اشاره : شادروان آقای احمد حجازی پدر آقای حسین حجازی فرهنگی بودند و در زمانی که مدیریت مدرسه روستای برزوک را عهده دار بودند آقای حسین حجازی در سال۱۳۲۴ در آن روستا متولد شدند و چند سال اول مقطع تحصیلات ابتدایی را در روستای مَرَق پشت سر گذاشتند و سپس با انتقال پدرشان به کاشان، بقیه تحصیلات تا قبل از اخذ دیپلـم را در آن شهـر سپـری کردند و در ادامـه به دلیـل علاقه مندی و شوق بسیار به کسوت و جایگاه ارتش، راهی دبیرستان نظام در رشته ریاضی در تهران شدند و بدنبال آن با توجـه به شناختـی که حاصـل شد، تصمیم گرفتند تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته ای دیگرادامه دهند. بهمین دلیل در کنکور سراسری شرکت و در رشته کشاورزی دانشگاه شیراز پذیرفته شدند و متعاقب آن با مطالعاتی که بعمل آوردند و با توجه به جایگاه صنعت در کشور، رشته ماشینهای کشاورزی را دنبال کردند تا از حق انتخاب بیشتری در آینده برخودار باشند و بتوانند خارج از سیستم کشاورزی به فعالیت بپردازند. با مرگ پدر، صاحب مسئولیتهایی شدند، لذا نتواستند برای ادامه تحصیل راهی خارج از کشور شوند، و در واحد تحقیقات آب و خاک وزارت کشاورزی که در آن مقطع زمانی توسط FAO تأسیس شده بود و از نظمی بسیار برخوردار بود و بطور مستمر با خارج از کشور و در زمینه مسائل تحقیقاتی در ارتباط بود استخدام شدند.

هیجده ماه از اشتغال ایشان می گذشت که طرح آبیاری قطره ای مورد توجه قرار گرفت و آقای مهندس حجازی بلحاظ آنکه در رشته فنی تحصیل کرده بودند و زبان انگلیسی ایشان در سطح مطلوب ارزیابی شده بود، برای آموزش در زمینه آبیاری قطره ای انتخاب و راهی اسرائیل شدند و طی چهارماه این دوره آموزشی را پشت سر گذاشتند.

پس از بازگشت، فعالیتشان در این خصوص متمرکز شد و تا مقطع انقلاب ادامه یافت. پس از انقلاب طرح آبیاری مورد بی توجهی قرار گرفت و از این تکنیک بهره لازم گرفته نشد. بهمین دلیل و وجود پاره ای از مشکلات خانوادگی، خود را به کاشان منتقل کردند و در آن شهر ساکن شدند.

ظجناب آقای مهندس حسین حجازی ضمن عرض تشکر به پاس پذیرش انجام این گفتگو، بفرمائید چه شد که وارد عرصه صنعت داروسازی گیاهی شدید، و در این حوزه اقدام به تأسیس شرکت باریج اسانس نمودید؟ چه مسیری را طی کردید و صاحب چه موقعیتی می باشید؟

○ پس از انتقال به کاشان، از آنجا که در سازمان مربوطه زمینه کار و فعالیت وجود نداشت، پیشنهاد کردم، کارخانه اسانس گیری دولتی را که از سالها قبل از انقلاب فعالیت خود را متوقف کرده بود، مجدداً راه اندازی کنم، پیشنهاد پذیرفته شد و برای این منظور نیازمند کتب مناسب و مرتبط با موضوع بودم تا اطلاعات علمی خود را افزایش دهیم. با مراجعات متعدد به دانشگاهها، توانستم یکسری اطلاعات را بدست آورم و با صرف تلاش بسیار، خط تولید را فعال سازم و محصول عرضه دارم. ولی مشکل بعدی این بود که اسانس تولیدی، خریداری نداشت و فاقد مشتری بود. در این میان فردی که ارزش و اهمیت اینکار را می دانست، کمک کرد مدت یکسال اسانس دارویی تولیدی را به شرکت «تَماد» که تأمین کننده شرکت داروپخش بود، ارائه دادیم. اما مشکل بعدی آن بود که هیچ شرکتی فرمولاسیون بهره گیری از اسانس های دارویی را در اختیار نداشت. ناچاراً نوع تولید را تغییر دادیم و در زمینه تهیه گلاب و عرقیات به فعالیت پرداختیم. در کنار این کار تولیدی، به دولت پیشنهاد کردم که در کارخانه یک مرکز تحقیقاتی ایجاد شود تا از این طریق به قابلیتها و توانمندیهای لازم در زمینه استفاده از اسانسها دست پیدا کنیم. اما زمان، زمان جنگ بود و وزارت کشاورزی فاقد امکانات لازم .

در مطالعاتم به کتاب معتبر ESSENTIAL OIL چاپ آمریکا برخورد کردم. دراین کتاب اشاره شده بود که اسانس توسط یک عرب به نام «اَوِسینا» (غربی ها ابوعلی سینا را اَوِسینا می نامند) کشف شده است. همین امر از دو جهت آزار دهنده بود، اینکه چرا ابوعلی سینا را عرب خطاب کرده اند، دوم آنکه چرا این صنعت در ایران نیست و کسی اسانس را آنگونه که لازم است نمی شناسد. همین مطلب شوقی بسیار در من ایجاد کرد که صنعت اسانس را در ایران زنده کنم و این را به عنوان یک «وظیفه» همراه خود سازم. این شوق تنها سرمایه من بود و از امکانات دیگری یعنی: «سرمایه مالی» و «دانش کافی» برخوردار نبودم.

برای حرکت در این مسیر، صاحب موقعیت اجتماعی خاصی هم نبودم که اعتبارات مالی لازم را به سمت خود جذب کنم. لذا با فروش محل سکونت خود، این مکان، یعنی محل کارخانجات باریج اسانس ، تقطیران و کشت و صنعت گلکاران را خریداری و کار را شروع کردم. بدون آنکه برداشت دقیقی از سطح نیازمندیهای مالی و امکانات علمی آن داشته باشم.

نزدیکان و آشنایان با این اقدام من سخت مخالفت و عنوان می کردندکه شغل دولتی ام را از دست می دهم و ورشکسته و مغبون خواهم شد. ولی من اعتقاد و باور داشتم که از عهده کار برخواهم آمد و باید که برآیم. با کمک دو برادر و شوهر خواهرم، اقدامات مورد نظر را شروع کردیم. اما در ابتدا ناموفق بودیم، از دوستان کمک گرفتیم، طی دو مرحله سهام فروختیم، ولی گره ها گشوده نشدند و دوستان از ادامه همکاری سرباز زدند و تنها ماندیم .

در آن مقطع زمانی شرایط آنگونه بود که از طریق برخی فعالیتها می شد تا سقف معینی وام دریافت کرد. در این چارچوب فکر کردم، بهتر است به سراغ صنعت ماشین سازی بروم و از محل سود حاصل از آن، کارخانه ای که بتواند اسانس را به فرآورده هایی تبدیل کند، دایر نمایم و از این طریق اسانس گیری از بن بست خارج شود.

بدین منظور در سال ۱۳۷۰ کارخانه تقطیران را در حوزه ماشین سازی و در سال ۷۲ شرکت باریج اسانس را به ثبت رساندیم. در آغاز کار و فعالیت باریج اسانس تولید محصولات گوناگونی به ذهنمان راه یافت، از جمله عطر و ادکلن که با مشکل فرمولاسیون و بسته بندی مواجه بود و یا طعم دهنده ها برای صنایع غذایی که فاقد بازار خرید بود. کسی حاضر نبود از فرمولی دیگر، از طعم دهنده هایی دیگر(بجز آن چند فرمولی که بهره گیری از آنها سخت به عادت تبدیل شده بود) استفاده بعمل آورد.

همه اینها سبب ساز این امر شد که به سمت تولید دارو قدم برداریم. در این راه آرام آرام گام برداشتیم، چرا که تولید دارو مسیری دشوار پیش روی دارد و ارگانهای بسیاری چون وزارت بهداشت سخت برآن نظارت دارند و باید پاسخگوی آنها بود، و دیگر آنکه مسئله های علمی بسیاری مطرح می شود و باید آگاهیهای لازم را کسب نمود.

علیرغم این دشواریها و سختیها، بتدریج در کار داروسازی موفق شدیم و اسانسها را به دارو تبدیل کردیم. این زمانی بود که ما خیلی خسته شده بودیم و در انتظار زندان و مصادره شرکتمان بودیم ولی درست در این مقطع کارها و تلاشها به گُل نشستند.

واحد ماشین سازیمان هرچند از موفقیت لازم برخوردار نبود ولی بلحاظ ساخت دستگاههای مشابه و جذب مشتریانی از صنایع گوناگون از جمله ذوب آهن، توانست به توفیق های نسبی دست پیدا کند. تقطیران کم کم رشد بیشتری یافت و شد تنها منبعی که می توانست چرخ های زندگی کاری را به حرکت درآورد و صاحب نامی شود.

اقدام در جهت ایجاد واحد ماشین سازی تقطیران گامی درست بود، چرا که تولید و ثبت دارو نیازمنـد تحقیقـات بسیـار بود و زمانبری هـای خـاص خود را در بر داشت و بالطبـع هزینه های آن می بایستی پرداخت شود. در این میان شرکت تقطیـران کاشـان، منبـع درآمد بود و تأمین کننده هزینه های تحقیقاتی.

در سال ۷۶ واحد تحقیق و توسعه را به ثبت رساندیم و این کاری بسیار جدی و اثر گذار، اساس کار و از جایگاهی ویژه برخوردار بود. چرا که تمامی داروها، قبل از هر چیز می بایستی در این واحد و در دانشگاهها مراحل تحقیقاتی خود را سپری کنند، تولیدات آزمایشی و اولیه صورت گیرد و آنگاه به مراکز تائید کننده چون وزارت بهداشت معرفی شوند.

در سال ۸۰ تعداد داروهای تولیدی به اندازه ای رسید که می توانست هزینه های شرکت را پوشش دهد و در سال ۸۳ به سودآوری مناسب ودر سالهای ۸۴ و ۸۵ به سود خوب دست یابد.

در مسیر طی شده، تعداد پرسنل از ۳۰ نفر درسال ۸۰ به ۳۵۰ نفر در پایان ۸۵ فزونی یافت. طرح توسعه شرکت را در سال ۸۴ شروع و احتمالاً امسال(سال ۸۶) به بهره برداری می رسد، که در آن صورت باید تعداد زیادی نیروی انسانی جذب شرکت نمائیم.

ظ تحقیقات در شرکت شما چگونه طی مسیر می شود؟

○ در ابتدا، کار تحقیق برای ما دشوار بود، چرا که با راهکارهایش آشنا نبودیم. بکمک یکی از اساتید دانشگاه، «گروه مشاوران» را تشکیل دادیم، گروهی که متشکل از اساتید دانشگاه است و آنها با ما همکاری می کنند و با کمک آنها مسیر تحقیقاتی را پشت سر می گذاریم و فعالیتها را سامان می دهیم تا به نقطه پایانی دست یابیم.

اولین «گروه مشاوران» شرکت متشکل از پنج تن از اساتید دانشگاههای تهران و اصفهان بودند ولی الان این تعداد به دوازده نفر افزایش یافته که اساتیدی از دانشگاههای صنعتی اصفهان، بقیه الله و … نیز درآن حضور دارند.

تقسیم کاری صورت گرفته است و مجموعه تحقیقاتی همانند فعالیتهای مرتبط با میکروبیولوژی، کشاورزی، فیتوشیمی، فرمولاسیون و… را در داخل شرکت به سرانجام می رسانیم و تحقیقاتی چون فارماکولوژی، سم شناسی، بالینـی و… را در خـارج از شرکت در سازمانهـا و مراکـز معتـبر علمی چون دانشکده ها و پژوهشکده ها عملی می سازیم.

بعد از انجام کلیه فعالیتهای تحقیقاتی، موضوع به معاونت دارو وزارت بهداشت جهت بررسی ارائه می شود تا اگر ایرادی بر آن وارد است، رفع و سپس تصویب شود. بدنبال تصویب، پروانه ساخت صادر می شود که برآن اساس ما مجاز به تولید و پخش آن دارو می شویم.

ظ در صورت امکان پروسه دسترسی و تولید اسانس و دارو را تشریح کنید

○ اسانس اصولاً بوی موجود در گیاهان است. همانگونه که اشاره شد، ابوعلی سینا اولین کسی بود که اسانس را از گیاه استخراج کرد و «گوهر» نامیدش، گوهر گل سرخ، گوهر فلان گیاه، غربیها مفهوم این گوهر را متوجه شدند و کلمه معادل اسانس را مناسب تشخیص دادند و کلمه اسانس بر زبانها جاری شد. اعراب هم به دلیل اینکه «گ» را در حروف الفبا خود نداشتند، نام «جوهر» بر آن گذاشتند، در طب سنتی ما نیز نام «جوهر» بسیار ذکر شده است.

این ماده را می توان با تقطیر گیاه بدست آورد. ارزان ترین و راحت ترین راه آنست که در دستگاه تقطیر، آب را به گیاه اضافه کنیم، بجوشانیم، در ادامه بخارآب همراه با اسانس آن گیاه به قسمت دیگـری از دستگاه منتقـل و سرد می شود. و چون اسانس ها ماهیت روغنی دارند، لذا غیر محلول در آب می باشند و دو فاز می شوند. بطریقی که با چشم براحتی می توانیم قسمت حل نشده در آب را ببینیم و جدا کنیم. این قسمت را به آزمایشگاه می بریم و تستهای لازم بر روی آن صورت می گیرد تا مشخص شود منطبق بر استاندارد است یا خیر، در صورت دریافت پاسخ منفی، با روش تقطیر جزء به جزء، مواد اضافی محلول در آن را جدا می کنیم تا به استاندارد مورد نظر دستیابیم.

در هر گیاه یک یا چند ماده مؤثره برای درمان وجود دارد، این مواد را به کمک حلالهای گوناگـون چون: الکل، هگزان، اتر،آب و … از آن جـدا می کنیم ماده تفکیک شده یا روغنی است یا خشک و جامد، در هر دو صورت با انجام فعالیتهایی دیگر و با توجه به تنوع (روغنی یا جامد) به شکل قطره،شربت،ژل،کرم و یا پماد درمی آوریم. بدنبال آن و پس از تحقیقات و اقدامات تکمیلی، جهت بررسی و اخذ تأییدیه به وزارت بهداشت ارائه می شود تا پروانه ساخت دریافت گردد.

ظ داروهای تولیدی شما صاحب چه آثار درمانی هستند؟

○ داروها، اعم از شیمیایی یا گیاهی، از منظربهبود بیماری دارای اثربخشی سریع و یا کُند می باشند. داروهای شیمیایی داروهایی هستند تا حدی مؤثرتر و زود اثرتر با عارضه زیادتردر حالی که داروهای گیاهی داروهایی هستند زود اثر یا دیر اثر با عوارضی به مراتب کمتر نسبت به داروهای شیمیایی..

در دنیای داروسازی، مسیر حرکت در جهتی است تا داروهای زود اثر و کم عارضه جایگزین داروهای دیراثر و پرعارضه گردند. ما در داروهای تولیدیمان، داروهایی داریم که از داروهای موجود در داروخانه ها موثرترند و یا معادل آن می باشند. و از نظر سرعت اثر بخشی داروهایی داریم که فوراً اثر می کنندو یا داروهایی داریم که چند ماه باید مورد استفاده قرار گیرند. تا اثر گذار شوند. یکی از تحقیقاتی که بطور دائم و مستمر در حال تعقیب است، اینکه داروی تولیدی ما زوداثر، کم عارضه و بی خطر باشد، ضمن آنکه از قیمت مناسب تر و ارزان تری برخوردار شود.

ظ چگونه و چه نوع داروهایی در دستور کار شما قرار می گیرند، به پاره ای از داروهای تولیدی و آثارشان اشاره فرمائید ؟

○ من سعی کرده ام بازرگانی را بفهمم، و به این تعریف رسیده ام، بازرگانی آنست که اگر شما نیازها و مایحتاج مردم را تأمین کنید و پاسخگو باشید، مردم در مقابل پرداخت قیمت آن، قیمتی که توسط شما و یا شرایط بازار تعیین می شود، از شما تشکر و قدردانی بعمل می آورند. بر این اساس مدیـری موفـق خواهـد بـود که در ابتـدا بازاریابی کند، ببیند و بداند نیاز مردم چیست، مردم چه می خواهنـد، چه نیـازی را احساس می کننـد و چه نیـازی را احساس نمی کنند، و اگر احساس نمی کنند، تشخیص بدهد و تأمین نماید.

ما برای شناسایی این نوع نیازها، تعداد زیادی از محققین خود را که پزشک هستند به میان مردم، به داروخانه ها و مطب پزشکان می فرستیم تا متوجه شوند، مشکلشان، دردشان و تنگناهایشان چیست؟ این محققین بهیچوجه نگاهشان به آن معطوف نمی شود که فلان بیماری چه دارویی دارد، بلکه بررسی می کنند آیا داروی شیمیایی عرضه شده، مؤثر و خوب است، آیا رضایت پزشک و بیمار را تأمین کرده است یا نه؟

بنابراین گروههای مطالعاتی ما از این طریق بررسی می کنند تا دریابند چه بیماریهایی، مشکلات دارویی دارند، حاصل این بررسیها در جلسه شورای تحقیق که هر ۱۵ روز یکبار تشکیل می گردد، مطرح و مسیر مطالعاتی تعریف می شود.

در این شورا جدا از مطلب فوق، ایده افراد همراه با مطالعات و مستنداتشان عنـوان می گـردد، شورا بررسی می کند، اگر ایده مناسب و خوب تشخیص داده شد، آن را تصویب می کند و بدنبال آن در طی جلساتی به رشته پروژه های مختلفی که باید تحقیق پیرامون آنها صورت گیرد، تقسیم می شود. مجموعه نتایج این پروژه ها به تولید دارو منتهی می گردد.

دیدگاه اصلی ما اینست که بررسی کنیم و ببینیم چه بیماریهایی داروی مناسب ندارند و یا اصلاً ندارند، کمبود دارو هم عاملی برای تحقیق می باشد، ولی عاملی ضعیف است.

در جامعه ما اینگونه القاء شده است که غربیها برای همه بیماریها دارو ساخته اند و یا راه حلی پیدا کرده اند، در حالیکه اینطور نیست هنوز برای ۵۰ الی ۶۰ بیماری دارویی تولید نشده است، بهمین دلیل سعی می کنند از داروهایی استفاده کنند تا از رشد بیماری جلوگیری بعمل آورند. اگر چه اکثر اوقات موفقیتی را بهمراه نداشته است. مثل انواع بیماریهای کبدی، هپاتیتها، بیماری MS و… ، به غیر از سرطانها، بیماریهای بسیاری هستند که آدمی را به هلاکت می رسانند. مطالعه پیرامون این نوع بیماریها بمنظور دستیابی به داروی گیاهی مناسب، موتور محرکه ماست!

در حال حاضر برای گرفتگی رگهای داخل بدن داروی مؤثری عرضه نشده است و از طریق عمل جراحی که در برگیرنده هزینه خیلی زیادی است، مسئله را بشکلی حل می کنند، ولی فرد بیمار، سالمِ سالم نمی شود، فقط طول عمرش افزایش می یابـد. در این زمینـه ما کارهایی را به انجام رسانده ایم و کارهایی در دست اقدام داریم تا داروی مناسب عرضه داریم و تحقیقات اولیه ما در این خصوص به دارویی منتهی شده است که اجازه نمی دهد رگهای قلب بسته شود و تحقیقاتی در حال حاضر در دست اجراء است تا به دارویی برسیم که رگهای نیمه بسته را باز کند. و اگر به این نقطه پایانی برسیم، عملاً عمل جراحی قلب حذف می شود.

برای بیماری «هموروئید» یعنی: «بواسیر» داروی موثری وجود نداشت، بیمار مجبور بود با تغذیه آنرا مهار و در صورت پیشرفت، عمل جراحی را انتخاب کند. خوب ما این مشکل را حل کردیم، دارویی ساختیم که بیمار کارش به عمل جراحی نرسد.یا با استفاده از گیاهی که هیچگونه اطلاعاتی پیرامون آن در کتب جدید و قدیم وجود نداشت، داروی ضد قارچی تهیه کردیم که با مالیدن بر روی پوست، قارچ را حتی اگر به زیر پوست نفوذ کرده باشد، از بین می برد.این در حالی است که داروی شیمیایـی عرضـه شـده یا بصـورت پمـاد مورد استفاده قـرار می گیرد و یا بصورت خوراکی تا بتواند قارچ زیر پوست را از بین ببرد، دارویی که عوارض بسیاری بهمراه دارد.

هنگامی که شما در مسیر تحقیق و تولید گام برمی دارید، ممکن است بطور اتفاقی به کشف جدیدی هدایت شوید. به عبارتی دیگر شما در عبور از مسیری هستید، ناگهان متوجه می شوید دری دیگر به روی شما گشوده شده است. یکی از مجموعه موارد اتفاقی اینکه:

بیماریـی وجـود دارد به نام ریفلاکس، به این صورت که بیمار وقتی می خوابد غذا از معده برمی گردد و دهان بیمار را ترش می کند ولی در حالت نشسته و ایستاده چنین مشکلی وجود ندارد. برای این بیماری دارویی وجود نداشت. تا اینکه یکی از فرآورده های ما که برای منظوری دیگر ساخته شده بود، بطور اتفاقی برای بیمار مبتلا به ریفلاکس تجویز می شود و پاسخ مناسب می گیرد. ماجرا به این شکل بود که پزشکی، ریفلاکس داشت و بیست سال معالجه کرده و بهبودی حاصل نشده بود. بیمار از من سراغ دارویی را برای معالجه گرفت. من در پاسخ گفتم ما فرآورده جدیدی برای تقویت بدن تولید کرده ایم، استفاده از آن را توصیه کردم، بعد از مصرف تماس گرفت و گفت : جواب داد !

ظ مشکلات و موانع بر سر راه شما کدامند ؟

○ مشکل ما، مشکل بازار است، مشکل آن است که پزشکان این دارو را بشناسند، در نسخه های خود ثبت کنند و بیماران به مصرف برسانند. بهمین دلیل مسئله بازرگانی داروهای گیاهی، مسئله ای جدا از اختراع و اکتشاف و کارهای تحقیقاتی است. باید پس از تولید، از توانایی در بازاریابی و عرضه آن در بازار برخوردار شد.

فرهنگ و نوع نگاه مردم ما دراین زمینه خود یک عامل بازدارنده است، چرا که عموماً به کارهای غربیها باور و اعتقاد دارند تا به فعالیتهای صورت گرفته در کشور. از زمانیکه محصولی را به پزشکی معرفی و عرضه می داری و ویژگیهایش را برمی شماری، یک تا پنج سال طول می کشد تا پزشک بپذیرد و دارو را امتحان کند.

با علم بر این موضوع، برنامه های ما طویل المدت طرح ریزی شده اند تا گام به گام و بتدریج داروهای گیاهی در کشور مورد مصرف قرار گیرند. با این وجود باریج اسانس، در حال حاضر در موقعیتی قرار گرفته است که وقتی به پزشکی می گوئیم، داروی ما اثراتش بهتر از داروهای موجود است، این را باور می کند، در حالیکه ۸ تا ۱۰ سال پیش چنین نبود.

کار ما در ابتدا بسیار سخت و مشکل بود و می بایستـی با ناباوریهـا مقابلـه می کردیـم و واقعیتهـا را عیان می ساختیم. و همه هنر ما در همین بود که توانستیم به راه حلهایی جهت شکستن این ناباوریها دستیابیم .

ظ این ناباوریها کدامند ؟

○ پزشک بهنگام تجویز دارو چند مسئله را در نظر می گیرد، اینکه: دارو دارای اثری باشد که بیمار را به بهبودی برساند و آن بیمار در سطح جامعه و نزد خویشاوندان و دوستانش مُبلغ اوشود و از این طریق صاحب جایگاهی گردد. دوم آنکه دارو مشکل و عوارضی برای بیمار بدنبال نداشته باشد، چرا که او مسئول جان بیمار است. و بالاخره غالب بودن نگاه به غرب، تصور براین است که اگر چیزی مفید و به درد بخور است یا باید غربیها آنرا تولید و عرضه کنند یا باید مورد تائید آنها قرار گیرد.

در چارچوب نوع فعالیت های ما، پزشک رابط بین ما و مصرف کننده داروست و این ناباوریهای پزشک، مزاحم ماست. علیرغم این وجود این مسئله ما توانسته ایم۳۰% پزشکان را متقاعد سازیم که حداقل یکی از داروهای ما را مورد استفاده قرار دهند.

ظ با چه راهکارهایی ؟

○ با برگزاری کلاسهای گوناگون آموزشی، بخش آموزش پزشکان را در سال ۸۱ ایجاد کردیم، پزشکان هفته ای یک روز در کلاسهای آموزشی حضور می یابند تا دوره های گیاه شناسی و گیاه درمانی را پشت سر بگذارند، اخیراً هم آموزش طب سنتی را با همکاری شورای آموزش و پژوهش شروع کرده ایم که همه این فعالیتها بمنظور «آینده سازی» صورت می گیرد، تا داروهای گیاهی بطور اصولی و علمی به پزشکان معرفی گردند.

در راستای آینده سازی، برنامه آنست که پژوهشکده ای در این شرکت ایجاد شود و پزشکان را آموزش دهد تا آنان گیاه درمانی را فرا گیرند و جهت بیماران تجویز کنند. فراتر آنکه، هدف ما این است که تا سال ۹۰ پژوهشکده مورد نظر در مقطع فوق لیسانس دانشجو تربیت کند، به همین منظور دنبال کارها و مجوزها هستیم.

دیگر آنکه، ویزیتورهای ما در مراکز کار پزشکان حضور می یابند و توضیحات علمی را بهمراه مدارک و مستندات و گواهینامه های وزارت بهداشت ارائه می دارند. متأسفانه بسیاری از پزشکان از مسیر طی شده در وزارت بهداشت جهت اخذ پروانه ساخت بی اطلاع هستند در نتیجه اعتمادها به راحتی شکل نمی گیرند. آنها نمی دانند برای دریافت مجوز ساخت داروهای گیاهی، تولید کننده همان اقدامات و آزمایشات را باید بعمل آورد که تولید کننده داروهای شیمیایی، حتی افزون برآن، ما باید تحقیقاتی اضافی پیرامون گیاه و فیتوشیمی بعمل آوریم.

با همه این دشواریها، مسائل آنگونه حل شده است که در حال حاضر بزرگترین نیرویمان یعنی فعالان در امر بازاریابی، در ۱۲ منطقه ایران در دفاترما مستقر هستند تا از این طریق هم ویزیتورها فعالیت خود را دنبال کنند و هم امکان توزیع دارو را فراهم سازند.

از دیگر راهکارها، اینکه، زمینه بازدید از کارخانه را فراهم می سازیم، در نشریات گوناگون مقالات خود را منتشر می کنیم، در نمایشگاهها و سمینارها سعی می کنیم نظر پزشکان را به سمتی سوق دهیم که باید باشد.

نکته قابل اشاره آنکـه، به طبیبـان و حکیمـان ما که جهت درمـان از داروهای گیاهی استفاده می کنند، دکتر علفی می گویند. این نام، ترجمه شده کلمه «Herb Doctor» می باشد که با فرهنگ ما همخوانی ندارد و اثری زشت را در ذهنها به تصویر می کشد و ما برای تحقق اهدافمان می بایستی با تمامی این موانع فرهنگی مواجه شویم و با روشی اصولی و اخلاقی آنها را از سر راه برداریم.

ظ آیا از طریق نشریه ای اختصاصی نمی توان جامعه پزشکان و مردم را از دستاوردها و نتایج تحقیقاتتان مطلع ساخت و یا از دیگر نشریات پزشکی کمک گرفت ؟

○ ما فصلنامه داشتیم، ولی همان ناباوریها باعث شد که دریابیم و احساس کنیم هنوز زمان داشتن نشریه ای اختصاصی زود است و در نتیجه فعالیت در این زمینه را متوقف ساختیم. نشریه ما با ۲۰.۰۰۰ نسخه منتشر می شد، ولی بررسیها نشان داد که تعـداد معدودی آنها را مورد مطالعه قرار می دهند. بعبارتی مخاطبان ما با علاقه و عشق منتظر دریافت این نشریه نیستند.

امسال همان نشریه را روی وب سایت می بریم، وب سایتی که افراد بتوانند سؤالات خود را مطرح کنند و فوراً کسی بتواند به پاره ای از آنها پاسخ های لازم را ارائه دارد و یا پاسخ ها بعداً عرضه گردند. (www.barijessence.com)

ناگفته نماند که فعالیتهای مرتبط با داروهای گیاهی از طریق صدا و سیما منعکس شده است و می شود، طی دو سال اخیر بارها با من مصاحبه کرده اند و در تلویزیون پخش شده است.

ظ منابع علمی در دست در چه سطح و سطوحی است و غرب در این زمینه از چه جایگاهی برخوردار است ؟

○ میراث فرهنگی به جا مانده در امر طب سنتی بسیار است. در زمینه طب در حدود ۱۲۰۰ دانشمند بعد از اسلام داریم که تقریباً ۱۳.۰۰۰ جلد کتاب از خود به جای گذاشته اند. تعدادی از آنها به زبان عربی است (به خاطر سیاستهای حکومتی اوایل اسلام) و تعدادی از آنها به زبان فارسی قدیم، که فهم و درک آنها برای افراد عادی مشکل است، به همین دلیل نیاز به ترجمه و بازنویسی دارند تا به کتابهای آموزشی مرتبط با طب و داروسازی تبدیل شوند.

غربیها در این زمینه کتبی چند دارند ولی کافی نیست. در زمینه داروهای گیاهی در اواخر قرن نوزدهم و واوایل قرن بیستم مطالعات و اقداماتی داشتند ولی رها کردند و مجدداً در اواخر قرن بیستم کار بر روی گیاهان را شروع کرده اند. این است که از ما جلو نیستند و ما از جایگاه مهمی برخورداریم.

در حال حاضر مقالات استادان و دانشمندان ما در نشریات جهانی چاپ می شوند. تحقیقات باریج اسانس مطرح و به آن استناد می گردد. بنابر این راهی که پیش روی داریم، راهی است مطمئن و «علمی» عاری از هرگونه تقلید، ما در اینجا دارویی که در غرب تولید شده است، نمی سازیم، دارویی عرضه می داریم که حاصل از تحقیقات خودمان است، کاری که دیگران چه در داخل و چه در خارج به انجام نرسانده اند. در نتیجه فرمولهای ما کاملاً ابتکاری است.

ظ چه چیزی باعث خوش نامی شما در جامعه داروسازان شده است ؟

○ حفظ کیفیت مورد نظر در فرآورده های ما عامل خوش نامی ما شده است، کیفیتی که محصول امر تحقیقات است.

ظ در واحد تحقیق و توسعه شما چه تعداد نیرو شاغلند ؟

○ از میان ۳۵۰ نفر فعال در این شرکت ۳۵ یا ۳۶ نفر محقق مستقیم داریم که افزون بر آن، تعدادی در امر تحقیق در بازار عهده دار مطالعات و بررسیها هستند و در مجموع باید گفت ۵۰ نفر در زمینه تحقیقات در این شرکت فعالیت می کنند.

ظ با توجه به راه طی شده و مسیر پیش رو و با عنایت به فراز و نشیب هایی که داشتید و در جایگاهی هستید که ۳۵۰ نفر در سازمان شما فعالند و داروهایی خاص تولید و به جامعه ارائه نمودید، و در صدد تأسیس پژوهشگاهی می باشید، ما را از نوع نگاه مدیریتی خود بیشتر مطلع سازید .

○ من همـواره علاقه مند بوده ام که کاری نو در پیش گیرم و از کارهای تکراری استقبال نکرده و نمی کنم. «کار نو» با خود هزاران مشکل پیش رو دارد. بنابر این پیشاپیش می دانم با مشکلات زیادی روبرو خواهم شد. و این امر از نظر روحی و روانی مرا آماده می کند که مشکلات و سختیها را بعنوان یک امر طبیعی تلقی کنم و بدانم این است و غیر از این قرار نیست، باشد. خود این امر صبوری را شکل می دهد و مرا صاحب تحمل می سازد و در نتیجه اجازه ورود یأس و ناامیدی را به خود نمی دهم .

اگر با مشکلاتی مواجه شوم و کارها متوقف شوند، یأس به خود راه نمی دهم. به زمان محولش می کنم، اما رهایش نمی کنم. در زمان خودش سدها و موانع شکسته می شوند و امکان حرکت به جلو فراهم می گردد، چرا؟ چون شرکت در حال انجام فقط یک کار نیست، کارهای مختلفی را در دست اجراء دارد. در موقعیتی است که ایست نکرده، بلکه دارد جلو می رود. الان اگر نمی توانم کاری انجام دهم، مطمئناً همینطور که جلو می روم به جایی به نقطه ای میرسم که می توانم آنرا حل کنم.

دو سال است که روی بیوتکنولوژی کارمی کنیم، هنوز آن میکروب دلخواهی را که کِشت بدهیم، بدست نیاورده ایم، تقریباً ۵۰ میلیون تومان برای تحقیق هزینه کرده ایم ولی رهایش نکرده ایم، چرا که اگر رهایش کنیم، زحمات هدر رفته است، در حالیکه اگر رهایش نکنیـم، بالاخره میکروب را پیدا می کنیم .

این یعنی یک مسئله، یک مشکل، و ما می خواهیم مشکل را حل کنیم و قطعاً با توجه به مجموعه عملکردهایمان، مطمئن هستیم این مسئله را حل خواهیم کرد، طبیعت تحقیق اینست که مسئله را حل کند تا چیزی نو، فکری نوعرضه کند. برای این مسئله هم برنامه داریم، الان بناست که به مناطق شور و کنار دریا مراجعه کنیم و از آنجا باکتری بگیریم که شاید مقاوم باشند و بتوانیم آنها را کِشت بدهیم وکِشتمان راحت باشد.

اصولاً اگر سازمانی، کشوری بخواهد رُشد کند، بخواهد چیزی نو ارائه دارد باید صاحب مسئله باشد، باید سؤال طرح کند، باید متعاقب آن دنبال حل مسئله باشد. حل مسئله هم نیازمند فعالیتهای تحقیقاتی، محقق و صرف هزینه است.

سؤال و مسئله پیرامون ما بسیارند، کافیست به مراکز تولیدی مراجعه و سؤالات را استخراج کرد. حال چگونه باید سؤالات را برای واحدهای تولیدی مشخص کرد،‌ پیشنهاد می کنم، همانگونه که اساتید، ‌برای گذراندن دوره های مطالعاتی به خارج از کشور فرستاده می شوند، آنها را سالی چند ماه (یک یا دو ماه) به درون کارخانه های مرتبط با کارو تحصیلاتشان بفرستند تا مسائل کارخانجات را شناسایی کنند و از طریق آنها و به کمک اساتید مسائل تئوریک را کاربردی نموده و راه حلها را مشخص کرد و به اجراء درآورند.

ظ دیگر چه ؟

○ دیگر آنکه، شما هرچه جلوتر بروید و مسائل را حل کنید، باز مسائل جدیدی مطرح می شود که باید آنها را حل کنید، هر چه دامنه تحقیقـات شمـا گسترده تر شود، سؤالات بیشتری به ذهنتان راه می یابند که بر روی آنها نیز باید تحقیق کرد.

ظ با توجه به نکته ای که اشاره داشتید، صاحبنظران علم روانشناسی می گویند، اگر می خواهید بدانید چه کسی در زندگی کاری و شخصی خود موفق است یا نیست، باید دید صورت مسائل زندگیش کدامند و صاحب چه نوع باری هستند، مثبت اند یا منفی می باشند، مغز متناسب با نوع سؤال پاسخ می دهد. حال نوع سؤالات شما در جهت رفع معضلات حاضر در جامعه بیماران است و می خواهید به دارو یا داروهایی دسترسی پیدا کنید که تن و جسم انسانها را بهبود بخشند و سلامتی عرضه دارند. که قطعاً یک حرکت مثبت و رو به جلوست و نهایتاً موفقیت ها در آغوش ها جای می گیرند، چرا که عاشق هستید و مسئول و پیگیر.

○ بله، بله مدیریت با علوم بسیاری، بویژه روانشناسی ارتباط دارد. چیزی که مهم است، اینکه مدیر باید برای خودش مشخص کند، هدفش چیست؟ به دنبال چه می باشد؟ در کلیات تکلیف خود را روشن کنـد و همه تلاش خود را در آن محدوده بکار گیرد. به دنبال شناسایی مشکلات باشد و یکی یکی آنها را حل و به جلو حرکت نماید.

اگر من در همان ابتدا، اسانس گیری را انتخاب نکرده بودم، الان اینجا نبودم، همینکه اسانس را گرفتم، دیدم فروش نمی رود بنابر این صورت مسئله ای جدید نوشته شد، اینکه اسانسها را چه کار کنم، بنابر این پایم را در حیطه ای قرار دادم که اسانس را به چیز دیگری تبدیل کند. وارد عرصه داروسازی شدم و قطعاً در این مسیر، صورت مسئله های جدیدی ظهور نمودند..

ظ به عبارتی، آن اسانس سازی بستر داروسازی را فراهم ساخت !

○ و حالا داروسازی بستر ساز پزشکی می شود، آموزشهایی که ارائه می دهیم، پزشک با خودش در این کلاسها واکنشهایی را ابراز می دارد و خود این امر چرخهای بعدی را به حرکت درمی آورد.

هر سال اسانس های جدیـدی را تولیـد و عرضـه می کنیم، همین اسانسها مورد بررسی قرار می گیرند که بر روی چه بیماری و چه میکروبی اثر گذارند. بهمین دلیل نیاز دارید، از دانش پزشکی، دانش گیاه پزشکی، صنعت اسانس گیری و هر آنچه که درگیاهان هست مطلع گردید تا در عرصه داروسازی قدمهای بعدی را بردارید یعنی دائم میدان بازتر و بازتر می شود. فقط باید صبور باشید و مرحله به مرحله با قدرت مسائل را تجزیه و تحلیل کنید و درزمان خودش محصول را عرضه دارید و ما حصل تمامی آنها، افزایش توانمندیها و قابلیتها است.

پنج سال پیش اگر می خواستیم روی نانو کاری کنیم، ما را مورد تمسخر قرار می دادند ولی اکنون باریج اسانس به نقطه ای رسیده است که اگر عنوان کند می خواهد روی نانوِ طلا کارکند، او را جدی می گیرند و او را چون همکاری با ذوق وشوق بسیار و محققی پر تلاش در کنار خود پذیرا می شوند.

ظ با این توضیحات، مدیر خوب و موفق صاحب چه ویژگیهای اساسی است ؟

○ مدیر خوب و موفق باید نوآوری را پیشه کند، باید صاحب ایده باشد، مدیر باید استعداد تجزیه و تحلیل مسائل در زمان خود را داشته باشد و از نگاهی دقیق به سیاستها و موقعیتهای جهانی بهره مند باشد و بر آن اساس حوزه فعالیتش را مشخص کند وگرنه اقداماتش منجربه لِه شدنش می گردد.

من اگر بخواهم در عرصه آسپیرین فعالیت تولیدی داشته باشم، لِه ام می کنند، کمپانیهایی که در این خصوص فعالیت می کنند، به من اجازه ورود به کارشان را نمی دهند، یا اگر بخواهم روی تلویزیون کار کنم، قطعاً به نیمه راه نرسیده مرا متوقف می کنند، چرا که آنها دائماً در حال تحقیق هستند، پول و امکانات خدماتی و اقتصادی بسیار دارند. حال آنکه با ورود من به عرصه ساخت تلویزیون، در مسیر آن مشکلاتی شکل می گیرد که در این مسیر تصادف است، برخورد است، در این مسیر همیشه من عقبم، چـون آنها قبـلاً آن راه را طـی کرده انـد و من دارم می روم تا جای آنها را بگیرم. در واقع من دارم آنهـا را اذیت می کنـم، آنهـا نیستنـد که باعث ورشکستگـی من می شوند، خود من عامل ورشکستگی هستم. آنها شغل خودشان را دارند و من انتخاب غلطی کرده ام. در حالیکه اگر کار من نو باشد، آنها کـاری به کار من نخواهنـد داشت، آنهـا جنس خود را تولیـد مـی کننـد و می فروشند و من اجناس خود را.

بنابر این مدیر خوب موضوعی را تعقیب می کند و به فعالیت در آن حوزه می پردازد که صاحب مزیتهای نسبی باشد، او امکانات داخلی، حجم نیازها و مسائل جهانی را مورد توجه قرارمی دهد، آیا در سطح جهانی قابل ارائه است، قیمت تمام شده در چه سطحی خواهـد بود، آیا امکان صادرات وجود دارد.یک مدیر خوب و موفق سعی نمی کند بجایی برود که رقابت کند، در این دنیا جای فعالیت و کارهای نو بسیاری وجود دارد که دیگران چشم برآن ندوخته اند!

ظ شما برای انجام امر تحقیقات مورد نظر هر سال چه میزان بودجه اختصاص می دهید ؟

○ شرکتها عموماً جهت تحقیقات هزینه ای قابل توجه منظور نمی کنند. بهنگام هزینه کردن در این خصوص دستشان می لرزد، علت آنست که آنها مزه تحقیق را بدرستی نچشیده اند، چون کارهایشان را از راه تحقیق به سرانجام نرسانده اند.

بعضی از شرکتها وقتیکـه مطلع می شونـد که من چه میزان بودجه برای تحقیقات اختصاص داده ام شگفت زده می شوند. من هر سال پنج درصد از فروش را جهت تحقیقات منظور می کنم، چرا که من به نتایج کار تحقیق باور دارم و مزه آن را چشیده ام.

در ابتدای فعالیتها، فرمولاسیونهای مورد نیاز را از روی کتابها بدست می آوردیم، تعدادی فرآورده نیز اینگونه عرضه کردیـم، ولـی مدتهـاست برنامـه ریزیها در جهت دسترسی به فرمولاسیون های ابتکاری از راه تحقیق است و همین امر، کارآمد بودن و اقتصادی بودن تحقیق را بر ما اثبات کرده است.

ظ شما همکارانتان را چگونه هدایت می کنید تا در جهت اهدافتان حرکت کنند ؟

○ از طریق «برنامه ریزی صحیح» و هدایت آنها در اجرای برنامه ها با استفاده از تشویق ها و تنبیه ها. بعضی از همکاران از نظر فکری همراه من نیستند ولی آنها را در مسیـری هدایت می کنـم که خواسته های من را به اجراء درآورند. به عنوان مثال پزشکی را دارم که ۱۰-۸ سال است با من همکاری می کند و هنوز بهنگام طبابت از داروهای شیمیایی استفاده می کند. ولی همین شخص در تحقیقات داروهای گیاهی مشارکت کامل دارد. چرا؟ چون برنامه ها را طوری تدوین کرده ام که مجبور است مطالعه کند، طرح بدهد، سپس در اجرای آن همکاری کند.

مهم برنامه ریزی است، اگر مدیر برنامه ها را طوری تنظیم و تدوین کندکه کارکنان راهی جز حرکت درآن مسیر را نداشته باشند مسائل بخوبی جلو می روند، فراموش نشود که تشویق، همواره همراه فعالیتهای ماست. تعدادی از این کارکنان ذوق و شوقی همانند من دارند و تعدادی هم کمتر، ولی به هر حال صاحب ذوق و شوق هستند.

همان پزشک مورد اشاره که هنوز نسخه گیاهی نمی نویسد، به کارش اعتقاد دارد، ولی بهنگام تجویز داروحفظییاتش ( که از ابتدا در ذهنش جای گرفته و حک شده اند) مانع ثبت داوهای گیاهی در نسخه می شوند.

یکی از شعارهای من اینست :«مدیر خوب کسی است که از کمترین امکانات و بدترین پرسنل بتواند استفاده کند و بهترین کار را به انجام برساند.»

ظ عامل موفقیت خود را چگونه ارزیابی می کنید ؟

○ هنگامی که کارمان را شروع کردیم، حرکتی نو تلقی می شد، بهمین دلیل این حرفه نه کارشناسی داشت و نه جایـی برای آمـوزش، نه سرمایـه ای داشتیـم و نه دانش کافــی، بهمیـن دلیل خیلی از افراد تأکید داشتند که من موفق نمی شوم ولی من با قاطعیت پاسخ مـی دادم که مـوفقیت از آن من است، نمی دانـم، مثل اینکـه لج کرده باشم، می گفتم کار من به مقصد می رسد.

پاسخی منطقی برای تأکیدات خود نداشتم ولی یک چیز را می دانستم، اینکه من عاشق کارم هستم، آنچه مرا به موفقیت رساند، «تنها چیزی که هم جای علم را بتدریج پر کرد و هم جای سرمایه را، عشق بود که در وجود من موج می زد.»

ظ آیا شما اولین شرکتی بودید که در این زمینه فعالیتش را در ایران شروع کرد ؟

○ نه، قبل از ما، سه شرکت شروع به فعالیت کرده بودند و بعد از ما هم تعدادی اضافه شدند، ولی بهرحال تعدادشان زیاد نمی باشند اما در زمینه تولید اسانس تعداد زیادی کارخانه وجود دارد و فعال می باشند. در گذر زمان و به تدریج، برنامه ریزی کردیم که اسانس مورد نظرمان را از این کارخانجات خریداری کنیم و صرفاً تولیدات خود را بکار نگیریم تا بدین طریق به صنعت اسانس گیری کمک کرده باشیم، با این نگاه، در سال ۸۵، شصت درصد اسانس مورد نیازمان را از کارخانجات خریداری کردیم. و از این نظر خوشحالم چرا که قبلاً هدف این بود که صنعت اسانس گیری در ایران شکل بگیرد و رونق پیدا کند و اکنون تعداد کارخانه ها و کارگاههایی که دراین زمینه فعالیت می کنند به عدد ۲۰ رسیده است.

حال زمان آن فرا رسیده است که دیگران را تشویق کنیم این اسانسها را به دارو تبدیل کنند و به خارج صادر نکنند، قطعاً این امر کمک خواهد کرد که صنعت اسانس گیری گسترش بیشتری پیدا کند.

ظ رسالت سازمان شما حکایت از چه دارد ؟

○ من همیشه علاقمند بوده و هستم که ایران به زمانهایی برگردد که در رأس باشد و یا جزو کشورهای درجه یک دنیا قرار گیرد، آرزویـم این است، ولـی چون نمی توانـم همه موضوعات را پی گیر باشم، فکر کردم به صورت سمبلیک کاری بکنم که اثرگذار باشد، کاری که عاشق آن باشم یا امکان موفقیت در آن برایم میسر باشد. بهمین دلیل این صنعت را انتخاب کردم تا با کسب موفقیت، جوانان این مرزو بوم بینند و تحت تأثیر قرار گیرند و قدمهای بعدی را آنها بردارند.

از طرفی دیگر فکر می کردم چه کنم که این تشکیلات بعد از من با موفقیت به کار خودش ادامه دهد، بهمین منظور خاطرات مرتبط با شرکتهای خارجی را مطالعه کردم و دیدم اگر چه در کشورهای پیشرفته، شرکتهای بزرگ هم به دلایلی ورشکست می شوند ولی با وجود این، توسط شرکتهای دیگر، گروههای دیگر خریداری می شوند و راه ادامه می یابد، فقط نامها عوض می شوند، همانند کارخانه پان آمریکن وقتی ورشکست شد، شرکتی دیگر آنرا خریداری کرد و صنعت هواپیما سازی در آمریکا ادامه یافت.

بررسیها و مطالعات من نشان می دهند که اگرمسیرماندگاری طی شده است بخاطر آنست که تشکیلات آنها علمی بوده است. بعبارتی هر چه تشکیلات علمی تر باشد، دوام آنها بیشتر است، بقاء آنها از تضمیـن بیشتـری برخـوردار است. به همیـن سبب کلاسهای زیادی برای همکاران برگزار می شود و از اساتید محترم جهت آموزش دعوت بعمل می آید. توجه خاص می کنیم افرادی که جذب واحد تحقیق و توسعه می شوند، دو شرط را با هم داشته باشند: ۱ – زبان انگلیسی آنها قوی باشد، ۲ – بتوانند بدرستی از کامپیوتر استفاده بعمل آورند، چراکه افراد این واحد، باید براحتی بتوانند منابع انگلیسی را بخوانند، ترجمه کنند و مقالات علمی را به زبان انگلیسی بنویسند و از طریق اینترنت بتوانند به منابع گوناگون دسترسی پیدا کنند و از این طریق سطح دانش علمی سازمان را ارتقاء دهند.

ظ در سطح جهانی تحقیقی صورت گرفت که دریابند شرکت هایی که بیش از یکصد سال قدمت داشته اند کدامند و چه کرده اند که ماندگار شده اند. بررسیها نشان داد، این دسته شرکتها بعضاً ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال قدمت دارند، صاحب یک چارچوب و خط قرمزهایی هستند و این خطوط قرمز بیشتر رابطه سازمان را با مشتریان، کارکنان و جامعه تبیین می کند تا مسائل اقتصادی صاحبان سهام! آنها خواستار این بوده اند که لحظه به لحظه فعالیتشان در خدمت جامعه باشند. با توجه به نقطه نظرات جنابعالی و مطالبی که به آنها اشاره داشتید، می توان گفت شما هم از رهگذر شناسایی گیاهان و تهیه داروهای گیاهی منطبق بر نیازهای آحاد جامعه بیماران، عملاً در خدمت مردم، آنهم بطور خاص هستید. شما بررسی می کنید تا دریابید چه نوع بیماریهایی در سطح جامعه، چه داخلی و چه خارجی وجود دارد که هنوز دارویی برای آنها تهیه و عرضه نشده است و این یعنی خدمت به بشریت، به نظر من این رسالت نانوشته شماست، اینطور نیست ؟

○ بله همینطور است !

ظ به عنوان آخرین سؤال وقتی که سازمان شما را مورد بررسی قرار می دهیم می بینیم این سازمان با فروش محل سکونت شما با تعداد معدودی نیروی انسانی کار خود را شروع کرد ودر کنار خود سه شرکت دیگر ایجاد کرد که درون آنها صدها نفر به کار و تلاش مشغولند. حال می خواهیم بدانیم آقای مهندس حسین حجازی، معمولاً یک روز کاریش را چگونه سپری می کند؟

○ کار من با فکـر کردن پیرامـون مسائل جاری و پیش رو سپری می شود، از صبح که از خواب برمی خیزم تا زمانی که به رختخواب می روم در خصوص مشکلات و راه حلهای آنها فکر می کنم. من عادت کرده ام به محض آنکه کارها و فعالیتهای مورد نظر در مسیر حقیقی خود قرار گرفتند و مشکلات اساسی آنها حل شدند به مدیران مربوطه واگذار کنم. بطوریکه نیازی به نظارت روزمره نداشته باشند.

من از طریق دریافت گزارشات گوناگون و بررسی آنها به مشکلات جاری پی می برم و برای حل آنها جلساتی با فرد یا افراد برگزار می کنم، پس از انجام بررسیهای لازم و تعمق، تصمیم های لازم اتخاذ می شود.

متشکرم!


کلیدواژه ها : , ,