آقای گرجی مدیر عامل شرکت زردبند مجموعه خود را چنین معرفی می کند:

زردبند یک شرکت کشت و صنعت گیاهان داروئی و از این نظر منحصر به فرد است.این شرکت موفق شده است که در سال کشاورزی اخیر ۲۰۰ هکتار اراضی را در نقاط مختلف کشور به زیر کشت گیاهان داروئی ببرد.وی در ادامه اظهار داشت:

ما کار را در سال ۷۲ از یاسوج شروع کردیم.در آن زمان این استان دارای شرایط اجتماعی اقتصادی سختی بود.اما برای کار ما خوب بود.آب فراوان و خاک حاصلخیزی داشت.به اینصورت کار کردیم که کشاورزانی را که علاقمند به کشت گیاهان داروئی بودند را به همکاری دعوت کردیم.به آنها درمورد خرید محصولاتشان تعهد می دادیم و هنوز هم بهمین نحو کار می کنیم.به آنها آموزش می دهیم که چگونه از گیاه مراقبت کنند تا رقم یا اسانس مناسبی داشته باشند.هنگام برداشت ، محصول را آزمایش می کنیم.کسانی که تولید مناسبی نداشته باشند و مراقبت لازم را نکرده باشند جریمه می شوند و کسانی که محصولشان مورد رضایت باشد تشویق می شوند.کم کم در نقاط مختلف کشور مانند کرمانشاه ،اصفهان ،آذربایجان،خراسان،گنبد و کهکیلویهبویر احمد و مناطق دیگر کار را گسترش دادیم و سطح بیشتری را زیر کشت بردیم.

یکی از ویژگی های این شرکت،انتخاب و کشت بذر مناسب است.زیراهر گیاه داروئی ممکن است استفاده های مختلفی داشته باشد که در آن صورت رقم اسانس متفاوتی لازم است.مثلا بابونه برای شامپو،برای درمان داروئی(دل درد)،کرم مرطوب کننده و همچنین دم کرده اش بعنوان آرام بخش مصرف دارد.برای هرکدام از مصارف فوق،بابونه با رقم اسانس متفاوتی به کار می رود.وقتی برای درمان و بعنوان ضد التهاب مصرف می شود،لازم است میزان فلاونویید آن بالا باشد.به این ترتیب باید گیاه مناسب برای مصرف خاص تهیه نمود.

این استاندارد را سازمان جهانی بهداشت تحت عنوان (Good Agricultural Practices) GAP تعیین می نماید.و ما هم این استاندارد ها را رعایت می کنیم.

بعد از هشت و یا نه سال ما موفق شدیم تولید تولید مناسب با کیفیت دلخواه را داشته باشیم.مرحوم دکتر احمد بیگی حق زیادی بر گیاهان داروئی ایران دارد و برای جمع آوری کلکسیون گیاهان خیلی زحمت کشید و از ابتدا با ما همکاری داشت و همچنین مرحوم دکتر طباطبایی استاد دانشگاه از ابتدا در کنار ما و راهنمای ما بود.

تاکنون ما موفق شده ایم ۶۰-۷۰ نوع گیاه داروئی را بطور انبوه و با کمک کشاورزان داوطلب کشت کنیم و ۲۰۰ نوع بذر گیاهان داروئی داریم.بعضی از این انواع در ایران بوده اند.مثل گل محمدی که جزء بهترین گل محمدی های جهان است.و یا از زعفران ایران قطره تهیه کنیم.اما حدود ۸۰ درصد گیاهان را برای اولین بار در ایران کشت داده ایم مثل کالیگا که داروی قند خون است،گونه خاصی از آویشن به نام آویشن باغی که برای درمان هیپرتروفی پروستات مصرف دارد،بابونه خاصی برای رویش مو.گیاهان متعدد دیگری را از خارج آورده و موفق شده ایم در ایران کشت انبوه کنیم.بابونه چشم گاوی توسط دکتر امید بیگی در ایران اصلاح شد و ماده موثر آن برای درمان میگرن چهار برابر انواع خارجی آن است.

ما رقم های مفید زیادی را از کشورهای دیگر جمع آوری و در ایران کشت انبوه داده ایم، که هم اکنون جزء سرمایه های مملکت هستند.اقدام دیگر ما ایجاد یک باغ گیاه شناسی در زردبند (لشگرک)است.در این باغ، ما گیاهان را بذرگیری می کنیم.برای این کار ابتدا بذر باید در یک منطقه حفاظت شده کشت شود.با این کار علف هرزهای موجود در بذر را شناسایی می کنیم و زمان مناسب برای کشت مشخص می شود.بگونه ای که ما بتوانیم به بالاترین میزان بازدهی ماده موثر و پیکر رویشی برسیم.بعد از این مرحله به کشت نیمه صنعتی در چند هزار متر اقدام می کنیم تا اطلاعات بیشتری برای تطبیق در محیط جدید به دست آوریم و بررسی کنیم که کشت آن گیاه برای کشاورز چقدر صرفه دارد .خوشبختانه ما در کشورمان می توانیم هم گیاهان سرما دوست و هم گرما دوست را کشت بدهیم.

کشاورزان تا به حال روی بذرها کار نکرده اند و این وظیفه ماست که اطلاعات را در اختیار کشاورزان علاقمند قرار دهیم.ما با کشاورز بگونه ای قرارداد می بندیم که او انگیزه پیدا کند و بازدید میزان محصول را در هکتار بالا ببرد.استانداردهای خاص ماده موثره برای ما مهم است و در ارزیابی محصولی که از کشاورز می خریم به آن خیلی اهمیت می دهیمس،اسانس گیری در محل توسط شرکت های محلی است.بعنوان مثال در کرمانشاه اسانس را در محل میگیرند.ما نمی گیریم شرکتی هست که اسانس گیری را با رعایت استاندارهای ما انجام می دهد.

تحصیلات شما چیست و همکارانتان در آغاز  کار چه کسانی بودند؟
من لیسانس فیزیک و فوق لیسانس فلسفه دارم.از سال ۷۲ با همکاری و همراهی مرحوم دکتر امید بیگی،دکتر فخر طباطبایی و دکتر عباس حاج آخوندی این شرکت را تاسیس کردم.

گیاه داروئی چیست؟

گیاهی است که بخشی از آن مورد استفاده درمانی است.ما برای پیدا کردن این اثرات به تحقیقات نیاز داریم.حیوانات به جهت غریزه خود از گیاهان برای درمان استفاده می کنند و این راهنمای خوبی برای تحقیقات انسان است.به عنوان مثال محققین میمون های مبتلا به ایدز را تعقیب می کنند تا بدانند که کدام گیاه را می خورند.آنگاه روی آن گیاه تحقیق می کنند تا بلکه به درمان ایدز دست یابند.

گیاهان داروئی فوائد دیگری هم دارند.بعنوان مثال دارای اثر فیزیولوژیک مثبت و یا منفی هستند.بعضی گیاهان سموم ارگانیک ترشح می کنند که حشرات را می کشد.از این سموم ارگانیک برای سم علف کش استفاده می کنند.

بعلت استفاده بی رویه از علف کش های شیمیایی سفره های آب زیرزمینی آلوده شده اند.ما اگر بتوانیم از سموم ارگانیک استفاده کنیم در خدمت محیط زیست خواهیم بود.ما اصلا از سم علف کش شیمیایی استفاده نمی کنیم.

آیا آماری از اشتغال زایی خود دارید؟

گیاهان از نظر اشتغال زایی متفاوت هستند.مثلا زعفران گیاهی است که کشاورز مستقیما به ما می فروشد .گیاهان دیگری هستند که باید به کارخانه رفته وارد تولید شوند.در اینصورت تعداد افراد شاغل ما افزایش می یابد.اما بطور متوسط اشتغال زایی صنعت گیاهان دارویی ۵/۳ نفر در هکتار است.ما ۲۰۰ هکتار کشت ، ۷۰۰ نفر شاغل غیر مستقیم از طریق خرید از کشاورزان و ۷۶ نفر پرسنل داریم که شاغل مستقیم خواهند بود.

شما گیاه دارویی تولید می کنیدیا داروی گیاهی؟

ما نه تنها گیاه دارویی،بلکه داروی گیاهی و فرآورده های گیاهان دارویی تولید می کنیم و در آینده ممکن است روی سموم ارگانیک هم سرمایه گزاری کنیم.

آیا امکان توسعه کشت گیاهان داروئی با روش شما وجود دارد؟

بله.امکانش خیلی زیاد است.

نظرتان درمورد صادرات چیست؟آیا صادر هم می کنید؟

تا به حال چندان وارد صادرات نشده ایم،چون سودی نداشته است.اما با شوک ارزی موجود تولید داخلی ارزشمندتر شده است.نرخ برابری بگونه ای مصنوعی بالا بود.وقتی ریال قوی تر باشد جنس خارجی ارزان تر می شود و تولید کننده ایرانی ضرر می کند.برای ما که به نیروی کار ایرانی متکی هستیم، ریال قوی به ضرر کار می کند.و رقابت نا برابر بر ما تحمیل می شود.در شرایطی که نرخ واقعی باشد.می توانیم رقابت بهتری داشته باشیم.در آن صورت صادرات توجیه اقتصادی پیدا می کند.

با توجه به این که امسال سال دفاع از تولید ملی و سرمایه ایرانی نام گذاری شده ما چه کنیم که این شرایط تحقق یابد؟
به نظر حقیر چند کار لازم است که انجام شود:

–         یک اقدام انقلابی و ساختار شکن این است که تولید را از مالیات معاف کنیم.در کشور ما چون از تولید حمایت مناسب نمی شود افراد کمی به طرف تولید می روند.در نتیجه مالیات کمی هم از این راه عاید دولت می شود.امام اگر مالیات تولید حذف شود اشتغالزایی بیشتر و بی کاری کمتر می شود و بیمه بی کاری کمتری بر دوش دولت خواهد بود.در عوض برای درآمدهای دلالی مالیات سنگین بگذارند.

از کسی که از خارج جنس وارد می کند مالیات بگیرند.این ها که ریسک کمتر می کنند،مالیات بدهند.من تولید کننده امسال سرمایه گذاری می کنم و تا محصول تولید شود و به بهره برداری برسد و سرمایه من برگردد،دو سال طول می کشد.

مدتی منتظر کشت و برداشت محصول می شوم.شش ماه بعد محصول صنعتی درست می کنم و تازه بعد از آن از مشتری چک می گیرم و مدتی بعد نقد می شود.سرمایه من دو سال می خوابد.اما کسی که مثلا قطعات یدکی فلان خودرو یا جنس های دیگر را وارد می کند،شش ماه بعد سرمایه اش با سود برمیگردد.اگر بخواهیم مملکت تولیدی شود بایدامتیازات خاصی برای تولید کننده قائل شویم،تا این کار برایش نفع داشته باشد. این روزها که دیگر خیلی ها فکر می کنند اگر ارز بخرند بی دردسر تر است.

شرایط تولیدکنندگان ، این روزها، مثل بعد از جنگ و شرایط سختی است .تولیدکنندگان باید حمایت شوند و به آنها تسهیلات بدهند.طیق قانون ،صنایع تبدیلی از مالیات معاف هستند.کار من هم صنعت تبدیلی است.ولی برداشت این است که ما تبدیلی نبوده و از مالیات معاف نیستسم.

غیر از معافیت از مالیات چه پیشنهادی دارید؟

–         پیشنهاد دوم این است که دولت باید از صادرات حمایت کند.چندی پیش نمایشگاهی در آفریقای جنوبی بود که ما هم شرکت داشتیم.از ایران چهار شرکت و از ترکیه ۵۰ شرکت غرفه داشتند.از آنها علت استقبال شرکت ها را پرسیدیم.گفتند:تمام هزینه های غرفه و حتی رفت و آمد های ما را دولت می دهد.اما در ایران فقط سی درصد پول غرفه را دولت قبول میکند.

 آن هم معلوم نیست چه موقع بدهند.سال ۸۹ در نمایشگاه نجف شرکت کردیم اما هنوز ۳۰ درصد را دریافت نکرده ایم.تازه با تورم هم که حساب کنید چیزی نمی ماند.نمایشگاه آفریقای جنوبی هم عملکرد دولت همینطور بود.هفته پیش مالزی بودم.بعضی از ایرانی ها که در اینجا اذیت شده اند به مالزی رفته و با حمایت ها و وامی که دولت مالزی می دهد شرکت مالزیایی تاسیس کرده اند.پارسال از یکی از ایرانی ها که موسس شرکت مالزیایی است پرسیدم که در اینجا چه مزایایی  نسبت به ایران وجود دارد که شما شرکت تاسیس کرده اید؟متوجه شدم که حمایت دولت مالزی برای آنها کارگشا بوده است.بعنوان مثال در نمایشگاه “اگری فورد”   از شرکت مذکور چهار نفر شرکت کرده بودند.۵۰ درصد کل هزینه ها اعم از بلیط هواپیما،هتل و … را دولت بدون فوت وقت تامین کرده و دو شب هم میهمان سفیر مالزی بودند.ظهر به ظهر نماینده سفیر به آنها سر میزد و می پرسید چند تا غذا سفارش بدهم؟آیا میهمان دارید؟

آیا دولت ما حاضر است چنین امکاناتی بدهد؟ما در صادرات و ارتباطات خارجی با چنین رقابت ها و موانعی مواجه هستیم.

مقام رهبری در افطاری که در ماه رمضان دادند و من هم حضور داشتم فرمودند:” نبرد ما با غرب نبرد اقتصادی است”.مقامات ارشد ما هم به تولید اعتقاد دارند .تولید کار مقدسی است و این تقدس باید در تمام سطوح مدیریتی ما محقق شود.در نمایشگاه گیاهان داروئی مالزی یک آقایی از محصولات ما خوشش آمد و داوطلب شد که نمایندگی ما را بگیرد.در مالزی پایتخت جدیدی در ۴۰ کیلومتری کوالالامپور تاسیس شده و تمام وزارت خانه ها به آنجا منتقل شده اند.در واقع پایتخت اداری است اماکن مختلف دنیا از جمله پل خواجو از ایران را بازسازی کردند و شهر جالب و زیبایی است .در وزارت بهداشت خیلی خوب همکاری کردند.به او یک کارت الکترونیک دادند که به کتش آویزان کرد و به واسطه آن کارت وارد آسانسور و سپس اتاق مربوطه شد.کارشناس مرتبط با تقاضای وی در عرض چند دقیقه وارد اتاق شد و به دقت به سخنان ما گوش داد و راهنمایی لازم را نمود.فرمی به ما دادند که کامل کنیم و گفتند  در عرض ۶۰ روز کاری به شما پروانه میدهیم در ایران بدون اینکه قصد انتقاد از شخص یا کارمند خاصی را  داشته باشند،متاسفانه سیستم طوری است که دوباره و بلکه چند باره کاری صورت میگیرد.بعنوان مثال برای شرکت در یک نمایشگاه در مالزی ۶ ماه است که یک تائیدیه درمورد پروانه کارمان می خواهیم.با اینکه نزدیک به ۲۰ سال است که شرکت ما تاسیس شده پروانه و همه مدارک را هم داریم و شناخته شده هم هستیم اما هنوز بعد از ۶ ماه این نامه تائیدیه آماده نشده است.چه دلیلی دارد که این کار نباید ۲۴ ساعته انجام شود؟نمایشگاه دارد شروع می شود و هنوز بعد از ۶ ماه نامه ما آماده نشده است.دولت مالزی برای کارخانه ای که بازدید کردم و می دانم که مراحل ضروری استاندارد مثل کشت میکروبی و … را انجام نمی دهد تمام گواهی نامه های بین المللی را گرفته بود تا به او فرصت صادرات بدهدآنها آنقدر برای خودشان آسان می گیرند که از سوزن رد شوند و ما آنقدر سخت می گیریم که از در دروازه هم نمی توانیم رد شویم.

منظور من این نیست که ما اینطوری کار کنیم اما باید دولت از صادر کننده حمایت جدی بکند.چرا نباید برای من که پروانه دارم نامه به موقع صادر شود؟می دانید چرا؟چون سیستم در خدمت تولید نیست.من خدمتگزار تولید هستم چون هرچه دارائی دارم در گرو بانک است که بتوانم سرمایه تهیه کنم و تولید کنم.امام آیا ادارات همانقدر برای تولید مایه میگذارند؟

آقای احمدی نژاد در سفر اول خود به یاسوج به موفقیت کالای ما،کهکیلویه و بویر احمد را قطب تولید گیاهان داروئی کشور اعلام کردند و گفتند که به واحدهای تولیدی وام بدهند ما هم طرحی برای توسعه کار تهیه کرده و تقاضای وام نمودیم سال ۷۴ بانک ملت به ما وام داده و ما هم خوش حساب بوده و به موقع پرداخت کردیم و به همین جهت بانک ملت داوطلب شد که به ما وام بدهد.بار اول که به ما وام دادندفقط  محل اجرای طرح را وثیقه گرفتند اما بار دوم بعد از گذشت ۹ سال و سابقه خوبی که ما داشتیم نه تنها کارخانه محل اجرای طرح بلکه یک خانه هم وثیقه خواستند و بالاخره چون بخشنامه اینطور گفته بود ما نتوانستیم وام بگیریم.

شما حمایت دولت و مالیات را گفتید دیگر چه؟

یک کارآفرین باید محترم شمرده شود وقتی وارد بانک یا اداره ای شد محترم باشد،ارزشمند باشد.

آیا پروسه تولید را در کشورهای دیگر مثل ژاپن ، آلمان و … بررسی کرده اید؟اصول حاکم بر تولید در کشورهای صنعتی چیست؟

در آن کشورها یک کارآفرین محترم و گویی دارای ارزش ملی است.ارزش کارآفرین متفاوت از واردکننده است مثلا او ماشین را می آورد،می فروشد و پولش را میگیرد اما از قبل کار یک کارآفرین صدها نفر نان میخورند.در آن کشورها کارآفرین متمایز است.

آیا نکته مهم دیگری درمورد تولید مانده که بخواهید اضافه کنید؟
یکی دیگر از مسائل این است که ما نیروی آموزش دیده نداریم.نیروهای متخصص در سطوح مختلف،نیروهای متعدد و خوب و همچنین تکنولوژی به روز و پیشرفته را نداریم و یا خیلی کم داریم.فرهنگ کار در کشور ما خیلی ضعیف است.یک آدم فارغ التحصیل توقع دارد پشت میز بنشیند و آخر برج حقوق بگیرد.کار دفتری را دوست دارند.به این نکته توجه کنید.وقتی من فعالیتم را در یاسوج شروع کردم خیلی ها می پرسیدند پرا یاسوج؟جایی راحت تر و نزدیک تر نبود؟

من فکر می کردم اولین چاه نفت ایران در گچساران که جزء کهکیلویه و بویر احمد است توسط دارسی انگلیسی حفر شد او رفاه حود در کشورش را رها کرد و با یک گروه مهندسی به ایران آمد تا برای کشورش نفت  و بالطبع برای خودش سرمایه پیدا کند بعد از سعی بسیار نا امید شده و می خواست برگرد که در روزهای آخر به نفت رسیدند اما فارغ التحصیل ما حاضر نیست در کشور و حتی شهر خود به مزرعه برود.دانشگاه های ما آدم های پشت میز نشین تربیت می کنند

آیا شما از کشت دیم برای تولید گیاهان دارویی استفاده می کنید؟
گیاهان داروئی یک کشور جزء سرمایه ژنتیکی آن کشور است و باید در حفظ آن کوشش کرد منابع دیم به جز موارد خاص قابل اعتماد نیستند و ممکن است بذر نامناسب به دست بدهند بعنوان مثال شرایط در مرتع یکنواخت نیست و بر حسب شمالی یا جنوبی بودن،شیب مرتع و میزان تابش خورشید کیفیت ها متفاوت است.نیاز آبی گیاهان و انتخاب رقم مناسب که قبلا توضیح دادم مهم است.مثلا بابونه بدست آمده از هر مرتع خاصیت ضد التهابی ندارد به همین سبب ما معمولا از کشت دیم استفاده نمی کنیم.

ماهنامه صدای صنعت