فی کسب و لم یعط العین حقّها من النّوم فکسبه حرام ، حضرت امام صادق علیه السلام ، وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۱۴۵ .
۳۴) اشاره به حدیث منقول از حضرت امام صادق علیه السلام در فصول المهمّه (حرّ عاملی) ص ۴۹۸ به نقل از تهذیب شیخ طوسی : لیس فیما اصلح البدن اسراف، انّما الاسراف فیما اتلف المال و اضرّ البدن .
۳۵) مغز متفکر جهان شیعه ، ترجمه ذبیح الله منصوری، ۱۳۵۴ .
۳۶) پیام نیکبختی برای زوجهای جوان، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، محمد مهدی اصفهانی ، ۱۳۷۶و ۱۳۸۹ .
۳۷) بهداشت تغذیه، خوردنیها و درمان با غذا، چاپ چهارم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۷۰ .
۳۸) مفهوم و محتوای طب روحانی و معنوی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹ .
۳۹) محتوا و ویژگی¬های طب اسلامی، مجموعه مقالات اولین همایش ملی فرهنگ و میراث پزشکی اسلام و ایران، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۷.
۴۰) همان .
۴۱) آئین تندرستی، چاپ دهم، محمد مهدی اصفهانی، ۱۳۸۹.
۴۲) سامانه طب اسلامی و رهنمودهایی از گنجینه عظیم معارف پزشکی حضرت امام جعفر صادق(ع) – برگرفته از متن سخنرانی ارائه شده در دانشگاه امام صادق(ع) – محمد مهدی اصفهانی – ۱۳۸۹ .
۴۳) برگرفته از متن سخنرانی تحت عنوان « بازنگری در تعریف، مفهوم، محتوا و ویژگی های طب اسلامی با الهام از رهنمودهای حضرت امام علی بن موسی الرضا(ع) در اوّلین همایش طب الرضا(ع) ۱۳۸۸ – محمد مهدی اصفهانی – فصلنامه تاریخ پزشکی –  سال ۲ – شماره ۲ – ۱۳۹۰
۴۴) آیه ۲۸۶ سوره بقره .