کاشت، داشت و برداشت گیاه دارویی کرچک


تاریخچه و کلیات

کرچک در آرامگاههای مصر باستان یافت شده است و تاریخ آن  به ۴۰۰۰  سال قبل از میلاد برمی گردد. روغن آن برای چراغهای آرامگاهها استفاده می شده است و آن امروزه بعنوان بهترین روغن طبیعی تولید می گردد. کرچک یک از مهمترین دانه های روغنی محسوب می شود و بدلیل اهمیت اقتصادی روغن آن در سراسر جهان کشت می گردد. هند بزرگترین تولید کننده بذر کرچک است و بیشترین تقاضا برای روغن کرچک را دارد که ۶۰% کل جهان را بهمراه دارد.بذور درخشان گیاهان کرچک بسیار زیبا هستند و طرح پیچیده ای دارند.  مثل اثرانگشت های انسان ، طرحهای زیبایی روی بذور کرچک  تنوع نامحدود ژنتیکی نشان می دهد و هیچ ۲ بذری مثل هم نیستند.غلاف بذر از ۳ قسمت یا برچه تشکیل شده است که در زمان بلوغ به قسمتهای مجزا تقسیم می شوند. هر قسمت شامل یک بذر منفرد است زمانی که برچه خشک و باز می شود ، بذر معمولا با نیروی قابل توجهی خارج می گردد. روغن کرچک از بذرها بوسیله فشار و یا  حلال عصاره گیری ، استخراج می گردد.

گیاهشناسی

گیاهی چند ساله و خشبی ، ۱۰ تا ۱۱۳ سانتیمتر ارتفاع در نواحی گرمسیری، با ساقه ۷.۵-۱۵ سانتیمتر ؛ اما معمولا به عنوان یک گیاه یکساله  در نواحی معتدل با ارتفاع ۱-۳ متر کشت می گردد. ساقه ها گوشتی ، علفی ، و از جنبه های مختلف بسیار متنوع هستند. برگها متناوب ، گرد ، پنجه ای منفرد، ۱-۶ دسی متر پهنا ، با ۶-۱۱ لوب دندانه ای، بدون کرک می باشد. گلهای متعددی در گل آذین بلند با گلهای نر در پایه و گلهای ماده در نوک قرار گرفته است. فاقد گلبرگ در هر دو جنس ، کاسبرگ ها ۵-۳ عدد و سبزرنگ؛ پرچمهای متعدد، ۱۰-۵ mm طول ؛ تخمدان فوقانی، ۳ سلول با خامه کوتاه و ۳ کلاله؛ میوه یک کپسول کروی ۲.۵ cm قطر دایره، روی یک ساقه طویل شده، معمولا مهره مانند، در هنگام رسیدگی تغییر رنگ از سبز به قهوه ای ، در ارقام جدید ناشکوفا، معمولا حاوی ۳ بذر می باشد؛ بذرها تخم مرغی شکل ، باریک ، درخشان ، ۰.۵ – ۱.۵ cm طول ، دارای گوشت پاره، رنگ متغیر با پایه رنگ سفید، خاکستری ، قهوه ای ، زرد ، قرمز ، یا سیاه، با حواشی خاکستری یا قهوه ای تا سیاه ، الگوی متفاوتی از صاف تا زبر و خشن دارد ، سمی و آلرژی زا می باشد.کرچک کاملا بوسیله بذر تیمار شده برای مقاومت به بیماری تکثیر می گردد. بذرها  ۳-۲ سال قابلیت حیات خود را حفظ می کنند. بعد از تهیه بستر بذر بطور عمیق کشت می شوند و بذرهای ارقام پاکوتاه در کشورهای  مکانیزه در عمق ۷.۵-۳.۷ cm در ردیفهای ۱ متری از هم کشت می شوند ؛ بذر های حدود ۲۵cm  در روی ردیف و  کشت می شوند و به میزان ۱۵ کیلوگرم در هکتار بذر مصرفی آن است. برای جوامع غیر مکانیزه که ارقام بزرگتری دارند، بذرها به فاصله ۶۰ تا ۹۰ cm از هم کشت می گردند و ۲ تا ۴ بذر در هر گودال قرار می گیرد؛ و سپس تا یک گیاه وجین می شود؛ این به ما حدود ۳۰۰۰۰ گیاه در هر هکتار می دهد. در ایالات متحده معمولا آبیاری انجام می شود اما در هند ، کرچک ، یک محصول دیم بشمار می رود. کرچک خاک را بسرعت تهی می کند. در ایالات متحده ۱۳۵—۴۵ کیلوگرم در هکتار نیتروژن بصورت مصرف تقسیطی به مزرعه افزوده می گردد. برگها ، ساقه ها و پوسته های بذر در پی برداشت در داخل مزرعه دیسک زده می شوند. در هند ۸۹ کیلوگرم در هکتار نیتروژن ، بیشترین عملکرد را بدست می آورد. زمانی که فسفر ناکافی باشد، ۵۰-۴۰ کیلوگرم در هکتار P2O5  توصیه می گردد. در استرالیا ۲۰۰ کیلو در هکتار سوپرفسفات مصرف می گردد. آبیاری فارویی (نشتی) ترجیح داده می گردد، اما آبیاری زیرزمینی مشکلات علفهای هرز را کاهش می دهد. معمولا آبیاری بعد از ۸-۶ برگی آغاز می شود. از آبیاری زیاد در خاکهای سنگین باید پرهیز کرد. آبیاری پایانی می بایست ۴-۳ هفته قبل از برداشت صورت گیرد. در ایالات متحده ، ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ cu  m آب در هکتار در طی فصل رشد مصرف می شود. بذر ممکن است بصورت دستی  یا بوسیله ماشین کاشت ذرت ( ردیف کار) کاشته شود ، سپس خاک گرم شده و خطر یخ زدگی رفع می شود. زمان در محل های مختلف متفاوت است؛ استان الی نویز ، اوایل ماه مه ، ونزوئلا ، ژوئن – جولای ؛ استرالیا ، آگوست – دسامبر ؛ مراکش ، مارس ؛ جنوب برزیل ، سپتامیر – نوامبر ؛ شمال برزیل ، ژانویه – مارس؛ هند ، جولای ؛ تایوان ، آگوست – سپتامبر یا آوریل – مه. برای افزایش بذر ، کرچک می بایست در زمین آیش کشت گردد و  نباید بعد از غلات دانه ریز یا کرچک کشت گردد. در هند  با ragi  ، بادام زمینی ، پنبه ، dryland chillies ، توتون   یا  horsegram  در تناوب قرار می گیرد ( رید ، ۱۹۷۶).بذر کرچک عملکردی حدود ۱۰۰۰-۹۰۰ کیلوگرم در هکتار با آبیاری و ۴۰۰-۳۰۰ کیلو گرم در هکتار در شرایط بدون رطوبت کافی دارد.

ترکیبات کرچک:

در هر ۱۰۰ گرم برگ ، برگها حاوی ۲۴ گرم پروتئین ، ۵.۴ گرم چربی ، ۵۷.۴ گرم کل کربوهیدرات ، ۱۰.۳ گرم فیبر ، ۱۲.۴ گرم خاکستر ، ۲.۶۷۰ میلی گرم کلسیم و ۴۶۰ میلی گرم فسفات می باشد. اما در بذر ، %۵.۶-۵.۱ رطوبت ، %۱۶-۱۲ پروتئین ، %۵۰.۶-۴۵ روغن ، ۷-۳.۱ NFE  ، %۲۷.۲-۲۳.۱ CF ، و %۲.۲ – ۲ خاکستر. بذرها فسفر بالایی دارند که %۹۰ آن بشکل فیتیک است.

اکولوژی گیاه روغنی کرچک :

شرایط اقلیمی

کرچک به عنوان گیاهی اساسا نیمه گرمسیری اکنون همه ساله در سراسر مناطق گرم و گرمسیری رشد می کند و در چنان شرایط آب و هوایی مختلفی رشد می کند که حدود آن را به آسانی نمی توان مشخص کرد؛ زیرا در نواحی سرد نیز می توان آن را یافت، اما شرایط یخبندان می تواند رشد آن را محدود کند. کرچک به عنوان یک محصول خرده مالکی یا روستایی تقریبا در هر نقطه که زمینی در دسترس باشد ، می تواند رشد کند و این یکی از یزرگترین ویژگیهای آن است؛ زیرا به این ترتیب می توان یک محصول قابل فروش  را با ابتدایی ترین روشها تولید کرد. در چنین شرایطی می توان مشاهده کرد که کرچک در گستره ای از سطح دریا در ساحل تا ارتفاعات دور از دریا رشد می کند و غالبا حدود وسعت آن به میزان حمایتی که از آن می شود بستگی دارد. کشت تجارتی آن از ۴۰ درجه جنوبی تا ۵۲ درجه شمالی از سطح دریا تا ارتفاع ۲۰۰۰صورت می گیرد؛ اما تا ۳۰۰۰ متر با حد مطلوب بین ۳۰ و ۱۵۰۰ متر کشت خواهد شد. یخبندان عاملی است که رشد آن را در دوره نمو محدود می کند.کرچک بطور کلی یک گیاه روز بلند است اما با روزهای نسبتا کوتاه که طی آن بازدهی خسارتی جزئی می بیند نیزسازگار است. مطالعات در اتحاد جماهیر شوروی نشان داد که بوته های کرچک بطور طبیعی هم در روزهای کوتاه ۱۲ ساعته و هم در روزهای بلند ۱۸ ساعته رشد می کند؛ اما در روزهای ۹ ساعته فرایندهای نمو ، رشد و سنتز بشدت به تاخیر افتاد. بوته های کرچک در اتاقهای ویژه نیز کاشته شد که مدت نورگیری آنها یکسان بود اما ترکیب طیفی نور متفاوت بود. در نور قرمز نمو گیاه و تشکیل کلروفیل بسیار به تاخیر افتاد، درحالیکه در نور آبی با طول موج کوتاه این هر دو ویژگی تسریع شد. آزمایشهای دیگر نشان داد که تابش نور بسیار کوتاه مدت، رشد نوع چوبی را که گل تولید نمی کرد، تسریع کرد و نیز معلوم شد که بوته ها در زمان بین خروج گیاهچه و ظاهر شدن خوشه، بیشترین حساسیت را نسبت به مدت زمان تابش نور متغیر داشتند. در عین حال معلوم می شود که واریته های بومی قدیمی با شرایط محلی بخوبی سازگارند. برای نمونه آزمایشهایی که در ژاپن از واریته های بومی چین، اندونزی و تایلند بعمل آمد نشانگر تغییر گسترده رشد و نمو آنها در برابر زمان تابش یکسان و متفاوت بود.

دما

کرچک در فصل رشد برای فراهم آوردن بیشترین بازدهی به گرمای نسبتا زیاد، یعنی ۲۶-۲۰ درجه سانتیگراد همراه با رطوبت کم نیاز دارد. روزهای بلند، روشن و آفتابی تابستان مناسبترین ایام است و روزهای ابری صرفنظر از دما، سبب کاهش بازدهی می شود. تاثیر متقابل دما و شدت نور نیز می تواند در اندازه بذر و ترکیب آن مؤثر باشد. داده های ژاپنیها  حاکی از آن بود که شدت نور بیش از درجه دما بر اندازه بذر و  میزان روغن تاثیر می گذارد و درجه دما با افزایش دادن میزان اسید چرب آزاد سبب تنزل کیفیت روغن بذر می شود. دمای بسیار بالا ، یعنی ۴۰ درجه و با بیشتر در هنگام گلدهی، حتی در دوره های کوتاه ؛ منجر به سوختن گلها و نامرغوبی بذرها می گردد. دمای بالا ممکن است بر ترکیب بذر نیز تاثیر معکوس بگذارد؛ بدین معنا که در بیش از ۳۵ درجه میزان روغن و پروتئین کاهش خواهد یافت و در ۱۵ درجه سبب کاهش میزان روغن و تغییر ویژگیهای روغن می شود. تجزیه بذر کاشته شده در پائیز و بهار پس از آن در آمریکا نشان داد که آب و هوا می تواند بر اسیدهای چرب آزاد (ارزش اسیدی) دانه کرچک یک منطقه خاص مؤثر باشد. ارزش اسیدی  بذری که در نبراسکا در آبان کاشته شد، کم و به میزان ۰.۵ بود، درحالیکه ارزش اسیدی دانه ای که در فروردین بعد کاشته شد، افزایش یافت و به ۱۰ رسید و همچنان که تجزیه روغن در سه آسیاب محلی هند نشان داد ، تغییر فصلی آب و هوا بطور اساسی می تواند بر اجزای تشکیل دهنده روغن اثر بگذارد ( جدول -۱).

جدول -۱. تفاوت فصلی در روغن هند

سال

اشباع

اولئیک

لینولئیک

ریسینولیک

دی هیدروکسی استیریک

۱۹۴۷

۳

۵.۴

۳.۴

۸۵.۵

۲.۴

۱۹۴۹

۳.۵

۵.۱

۳.۵

۸۶

۱.۹

۱۹۵۰

۳.۴

۵.۸

۳.۵

۸۵.۷

۱.۶

در ترکیب روغنی که از نقاط مختلف جهان بدست می آید، ممکن است تفاوت چشمگیری وجود داشته باشد؛ اما تعیین این مساله غیر ممکن بود که در وهله اول نخست روشهای کشاورزی در این امر مؤثر بودند، یا روشهای بعمل آوردن و یا آب و هوا. اما به گفته روغن گیر ها این تفاوت منطقه ای نشبتا ثابت است. تجزیه روغنهای مناطق بسیار متفاوت ، از نظر تفکیک رنگها بوسیله کروماتوگرافی با گاز مایع انجام شده که در جدول ۲ نشان داده شده است.

جدول – ۲ . تجزیه روغن مناطق مختلف

ماخذ

C۱۶

C۱۸

اولئیک

لینولئیک

لینولنیک

ایکوزنوئیک

ریسینولئیک

دی هیدروکسی استریک

آنگولا

۱

۰.۷

۲.۹

۴.۳

۰.۶

۰.۵

۸۹.۴

۰.۶

برزیل

۱

۰.۸

۳.۳

۴.۲

۰.۵

۰.۴

۸۸.۹

۰.۹

هندوستان

۱.۱

۱

۳.۱

۴.۷

۰.۵

۰.۵

۸۸.۴

۰.۷

ایالات متحده آمریکا

۰.۹

۰.۸

۲

۴.۳

۰.۶

۰.۳

۹۰.۳

۰.۸

بالا بودن دمای خاک، مدت زمان میان کاشت تا خروج گیاهچه را کاهش و پائین بودن آن این زمان را افزایش می دهد. بنابراین دما و زمان کاشت با یکدیگر رابطه ای تنگاتنگ دارند اما عواملی که بر این دو، یعنی دما و زمان تاثیر می گذارد، در هر منطقه متفاوت است. در بیشتر مناطق معتدله در اوایل سال، گرمای خورشید برای گرم کردن زمین کافی نیست؛ و حال آنکه  در بیشتر زمینهای خشک، آغاز بارانها ممکن است مستلزم ارزشیابی مجدد داده هایی باشد که از محصولات دیم بدست آمده است و می تواند شیوه های کشاورزی را تغییر دهد؛ زیرا زمان کاشت می تواند بدون بارندگی باشد. اثر دمای خاک، هنگامی که تحت تاثیر زمانهای کاشت است، در جدول-۳ ملاحظه می شود. در کشورهای بسیار دیگر نتایج مشابهی حاصل شده است و بطور کلی کاشتن کرچک در زمانی بجز زمان مطلوب، میزان محصول را کاهش می دهد. با این وجود، همان گونه که در سایر بخشهای این فصل اشاره شده است، مواقعی وجود دارد که شاید لازم باشد در زمان گلدهی گیاه یا دوره ای که یک آفت عمده بیشترین فعالیت را دارد از گرمای زیاد جلوگیری شود.سرمای سخت معمولا کرچک پاکوتاه یا یکساله را در هر مرحله از رشد نابود خواهد کرد؛ البته بوته های جوان بیشترین حساسیت را نسبت به سرما دارند، و برای رشد آنها یک دوره ۱۹۰-۱۴۰ روزه عاری از یخبندان لازم است. اعتقاد بر آن است که دمای ۲ درجه سانتیگراد به مدت ۴ روز بطور کلی حداقل زمانیست که برای نابود کردن بوته های کرچک کافی است. تجربه نویسنده نشان می دهد که انواع پا بلند در صورتی که به اندازه کافی رشد کرده باشند، در برابر یخبندان مقاومند؛ اگرچه قسمتهای آبدار گیاه ممکن است در یخبندان تا حدی آسیب ببینند. از این طریق انتخاب می توان مقاومت را در دمای پائین افزایش داد و نشانه هایی وجود دارد که مبین تفاوت واریته ها از نظر حساسیت به سرماست. بهاره کردن بذر یا نشا(ورنالیزاسیون) نیز آزمایش شده است، اما نشانه ای دال بر نمو شاخصی در مزرعه، پس از این تلاشها وجود ندارد.

در مزارعی که بذر کاملا رشد کرده اما هنوز نرسیده است، یخ زدگی یا هوازدگی در مزرعه می تواند قابلیت زیست بذر را کاهش دهد. اما بذر رسیده کمتر تحت تاثیر قرار می گیرد. این کاهش قابلیت زیست مساله ای است که هنگام در نظر گرفتن محل تولید بذر یا ایستگاههای اصلاح آنها می تواند حایز اهمیت باشد. انتخاب یک واریته زودرس، امکان رشد محصول را در مناطقی که تعداد روزهای گرم به حداقل لازم برای تولید یک محصول برسد، فراهم می آورد. چنین مناطقی در چین، جمهوری های استقلال یافته شوروی سابق و آمریکای جنوبی ، یعنی مناطقی که اغلب دارای روزهای تابستانی کوتاه ، داغ و نسبتا خشک است، حایز اهمیت می باشد. زیان ناشی از تگرگ که واقعا می تواند برای شاخ و برگ درختان شدید باشد، اثر چندانی بر محصول نهایی ندارد. واریته های پابلند با به تاخیر انداختن دوره گلدهی می توانند با ضررهایی که حتی نسبتا در اواخر فصل به بوته وارد می شود، مقابله کنند. به تاخیر انداختن دوره گل دهی اثر دیگری نیز دارد که آن هم از میزان زیان می کاهد. زیرا خواشه هایی که دیرتر ظاهر می شوند کمتر در معرض حمله آفات دارند. در عین حال خوشه هایی که دیر گل می دهند معمولا کپسول کمتری دارند و بطور کلی، کل محصول کمتر از مقداری است که از همین تعداد بوته کرچک – که در اوایل فصل گل می دهند- بدست می آید.در واریته های پاکوتاه، ازبین بردن برگها در یک دوره نسبتا طولانی تا زمان به گل نشستن اولین خوشه، اثری ناچیز بر محصول دارد. اما اگر برگریزان پس از این مدت ادامه یابد، محصول ممکن است کاهش یابد. این کاهش به مدت زندگی واریته و شرایط حاکم بر باقیمانده دوران رشد بستگی دارد. گیاهچه ها بشدت در معرض خطر تگرگ قرار دارند و طوفانهای اواخر فصل که سبب خرد شدن کپسولهای رسیده می شود، می تواند زیانهای جدی به بار آورد.

رطوبت

کرچک که بدلیل مقاومتش در برابر خشکی شهرت دارد، بالاترین بازدهی را با حداقل میزان بارندگی ۷۰۰-۶۰۰ میلی متر به بار می آورد؛ به شرط آنکه این بارندگی عمدتا در اوایل فصل رشد باشد. اما در جنوب آفریقا بازدهی خوب با ۵۰۰-۳۷۵ میلی متر بارندگی بدست می آید. برای بعمل آوردن میزان مطلوب بازدهی ۱۰۰۰میلی متر بارندگی که بطور یکنواخت در چهار ماهه اول رشد ببارد، مطلوب است. در دوران گلدهی نباید کمبود بارندگی باشد؛ اما به درازا کشیدن ریزش بارانهای سنگین محصول را کاهش خواهد داد. بارانهای دراز مدت قبل از کاشت دمای خاک را کاهش می دهد و در چنین شرایطی باید کاشت بذر را تا زمانی که دمای خاک مجددا بالا رود، به تعویق انداخت. دستیابی به بالاترین میزان بازدهی از محصولات بسیاری که در مناطق گرمسیری کاشت می شود، در گرو رابطه نزدیک میان بارش باران و زمان کاشت است. کاهش سریع در بازدهی محصولاتی که پس از زمان مطلوب کاشت شده اند، بااستفاده از داده هایی که از سالهای متوالی در برزیل، آفریقای شرقی، سودان و آمریکا بدست آمده است، در جدول-۴ نشان داده شده است. در اکثر کشورهای تولید کننده کرچک نتایج مشابهی بدست آمده است. با این وجود، توان کرچک برای مقابله با دوران بدون بارندگی، ممکن است سبب شود که اهمیت رابطه میان بارندگی و زمان کاشت، در مقایسه با رابطه میان بارندگی و متعاقب آن فعالیت آفات ، یا رابطه میان زمان کاشت  و رشد کامل محصول ، کاهش یابد.در نقاطی که مجموع بارندگی به حداقل میزان لازم برای رشد یک محصول کرچک برسد، لازم است پس از اولین باران عمده، یعنی در زمانی که رطوبت خاک برای جوانه زدن کافی است و دمای خاک کاهش نیافته است، کرچک کاشت شود. در نقاطی که میزان بارندگی بیش از این حداقل باشد، کاشت کرچک در اوایل فصل باران بدلیل پائین وبدن دمای خاک و هجوم قارچها موجب می گردد که کرچک نامرغوبی ببار آید. مهمتر آنکه در این زمان به گل نشستن بوته غالبا با هجوم عمده آفات همزمان خواهد بود. زیرا شروع فصل باران همراه با رطوبت زیاد خاک برای بسیاری از تخمها و لاروهای حشرات به مثابه یک ماشه عمل می کند. این تخمها و لاروها که در مرحله استراحت خود یا دیاپوز ، فصل خشک را پش سر گذاشته اند، اینک ( با آغاز فصل باران ) سیکل زندگی خود را کامل می کنند. در چنین مناطقی کاشت کرچک را باید به مدت ۲ تا حتی ۳ ماه پس از قطع بارانها به تعویق انداخت. برای نمونه در منطقه سپیک در گینه نو ثابت شد که کاشت محصول در فصل باران ، بدلیل حمله آفات ، باشکست کامل روبرو می گردد و حال آنکه کاشت آن در فصل خشک محصول خوبی به بار می آورد.

در نقاطی که بارانهای سنگین می بارد استفاده از واریته های زودرس که دیر کاشته می شوند، نباید احتمالا یک راه حل تلقی شود. برای نمونه در آمریکا، کپک کپسول- ونه حمله آفات – عامل عمده ای است که کاشت کرچک را محدود می کند. در نواحی خشک که میزان بارندگی بسختی برای رشد یک محصول کافی است، و یا در نقاطی که اکثرا بارندگی بصورت رگبارهای شدید نازل می شود، حفظ رطوبت خاک دارای اهمیتی اساسی است. کاشت کرچک در سالهای متناوب همچنان که در آمریکای شمالی و استرالیا تجربه شده است می تواند امکانپذیر باشد. در این صورت در سالی که کرچک کشت نمی شود، رطوبت را برای محصول بعد ذخیره می کنند. به منظور آن که این سیستم مؤثر واقع شود و یا اگر خطر فرسایش توسط بعضی محصولات مانند تف[۱] وجود دارد، زمین باید آیش رها شود. اثر محصولات مختلف بر رطوبت خاک در خاکهای لومی سرخ در تانزانیا در جدول ۵ نمایش داده می شود. در این منطقه کشت کرچک طی سالیان دراز، موفقیت آمیز بوده است و میزان متوسط بازدهی آن، برداشت ۲ بار محصول در ۳ سال بوده است.

یک راهنمایی برای مناطقی که متوسط بارندگی از ۷۵۰ میلی متر تجاوز می کند آن است که در حدود ۵۰۰-۴۰۰ میلی متر بارندگی را برای محصول تا زمان گل دهی منظور کنیم و سپس این مقدار را از متوسط میزان بارندگی کم کنیم و در زمانی که میزان بارندگی به حد حاصل این تفریق زسید اقدام به کشت کنیم. در مناطقی که فصلهای بارانی مشخصند، زمان کاشت با توجه به رطوبت و دما حایز اهمیت و انجام آزمایشهایی به منظور تعیین زمان مناسب امری اساسی است. همچنین انجام آزمایشهایی  به منظور تعیین مناسبترین واریته برای یک منطقه خاص ، لازم است. زیرا دامنه بسیار وسیع بازدهی ممکن ، می تواند تاثیری اساسی بر سوددهی بگذارد. برای نمونه ، در آزمایشی که با پانزده واریته پاکوتاه در کنیا بعمل آمد محصول متوسط بذر از ۳۳۶ تا ۱۶.۸ کیلوگرم در هکتار متغیر بود، تاریخ معمول در برخی از کشورها در جدول ۶  نمایش داده شده می شود.

خصوصیات خاک

ازنظر خاک کرچک در همه نوع خاک به جز زمین های رسی سنگین و یا زهکشی نشده رشد نموده و محصول می دهد و معمولا کرچک را برای کاشت در مناطقی انتخاب می کنند که برای محصولات دیگر چندان مناسب نمی باشد و این قابلیت سازگاری از نظر اقتصادی اهمیت زیادی دارد و زمین های خیلی حاصلخیز سبب رشد گیاهی بیش از حد و طولانی شدن دوره گلدهی و کم شدن محصول می گردد. کرچک زمین های با PH 5 تا ۶.۵ را ترجیح میدهد ولی می تواند حتی PH=2 را تحمل نماید  و زمین شور برای رشد آن مناسب نیست. کرچک تقریبا در همه نوع خاک بجز زمینهای رسی سنگین و یا زمینهایی که بخوبی زهکشی نشده اند، رشد می کند و محصول می دهد. بهترین خاک لومی شنی و لومی رسی می باشد.

منبع: http://sabokrow.blogfa.com